آنهایی که معتقدند یک چین از لحاظ اقتصادی لیبرال‌تر به لیبرال‌تر شدن این کشور از لحاظ سیاسی منجر خواهد شد از این نگران هستند که در آینده ثابت شود دچار اشتباه بوده‌اند. اقدامات چین در حوزه‌های مختلف از تایوان تا دریای جنوب این کشور و تنش‌ها با هند سبب شده ارزیابی مجدد رویکردها و سیاست‌های کلان چین ضروری باشد.

ایالات متحده مایل است هم‌پیمان‌های این کشور به ائتلاف ضدچینی بپیوندند و چین احتمالا نه آنقدر آشکار، اما در حال متقاعد کردن کشورها به پیوستن به گروه رقیب ائتلاف موردنظر آمریکاست. بسیاری از کشورها مایل نیستند در این منازعه در یکی از این دو ائتلاف قرار بگیرند، اما امکان غیر‌متعهد ماندن در حال کاهش است. برای مثال هند که همواره به استقلال استراتژیک خود می‌بالید با اقدامات اخیر چین در مرزهای مورد مناقشه با این کشور، باید در دیدگاه خود تجدید نظر کند.

تشدید تنش‌ها سبب شده برای هند نزدیک ماندن به چین و آمریکا به طور همزمان، دشوارتر شود. به نظر می‌رسد جنگ سرد جدید در حال شروع است، جنگی که در حوزه‌های مختلف به ویژه فناوری و تجارت رخ خواهد داد. استقرار ترامپ در کاخ سفید رقابت ابرقدرت‌ها را که انتظار می‌رفت سال‌ها بعد آغاز شود جلو انداخته است. استیو بانون از مقامات پیشین کاخ سفید می‌گوید: «اینها دو سیستم غیرسازگار هستند. یکی از آنها پیروز خواهد شد و دیگری شکست می‌خورد.»

همه‌گیری ویروس کرونا که نقش «شتابدهنده بزرگ» را بازی کرده است سبب شده این تنازع خیلی زودتر آغاز شود و شدت پیدا کند. ترامپ برای این رویارویی برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام نداده است. مشکل بزرگ این است که ایالات متحده تصمیم گرفته علیه چین یک جنگ ژئوپلیتیک را آغاز کند، اما ابتدا استراتژی فراگیر برای مدیریت این جنگ را تدوین نکرده است. این وضعیت کاملا شوک آور است. وضعیت کنونی برای کره و ژاپن وضعیتی انتزاعی نیست. آمریکا از هر دو کشور می‌خواهد از چین دور شوند، اما این کار برای آنها خودکشی اقتصادی است.

کشورهای آسیایی آمریکا را یک قدرت حاضر در این قاره می‌دانند که منافع حیاتی در آن دارد و چین یک واقعیت در همسایگی آنهاست. کشورهای آسیایی نمی‌خواهند مجبور شوند، بین این دو قدرت بزرگ جهان یکی را انتخاب کنند، اما امکان تداوم وضع موجود هر روز کمتر می‌شود. اگر واشنگتن تلاش کند از افزایش نفوذ چین جلوگیری کند یا پکن تلاش کند در آسیا یک حوزه نفوذ انحصاری به وجود آورد، آنها وارد روند طولانی رویارویی خواهند شد و آینده آسیا به خطر خواهد افتاد.

به نظر می‌رسد چین برای توسعه حوزه نفوذ خود در جهان، از پیش برنامه‌ریزی‌های فراگیر کرده و در حال اجرای این برنامه‌ها است. افزایش سرمایه‌گذاری در آفریقا، توسعه روابط تجاری با اروپا و کشورهای خاورمیانه، اعطای وام به کشورهای گوناگون و حضور موثرتر در نهادهای بین‌المللی بخش‌هایی از این برنامه‌ریزی هستند.

 

این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند