معمولا در چنین شرایطی ایالات‌متحده پا پیش می‌گذارد و پیشنهاد می‌دهد رهبری فعالیت‌ها و تلاش‌ها را بر عهده بگیرد. آمریکا از قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی خود برای این منظور استفاده می‌کند تا منابع را بسیج کند و تلاش‌های بین‌المللی را در مسیر رفع بحران جهت دهد. پس از سونامی جنوب شرق آسیا، بحران مالی جهان در سال ۲۰۰۸ و شیوع ابولا در شرق آفریقا این روند طی شد. ایالات‌متحده معمولا همراهی با چین برای مقابله با چنین وضعیت‌هایی را به نفع همه قلمداد می‌کرد اما اکنون دیگر چنین باوری وجود ندارد. درحال‌حاضر بسیاری از سیاست‌گذاران آمریکایی همکاری با چین بر سر بحران همه‌گیری ویروس کرونا را یک اقدام زیانبخش برای آمریکا در یک رقابت «حاصل جمع صفر» بر سر رهبری جهان تلقی می‌کنند. از دید آنها، این نوع تلاش‌ها مشروعیتی به رهبران چین می‌دهد که آنها شایسته آن نیستند.

مقامات ارشد چین نیز دیدگاه‌های منفی خاص خود را درباره آمریکا دارند. آنها تئوری‌های توطئه را نشر می‌دهند که در آن منشا ویروس کرونا جایی خارج از چین معرفی شده و استدلال می‌کنند که واکنش چین به این ویروس برتری سیستم حکمرانی چین را به نمایش می‌گذارد. اما چنین موضع‌گیری‌هایی بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت چین باشد ضعف آن را نشان می‌دهد. رفتار کنونی رهبران چین یادآور واکنش اولیه آنها به شیوع ویروس کرونا در ووهان است. دستگاه پروپاگاندای حکومت چین که از این ریسک حیثیتی آگاه بود، تلاش می‌کند داستان ویروس کرونا را طوری بازنویسی کند که به نفع رهبران چین باشد، در نتیجه دو ابرقدرت جهان در یک جنگ قصه‌سرایی بر سر منشا همه‌گیری ویروس کرونا درگیر شده‌اند و هر یک طرف مقابل را مقصر زیان‌های عظیم وارد شده به جهان معرفی می‌کند. اما هر چه این ویروس بیشتر شیوع پیدا می‌کند و به اقتصادها بیشتر لطمه می‌زند دو کشور بیشتر خسارت می‌بینند.

نشانه‌های کمی از پایان این روند مشاهده می‌شود. مقامات بلندپایه آمریکا معتقدند یافتن ارتباط بین واکنش اولیه دولت چین به شیوع ویروس کرونا در ووهان و شیوع این ویروس در جهان یک وظیفه اخلاقی برای آنهاست. البته این نوع پایبندی‌های اخلاقی ممکن است با ضرورت‌های سیاسی داخلی تلفیق شود. ماه نوامبر زمان انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکاست. ترامپ که نمی‌تواند به عملکرد خوب اقتصادی دولت خود افتخار کند و همه مشاهده می‌کنند که شاخص‌های اقتصاد آمریکا در چه وضعیت بدی قرار دارند مجبور است خشم آمریکایی‌ها را به سمت «ویروس چینی» هدایت کند. این‌گونه تلاش‌ها از پیش در پافشاری ناموفق وزیرخارجه بر متقاعد کردن وزرای خارجه گروه ۷ با اشاره به‌ویروس کرونا به‌عنوان «ویروس ووهان» در یک بیانیه رسمی، به روشنی به نمایش درآمده است. پمپئو همچنین به دیپلمات‌های آمریکایی دستور داده دولت‌های میزبان را برای انتقاد از واکنش پکن به شیوع ویروس کرونا تحت فشار قرار دهند.

اگر چنین رفتارهایی ادامه پیدا کند، استراتژی دیپلماتیک آمریکا در آسیا طی سال آینده شامل تلاش برای سرزنش چین و رئیس‌جمهوری این کشور و حزب کمونیسم چین خواهد بود. همچنین برای پیشبرد برنامه‌های وزارت‌خارجه آمریکا از جمله برنامه «شبکه نقطه آبی» تلاش خواهد شد. این برنامه یک رویکرد با مشارکت چند کشور برای بالا بردن کیفیت، شفافیت و پایداری پروژه‌های زیرساختی است. برای تثبیت گروه‌بندی ۴ کشور یعنی آمریکا، ژاپن، استرالیا و هند با هدف تقویت حضور نظامی آمریکا در آسیا تلاش خواهد شد. به احتمال زیاد پمپئو و وزیر دفاع آمریکا به سفرهای خود به آسیا ادامه خواهند داد. اما دولت آمریکا همچنان بر مقصر و مسوول معرفی کردن رهبران چین در زمینه واکنشی که در ابتدا به شیوع ویروس کرونا داشتند ادامه خواهد داد.

این‌گونه تلاش‌ها راه آمریکا را از دیگر کشورهای منطقه جدا خواهد کرد. با آنکه بسیاری از شرکای آسیایی آمریکا در جمع‌های خصوصی از رفتار پکن انتقاد می‌کنند اما تعداد بسیار کمی از آنها همراهی با آمریکا در جنگ قصه سرایی علیه چین را در جهت منافع ملی خود می‌دانند. به‌ویژه بعد از آنکه اقتصاد چین زودتر از اقتصاد آمریکا و اروپا به رونق برسد سلطه اقتصادی چین بزرگ‌تر از آن است که همسایگان این کشور بتوانند آن را نادیده بگیرند. روند کنونی به بروز تنش در منطقه منجر می‌شود. زیرا مسائلی نظیر مشارکت یا جدایی از برنامه راه ابریشم قرن ۲۱، استانداردهای فنی زیرساخت نسل ۵ اینترنت، یا رای به نامزدها برای ریاست آژانس‌های ویژه سازمان ملل، به آزمون‌هایی برای حمایت از چین یا آمریکا تبدیل خواهد شد. اگرچه انتظار می‌رود دیپلمات‌های چین و آمریکا بر وادار نکردن دیگر کشورها به انتخاب بین چین یا آمریکا تاکید کنند، اما زمینه برای بی‌طرف ماندن این کشورها پیوسته کمتر خواهد شد. درباره اینکه واشنگتن برای مدت نامحدود رقابت با چین را شدت خواهد بخشید هیچ اطمینانی وجود ندارد. دولت‌های بعدی آمریکا ممکن است به‌جای تمرکز بر رقابت با چین تصمیم بگیرند همکاری با پکن را در استراتژی آسیایی خود بگنجانند. همچنین درباره رویکردهای چین در آینده اطمینان وجود ندارد. اما فعلا واقعیت همین چیزی است که مشاهده می‌شود و احتمالا اوضاع قبل از آنکه بهتر شود بدتر خواهد شد.

این مطلب برایم مفید است
10 نفر این پست را پسندیده اند