در سال‌های اخیر هر روز ۳۲۵ هزار نفر برای نخستین بار به برق، بیش از ۲۰۰ هزار نفر به آب لوله‌کشی و ۶۵۰ هزار نفر به اینترنت دسترسی پیدا کرده‌اند. شاید بزرگ‌ترین غم برای هر کس از دست دادن فرزند باشد. این مرگ و میرها قبلا یک اتفاق شایع بود یعنی نیمی از انسان‌ها در کودکی جان خود را از دست می‌دادند. سال ۱۹۵۰ بیست و هفت درصد کودکان قبل از رسیدن به ۱۵ سالگی جان خود را از دست می‌دادند اما اکنون این رقم به ۴ درصد کاهش یافته است. اینها واقعیت‌های امیدبخش هستند.

ممکن است شما به موضوعاتی نظیر تغییرات آب و هوایی، سیاست‌های ترامپ، جنگ در یمن، وضعیت مردم ونزوئلا یا خطر رویارویی هسته‌ای با کره شمالی اشاره کنید. تمام این موارد جزو نگرانی‌های بزرگ بشر هستند، اما من نگران آن هستم که در اخبار رسانه‌ها چنان بر جنبه‌های منفی زندگی بشر تمرکز شود که مردم تصور کنند همه چیز در حال بدتر شدن است. در یک نظرسنجی مشخص شد اکثر مردم آمریکا معتقدند میزان فقر در جهان در حال افزایش است در حالی که واقعیت این است که در پنج دهه اخیر فقر کاهش یافته است. سال ۱۹۸۱ حدود ۴۲ درصد جمعیت جهان دچار فقر شدید بودند، یعنی طبق تعریف سازمان ملل با روزانه کمتر از ۲ دلار زندگی می‌کردند، اما اکنون تنها ۱۰ درصد مردم جهان در چنین شرایطی زندگی می‌کنند و این در حالی است که جمعیت جهان افزایش یافته است.

در یک دهه اخیر هر روز ۱۷۰ هزار نفر از فقر شدید رها شده‌اند و تعداد کسانی که با روزانه بالاتر از ۱۰ دلار زندگی می‌کنند هر روز ۲۴۵ هزار نفر افزایش یافته است. بسیاری از کسانی که دیگر در فقر شدید زندگی نمی‌کنند همچنان فقیر هستند اما از آنجا که کمتر فقیر هستند احتمال اینکه باسواد شوند بیشتر و احتمال اینکه دچار گرسنگی شدید شوند بسیار کمتر است. از سوی دیگر بسیاری از مردم ممکن است تصور کنند قحطی دائما رخ می‌دهد در حالی که آخرین مورد قحطی که از سوی برنامه جهانی غذا شناسایی شده سال ۲۰۱۷ در یک ایالت سودان رخ داد و تنها چند ماه طول کشید. همچنین بیماری‌های شایع در گذشته، در حال کاهش است و ایدز مهار شده است.

نیم قرن پیش بخش اعظم مردم جهان هرگز به امکانات سوادآموزی دسترسی پیدا نمی‌کردند اما اکنون ۹۰ درصد بزرگسالان جهان باسواد هستند. میزان باسوادی دختران نیز بسیار افزایش یافته است و کمتر نیرویی مانند تحصیل و توانمندسازی زنان می‌تواند جهان را دگرگون کند. ممکن است از خواندن این جملات احساس خوبی پیدا نکنید یا اطلاعات یاد شده را گمراه‌کننده بدانید؛ زیرا هنوز هم مشکلات بسیار بزرگی در جهان وجود دارد. احساس شما را درک می‌کنم. ممکن است آمار و ارقام دقیق نباشند و آمارهای مربوط به سال گذشته میلادی تخمینی هستند، اما من نگران این هستم که بدبینی شدید درباره وضعیت جهان به جای آنکه یک نیرو برای حرکت رو به جلو باشد سبب فلج شود.

برخی خواننده‌ها می‌گویند نجات جان کودکان به بروز بحران جمعیتی و قحطی منجر می‌شود، اما آنها به یک واقعیت توجه نمی‌کنند: هنگامی که والدین مطمئن هستند فرزندانشان نمی‌میرند و به امکانات کنترل زادوولد دسترسی دارند تعداد کمتری فرزند به دنیا می‌آورند. بنگلادش نمونه‌ای روشن از این واقعیت است. درست است که هنوز هم هر ۶ ثانیه یک کودک در جهان جان خود را از دست می‌دهد و این غم‌انگیز است. اما تصور کنید که دو دهه پیش هر ۳ ثانیه یک کودک جان خود را از دست می‌داد. این یک پیشرفت بزرگ است که توجه به آن زمینه را برای بهبود شرایط فراهم می‌کند.

تغییرات آب و هوایی یک تهدید بزرگ برای جهان است. همچنین احتمالا هدف تعیین شده از سوی سازمان ملل یعنی محو فقر شدید تا سال ۲۰۳۰ تحقق پیدا نخواهد کرد. در ایالات‌متحده ترامپ یک تهدید بزرگ برای نهادها محسوب می‌شود و میلیون‌ها خانوار دچار مشکل هستند. ما باید برای رفع این مشکلات به تلاش خود ادامه دهیم؛ اما توجه به پیشرفت‌هایی که به سختی حاصل شده روحیه ما را بالا می‌برد. سه واقعیت وجود دارد: وضعیت جهان اکنون بسیار بهتر از قبل است، مشکلات بسیار بزرگی وجود دارد و جهان می‌تواند وضعیت بسیار بهتری پیدا کند.

من همچنین از اشتیاق همگانی به‌ویژه در نسل جوان برای تبدیل کردن جهان به جایی بهتر برای زندگی امیدوار می‌شوم. مردم حاضرند برای کمک به بهتر شدن شرایط در داخل و خارج کشور کمک کنند. در آینده تاریخ‌نویسان مهم‌ترین روندها در اوایل سده ۲۱ را چنین توصیف خواهند کرد: پیشرفت به سمت محو بیماری‌ها، بی‌سوادی و فقر شدید. سال ۱۹۵۹ هنگامی که من متولد شدم بخش اعظم جمعیت جهان تا پایان عمر به امکانات آموزش سواد دسترسی پیدا نمی‌کردند و در فقر شدید به سر می‌بردند. زمانی که عمر من پایان یابد بی‌سوادی و فقر شدید تقریبا از میان رفته است و این بزرگ‌ترین موفقیت برای بشریت است.

این مطلب برایم مفید است
16 نفر این پست را پسندیده اند