بانک‌مرکزی حتی در دوران بحران مالی و رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ نرخ‌های بهره را به زیر صفر نبرد. یکی از مقامات پیشین بانک‌مرکزی می‌گوید: «شما برای کمک به بیمار کاری نمی‌کنید که دچار وحشت شود و در عمل، بهبود او دشوار‌تر گردد. کاهش نرخ‌های بهره به زیر صفر سبب وحشت می‌شود.» تلاش‌های ترامپ برای بالا بردن قیمت نفت و کاستن از نرخ‌های بهره به زیر صفر نشان‌دهنده شرایط بسیار بد اقتصاد و فشارهای قابل ملاحظه‌ای است که بر ترامپ وارد شده تا در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در ماه نوامبر، اوضاع را سامان دهد.

ترامپ مدت‌های طولانی از اوپک به خاطر آنچه که او بالا نگه داشتن مصنوعی قیمت نفت توصیف می‌کرد انتقاد کرد اما حالا پس از سقوط قیمت نفت، ترامپ مایل است قیمت‌ها بالا برود ‌تا از ورشکستگی شرکت‌های نفتی جلوگیری شود. این شرکت‌ها عموما در تگزاس مستقر هستند و این ایالت یک ایالت کلیدی برای انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکاست. سه‌شنبه گذشته ترامپ در یک توییت نوشت: «قیمت نفت درحال افزایش است زیرا عربستان از تولید کاسته است. وضعیت شرکت‌های بزرگ نفتی ما با میلیون‌ها شغلی که ایجاد کرده‌اند درحال بهتر شدن است. قیمت بنزین درحال کاهش است. اوضاع بهتر از این نمی‌شود.» البته اگر قیمت بنزین تحت تاثیر رشد قیمت نفت بالا رود، توییت ترامپ نتیجه عکس خواهد داشت. افزایش قیمت بنزین بر مشکلات حاصل از بیکار شدن میلیون‌ها نفر در دوره بحرانی کنونی می‌افزاید. در دو ماه اخیر بیش از ۳۶ میلیون آمریکایی متقاضی بیمه بیکاری شده‌اند. در تعدادی از ایالت‌ها قیمت بنزین به تدریج درحال افزایش است.

موضوع مهم‌تر، سیاست‌های پولی بانک‌مرکزی آمریکاست. ترامپ که خود را «پادشاه بدهی» می‌نامد بسیار مایل است بانک‌مرکزی استقراض برای مبارزه با همه‌گیری ویروس کرونا را آسان‌تر کند. وزارت دارایی آمریکا قصد دارد ۳ هزار میلیارد دلار، صرفا در سه ماه کنونی استقراض کند و این رقم تقریبا ۶ برابر رکورد قبلی استقراض این نهاد است. هفته پیش ترامپ در یک توییت نوشت: «مادامی که دیگر کشورها درحال بهره بردن از فواید نرخ‌های منفی بهره هستند آمریکا نیز باید این «هدیه» را بپذیرد.»

با این حال اقتصاددان‌ها درباره سودمندی یا زیان نرخ‌های منفی بهره در ژاپن و اروپا اتفاق نظر ندارند. منتقدان و برخی تحلیلگران معتقدند در آن اقتصادها نرخ‌های منفی فشار خردکننده‌ای بر بانک‌ها وارد کرده و نتوانسته نرخ رشد اقتصاد را بالا ببرد. یک جنبه منفی شدن نرخ‌های بهره این است که اگر در آمریکا نرخ‌ها منفی شود تلاش‌های ترامپ برای ایجاد اطمینان در اقتصاد ناکام خواهد ماند زیرا چنین اقدامی از سوی بانک‌مرکزی این پیام را به بازارها می‌فرستد که اوضاع بسیار بد است و اصلا انتظار نمی‌رود نرخ رشد اقتصاد بالا برود. حتی در سال ۲۰۰۸ یعنی دورانی که سیستم مالی در آستانه فروپاشی قرار داشت بانک‌مرکزی جرات نکرد نرخ‌های بهره را به محدوده‌های منفی کاهش دهد. در آن زمان تصمیم گرفته شد نرخ‌ها به صفر کاهش یابد اما نگرانی بسیار زیادی درباره منفی کردن نرخ‌های بهره وجود داشت زیرا این کار پیامدهای ناخواسته‌ای داشت.

یک جنبه دیگر نرخ‌های منفی بهره این است که پس‌انداز‌کنندگان و بانک‌ها تمایلی به منفی شدن نرخ‌های بهره ندارند. صنعت بانکداری آمریکا با منفی شدن نرخ‌های بهره مخالف است زیرا این سیاست باعث می‌شود حاشیه سود بانک‌ها که از پیش بسیار پایین است کاهش یابد. واقعیت این است که در اروپا علت اصلی وضعیت نامطلوب بانک‌های بزرگ از جمله دویچه بانک، نرخ‌های منفی بهره است. مدیر بانک سیتیزن می‌گوید: «من با منفی شدن نرخ‌های بهره مخالفم زیرا همین حالا نیز بانک‌ها برای کسب سود و ایجاد سرمایه با دشواری‌های مختلف مواجه هستند.» پس‌انداز‌کنندگان جامعه که عموما افراد در سنین بالا هستند نیز با منفی شدن نرخ‌های بهره مخالف هستند و نکته مهم این است که این گروه جزو گروه‌های مهم رای دهنده هستند که ترامپ برای پیروزی در انتخابات به آرای آنها نیاز دارد.

نرخ‌های منفی بهره به زیان پس‌انداز‌کنندگان و بازنشستگانی است که با درآمد ثابت، هزینه‌های زندگی خود را تامین می‌کنند. نرخ‌های بهره حتی اگر پایین باشد سپرده‌گذاران سودی از آن دریافت می‌کنند اما منفی شدن نرخ‌ها وضعیت را تغییر می‌دهد. حتی اگر نرخ‌ها به صفر برسد سپرده‌گذاران و بازنشستگان تحت فشار قرار خواهند گرفت. مقامات کنونی بانک‌مرکزی از جمله رئیس این نهاد که ترامپ او را انتخاب کرده با سیاست منفی کردن نرخ‌های بهره مخالف هستند. چهارشنبه گذشته جروم پاول رئیس بانک‌مرکزی گفت: «من می‌دانم که عده‌ای طرفدار این سیاست هستند اما فعلا این موضوعی نیست که به آن فکر کنیم.» او در عوض از کاخ سفید و کنگره خواست بر سیاست‌های حمایتی مالی بیفزایند تا شاهد خسارت‌های بلندمدت از بحران همه‌گیری ویروس کرونا نباشیم. رئیس فدرال رزرو کلولند نیز اعلام کرده ترجیح می‌دهد از ابزارهای دیگر از جمله خرید اوراق قرضه استفاده شود. همچنین بانک‌مرکزی می‌تواند اعلام کند برای مدتی طولانی نرخ‌های بهره را پایین نگه خواهد داشت که این موضع‌گیری برای اقتصاد سودمند است.

ریسک دیگری که منفی شدن نرخ‌های بهره به همراه دارد این است که با اجرای این سیاست، بانک‌مرکزی نمی‌تواند به راحتی آن را کنار بگذارد. پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸، هفت سال طول کشید تا بانک‌مرکزی بتواند بالا بردن نرخ‌های بهره را آغاز کند. همچنین بانک‌مرکزی هرگز نتوانست بدون لطمه وارد شدن به بازارهای مالی تراز خود را کاهش دهد. تحلیلگران می‌گویند هرچه عمیق‌تر فرو برویم، خارج شدن از چاه دشوارتر خواهد بود. بانک‌مرکزی از پیش اقدامات بی‌سابقه‌ای انجام داده تا اقتصاد را از سقوط حفظ کند. در دوران ریاست پاول، بانک‌مرکزی قول داده میزانی نامحدود اوراق قرضه خریداری کند. این نهاد همچنین برنامه اضطراری اعطای وام را اجرا کرده و نیز برای نخستین بار به خرید اوراق قرضه پرریسک شرکت‌ها اقدام کرده است. این اقدامات بازارهای مالی را احیا و زمینه رشد بورس را فراهم کرده است اما همه باید به این واقعیت توجه داشته باشند که در دوران یک همه‌گیری، قدرت بانک‌مرکزی با محدودیت‌هایی مواجه است. آنها نمی‌توانند شغل «چاپ» کنند، آنها نمی‌توانند واکسن یا دارویی برای ویروس کرونا بسازند یا ترتیبی دهند که قبل از ساخته شدن دارو یا واکسن، مردم با اطمینان به خرید و مصرف بپردازند.

 

این مطلب برایم مفید است
12 نفر این پست را پسندیده اند