در حوزه‌های گوناگون کمبود عرضه کاملا مشهود است. این کمبود یا حاصل اثرات همه‌گیری کروناست یا حاصل سال‌ها بی‌توجهی به سرمایه‌گذاری برای تولید میزان کافی از کالاهای مورد نیاز جهان. از بحران مالی جهان که سال ۲۰۰۸ رخ داد سرمایه‌گذاری در حوزه ساخت و ساز بسیار محدود بوده و حاصل این روند، میزان اندک موجودی مسکن برای فروش است. از سوی دیگر صاحبان خانه به جای آنکه منابع مالی خود را صرف مسافرت و رفتن به رستوران کنند به بازسازی خانه خود اقدام کرده‌اند و تقاضا برای لوازم منزل افزایش یافته است به‌طوری که خانواده‌ها باید مدتی منتظر بمانند تا کالای مورد نظر برای‌شان ارسال شود. همچنین تولید خودرو به دلیل کمبود نیمه هادی‌ها کاهش یافته و موضوع چنان جدی است که توجه کاخ سفید به آن جلب شده است.

در دو هفته گذشته حوادث تگزاس سبب قطع برق شده و این نشان دهنده آن است که زیرساخت‌های برق نمی‌تواند در برابر توفان زمستانی مقاومت کند. این تازه ترین نمونه از این واقعیت است که ما در برابر اثرات تغییرات آب و هوایی به هیچ وجه ایمن و آماده نیستیم. یک راه خوب برای درک عمیق‌تر تحولات سال‌های اخیر، توجه به سرمایه‌گذاری ثابت یعنی ساخت مسکن، کارخانه و خرید ماشین‌آلات، منهای درصدی از آن سرمایه است که هر سال مصرف می‌شود. سپس باید رقم حاصل را به‌عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در نظر بگیریم. طی چند دهه رقم یاد شده تحت تاثیر چرخه تجاری، افزایش و کاهش یافته، اما به‌طور متوسط هر سال ۲ تا ۳ درصد تولید ناخالص داخلی به اندوخته سرمایه کشور افزوده شده است. البته از سال ۲۰۰۸ رشدی رخ نداده است. در سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ آمریکایی‌ها بیش از آنکه سرمایه به وجود آورند آن را مصرف کردند. زیرا هم خانواده‌ها و هم شرکت‌ها سعی کردند به وضعیت مالی‌شان سامان بخشند. در چند سال اخیر نیز تحول مثبتی در این حوزه رخ نداده، یعنی میزان سرمایه‌گذاری‌ها بسیار اندک بوده است.

اما اکنون به نظر می‌رسد هم بخش خصوصی و هم دولت آماده‌اند شرایط یاد شده را دگرگون کنند. شرکت‌های سازنده مسکن در حال افزودن بر میزان ساخت مسکن به میزانی هستند که سال ۲۰۰۶ وجود داشت و این اقدام در واکنش به کمبود موجودی مسکن در اقتصاد انجام می‌شود. از سوی دیگر شرکت‌ها و دولت فدرال در مسیر افزایش تاب‌آوری زنجیره عرضه در حرکت هستند و اقداماتی برای بازگرداندن فرآیند تولید به کشور انجام شده است. البته شرط این بازگشت آن است که منافع ملی تامین شود. بایدن دستور داده زنجیره‌های عرضه آمریکا مورد بازبینی قرار گیرند تا در حوزه کالاهای حیاتی، به وابستگی به کشورهای خارجی به ویژه رقبایی نظیر چین پایان داده شود. همین میزان توجه به زیرساخت‌ها معطوف شده و هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات با این حرکت موافق هستند.

درست همان‌طور که کسری سرمایه‌گذاری ناگهان رخ نداد، قرار نیست یک شبه بر آن افزوده شود. افزودن بر سرمایه‌گذاری‌ها به پول و زمان نیاز دارد. در برخی موارد شرکت‌ها به‌طور مستقل اقدام خواهند کرد. برای مثال سازندگان مسکن در چند ماه گذشته بر حجم سرمایه‌گذاری‌های خود در حوزه کاری شان افزوده‌اند. در موارد دیگر، دولت پس از بررسی‌های لازم تصمیم خواهد گرفت که آیا لازم است مستقیما منابعی برای کمک به تولید کالاهای مورد نیاز کشور اختصاص دهد یا نه. راه دیگر کمک به این روند، تحریک اقتصاد به اندازه‌ای است که شرایط برای تشویق شرکت‌ها به سرمایه‌گذاری فراهم شود. کسانی که نگران رشد نرخ تورم هستند معتقدند کمبود عرضه به رشد قیمت‌ها منجر می‌شود. اما راه‌حل کمبود عرضه، افزودن بر تولید است و افزایش فعالیت‌های تولیدی به رشد قیمت مواد اولیه منجر خواهد شد. برای مثال، افزایش ساخت مسکن با سرعتی بالاتر از تولید الوار سبب رشد قابل ملاحظه قیمت این کالا شده است. در واقع رشد تولید کالا بر قیمت مواد اولیه می‌افزاید. تحولی که در بازار الوار رخ داده در بازار نیمه هادی‌های مورد استفاده در تولید خودرو هم ممکن است رخ دهد. یعنی افزایش تولید خودرو قیمت نیمه هادی‌ها را بالا می‌برد. البته اگر میزان تولید این قطعات با سرعت کافی افزایش نیابد.

در کوتاه‌مدت، به جای نگرانی درباره رشد زودگذر نرخ تورم باید بر افزودن بر عرضه تمرکز کنیم. مسلما رشد تولید کالاهای مختلف برای جبران کمبود عرضه، بر قیمت‌ها خواهد افزود. اما این یک پدیده زودگذر است و نباید نگران آن بود. انتظارات تورمی، چه بازار محور باشند و چه در نظرسنجی‌ها شناسایی شده باشند قدرتمند و شدید نیستند. کالاهایی که قیمت آنها به شدت بالا رفته از جمله ارزهای دیجیتال، از لحاظ اقتصادی کالاهای چندان با اهمیتی نیستند. راه‌حل خروج از کمبود کالا، افزودن بر عرضه است نه کاستن از آن. نگرانی درباره رشد زودگذر نرخ تورم منطقی نیست.

 

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند