در سه ماه دوم سال گذشته وحشت از همه‌گیری کرونا سبب سقوط بازارهای مالی و قیمت مواد خام شد. البته در دو فصل گذشته شرایط بسیار بهتر شده است. قبل از آغاز همه‌گیری در ژاپن، استفاده از ماسک به یک امر عادی تبدیل شده بود و مردم با رعایت تدابیر محافظتی از جمله فاصله‌گذاری اجتماعی به مهار همه‌گیری کمک کردند. اما در ایالات متحده استفاده از ماسک به یک نماد سیاسی تبدیل شده بود. زیرا سال گذشته سال انتخابات ریاست‌جمهوری بود و دیدگاه‌های متضاد درباره رعایت این تدابیر مطرح بود. برای مثال ترامپ برای مدتی طولانی پس از شروع همه‌گیری کرونا در آمریکا از زدن ماسک اجتناب می‌کرد.

ابزار شایع دیگر که برای مقابله با کرونا از آن استفاده شد، قرنطینه شهرها و تعطیلی اقتصاد بود و این عامل زمینه را برای کاهش شدید تولید ناخالص داخلی کشورها فراهم کرد. تعداد کمی از کشورها از این ابزار استفاده نکردند و آمریکا یکی از این کشورها بود. البته در ۹ ماه اخیر، هم در ژاپن و هم در آمریکا محدودیت‌های کوتاه‌مدت و غیرفراگیر برای فعالیت‌های اقتصادی جهت مقابله با همه‌گیری اعمال شده است. لطمات حاصل از همه‌گیری به اقتصاد آمریکا بزرگ بوده است و نیز میزان مرگ و میرها در این کشور بسیار بالاست. اما در ژاپن شرایط کاملا متفاوت است. سال پیش در اثر همه‌گیری کرونا ۳۲۰ هزار نفر در آمریکا جان خود را از دست دادند. درحالی‌که در ژاپن تنها ۲۷۴۰ نفر جان باختند. ساخته شدن واکسن برای کرونا امیدواری‌هایی درباره بهبود شرایط اقتصادی در آینده به وجود آورده است. اما رسیدن به ایمنی جمعی از طریق واکسیناسیون جمعیت، یک روند زمانبر است، به همین دلیل برنامه‌های حمایتی در اقتصادهای بزرگ ادامه پیدا خواهد کرد و مجموعه‌ای از عوامل از جمله همین برنامه‌ها، روند مهار کرونا و شاخص‌های اقتصادی بر ارزش ارزهای معتبر تاثیر می‌گذارند. در سه ماه سوم سال گذشته تولید ناخالص داخلی اکثر اقتصادهای بزرگ رشد کرد. برای مثال تولید ناخالص داخلی ژاپن بیش از ۲۱ درصد بالا رفت، در حالی‌که در سه ماهه دوم این شاخص حدود ۲۹ درصد کاهش یافته بود. در ایالات متحده نیز الگویی مشابه مشاهده شد: در سه ماه دوم تولید ناخالص داخلی این کشور ۳۱ درصد کاهش یافت. اما در سه ماهه سوم ۳۳ درصد بالا رفت. البته عملکرد هر دو اقتصاد نسبت به قبل از همه‌گیری بسیار پایین‌تر باقی ماند. بین شاخص‌های اقتصادی آمریکا و ژاپن تفاوت‌های گوناگون وجود دارد، برای مثال نرخ تورم در ژاپن به‌طور تاریخی بسیار پایین بوده اما در آمریکا این نرخ در نزدیکی ۲ درصد قرار داشته است. اهداف بانک‌های مرکزی دو کشور در حوزه نرخ تورم کمی متفاوت است: بانک‌مرکزی آمریکا در رویکرد جدید خود قصد دارد، رشد نرخ تورم بالاتر از دو درصد را تحمل کند و برای این نهاد، متوسط نرخ تورم طی یک دوره مهم است، درحالی‌که بانک‌مرکزی ژاپن تمام تلاش خود را صرف بالا بردن نرخ تورم کرده است. تردیدی وجود ندارد که فعلا سیاست‌های حمایتی بانک‌های مرکزی بزرگ کاملا انبساطی باقی خواهد ماند. بانک‌مرکزی ژاپن قصد دارد تدابیر انبساطی بیشتری اتخاذ کند و برنامه‌های حمایتی تا زمانی که نرخ تورم به ۲ درصد برسد، ادامه پیدا خواهد کرد. این به معنای افزایش فشار بر ارزش ین است.

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند