اگر جدایی بدون برنامه باشد و توافق تجاری بین انگلستان و اتحادیه اروپا وجود نداشته باشد بنادر مسدود می‌شوند و هواپیماها زمینگیر خواهند شد. همچنین مواد غذایی و داروهای وارداتی در انگلستان کمیاب می‌شوند. از سوی دیگر اگر همه‌پرسی جدید انجام شود پیش‌بینی شده مردم به جدایی رای منفی خواهند داد. مخالفان بوریس جانسون می‌گویند در همه‌پرسی سال ۲۰۱۶ مردم با دشواری‌های اقتصادی که جدایی در پی دارد آشنا نبودند. حالت بعدی، تصویب برنامه‌ای برای جدایی است. برنامه آقای جانسون که پس از مذاکره مجدد با مقامات اتحادیه اروپا تدوین شد به تصویب پارلمان انگلستان نرسید و عده‌ای معتقدند اگر در انتخابات امروز حزب محافظه‌کار به رهبری آقای جانسون پیروز شود این برنامه به تصویب پارلمان خواهد رسید. درباره اثرات تحقق سناریوهای مختلف برای جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است و به‌نظر می‌رسد تبعات اقتصادی این سناریوها بسیار پراهمیت‌تر است. در ادامه به این اثرات اشاره می‌کنیم.

نخست، تبعات جدایی بدون برنامه. اگر انگلستان بدون برنامه مورد توافق دو طرف از اتحادیه اروپا خارج شود این کشور دیگر عضو اتحادیه اروپا نیست و توافق تجاری با آن ندارد در نتیجه موقعیت این کشور از لحاظ تعرفه‌ها تغییر می‌کند. در حال حاضر اتحادیه اروپا یک بلوک اقتصادی عاری از تعرفه برای اعضا است. خروج انگلستان از اتحادیه اروپا سبب می‌شود تعرفه بر کالاهای صادراتی آن اعمال شود در نتیجه هزینه صادرات بالا خواهد رفت. این تغییر به زیان صادرکنندگان انگلستان است زیرا کالاهای انگلیسی در اروپا گران خواهد شد البته به دلیل کاهش ارزش پوند بخشی از این زیان جبران می‌شود. تعرفه‌ها قیمت کالاهای وارداتی را نیز بالا می‌برد.

انگلستان یک‌سوم مواد غذایی مورد نیاز خود را از اتحادیه اروپا تامین می‌کند. اعمال تعرفه برای کالاهای وارداتی به رشد نرخ تورم و کاهش استاندارد زندگی مردم انگلستان منجر می‌شود.

 دوم، جدایی سخت. این شکل جدایی مانند جدایی بدون برنامه مورد توافق دو طرف است اما شامل توافق تجاری می‌شود. اگر این سناریو تحقق یابد لندن به‌عنوان مرکز مالی انگلستان با فاجعه روبه‌رو خواهد شد زیرا شرکت‌ها دیگر نمی‌توانند از آن به‌عنوان دروازه ورود به اتحادیه اروپا استفاده کنند، هزاران شغل در این حوزه از میان خواهد رفت و ارزش ملک و زمین سقوط خواهد کرد و این یک زیان بزرگ برای اقتصاد انگلستان است زیرا از پیش بخش ساخت و ساز در ضعف قرار داشته است. از سوی دیگر انگلستان دیگر نمی‌تواند فناوری‌های پیشرفته اتحادیه اروپا را در اختیار داشته باشد. اتحادیه اروپا این فناوری‌ها را در اختیار اعضای خود قرار می‌دهد. نکته مهم دیگر این است که شرکت‌های انگلیسی دسترسی بسیار کمتری به بازار اتحادیه اروپا خواهند داشت و بزرگ‌ترین زیان برای لندن ضعف بخش خدمات آن به‌ویژه بانکداری است.

جدایی سخت همچنین هزینه مسافرت‌های هوایی، اینترنت و خدمات تلفن را بالا خواهد برد. جمعیت جوان بریتانیا نیز لطمه می‌بیند. آلمان تا سال ۲۰۳۰، دو میلیون نیروی کار کمبود دارد و با جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا جوانان انگلیسی نمی‌توانند به راحتی به آلمان سفر کرده و در این کشور مشغول کار شوند و یک موضوع مهم دیگر این است که جدایی سخت سبب می‌شود انگلستان، اسکاتلند را از دست بدهد. اسکاتلند می‌تواند به‌طور مستقل به اتحادیه اروپا بپیوندد.

 سوم، اثرات بر اتحادیه اروپا. اتحادیه اروپا نیز از جدایی لطمه خواهد دید. همه‌پرسی سال ۲۰۱۶ انگلستان سبب تقویت احزاب مخالف مهاجرت در سرتاسر اروپا شده است. اگر این احزاب در آلمان و فرانسه به قدرت کافی برسند می‌توانند زمینه فروپاشی اتحادیه اروپا را فراهم کنند زیرا اگر هر یک از این دو کشور از اتحادیه اروپا خارج شود، این اتحادیه قدرتمندترین اقتصادهای خود را از دست خواهد داد.

در نهایت باید به اثرات جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا بر آمریکا اشاره کرد. در سال ۲۰۱۶ پس از همه‌پرسی جدایی، شاخص‌های سهام در بورس آمریکا کاهش یافتند. بازارهای ارز نیز دچار ناآرامی شدند به این معنا که ارزش پوند و یورو در برابر دلار کاهش یافت و رشد ارزش دلار به شرکت‌های آمریکایی لطمه وارد می‌کند. ضعف پوند در برابر دلار به گران شدن کالاهای صادراتی آمریکا به انگلستان منجر می‌شود و به بخش‌های کشاورزی و تولید صنعتی آمریکا نیز زیان وارد خواهد شد. انگلستان چهارمین بازار صادراتی آمریکاست. جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا هم به شرکت‌های اروپایی و هم شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی لطمه وارد خواهد کرد و قدرت خرید شهروندان انگلیسی را پایین می‌آورد.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند