فرضیه دالان باریک سر راست و ساده است. دموکراسی بهترین جواب در دنیای سیاست است که راه خلاقیت و نبوغ را باز می‌گذارد و به افراد جامعه انگیزه می‌دهد، اما در عوض می‌تواند بسیار شکننده و ظریف باشد. دموکراسی علاوه‌بر دولت قوی نیاز به جامعه قوی‌تری نیز دارد. ورود به دالان گفته‌شده آسان نیست و در آن ماندن چه بسا سخت‌تر است. برای رسیدن به یک وضعیت بهتر ممکن است در مقطع کوتاهی هرج و مرج انجام گیرد، اما اکثر جوامع هر کاری انجام می‌دهند تا به‌ آن وضعیت دچار نشوند حتی اگر این به معنای انتخاب بین استبداد و چند دستگی باشد. بسیاری بر این معتقدند که حکومت استبدادی بهتر از به وجود آمدن وضعیت آنارشیستی است. در شرایط استبدادی، با آنکه امکان دارد رشد صورت بگیرد اما صعود آن محدود است و نمی‌تواند فرا‌تر از حدی برود. کتاب با آوردن مثال‌های خوب و تکه‌های برجسته تاریخی خواننده را مجذوب خود می‌کند. در یک بخش جالب این کتاب به چین می‌پردازد. در چشم‌انداز چین به‌عنوان یک قدرت جهانی استدلال می‌شود که این کشور از حدی نمی‌تواند فراتر برود و به‌خاطر وضعیت و ساختار سیاسی این کشور متوقف خواهد شد. (به‌عنوان مثال: برای ورود به دانشگاه معتبر رنمین در چین ۱۳۰۰۰ دلار رشوه هزینه می‌شود.) در کتاب مدعی می‌شود که چین فاقد سنت دموکراتیک است که همیشه بین استبداد سخت (شانگ‌یانگ و کمونیسم) و استبداد نرم (کنفوسیانیسم) در حال چرخش است.

نویسندگان با استناد به اولین اقتصاددانان جهان، ابن‌خلدون از کشور تونس، استدلال خود را با آنچه که امروز به‌عنوان منحنی لافر می‌شناسیم، بیان می‌کنند. این نوع ارجاعات و استدلالات جذاب با پیوند و ربط دادن به وقایع در سراسر دنیا، کتاب را خاص می‌کند. این کتاب استدلال می‌کند بسیاری از ناکارآمدی‌ها، مربوط به کار‌هایی است که در گذشته انجام شده و حال تاثیر آن مشاهده می‌شود. به‌عنوان مثال به علت نقصی که در قانون اساسی آمریکا در گذشته وجود داشته است، در برخی زمینه‌ها همچون سیستم‌های بهداشتی، دولت فدرال قادر به انجام کار‌هایی نیست یا بعضی از کار‌های آن دارای بهره‌وری بالایی نیستند. بخش جالب‌توجه دیگر، درخصوص رویکردی است که آمریکایی‌ها برای اداره اقتصاد کشور دارند. آنها می‌گویند «اجازه دهید بازار کار کند و از مالیات جهت توزیع مجدد برای حرکت به سمت توزیع مطلوب استفاده شود.» نویسندگان معتقدند که این یک جدایی مصنوعی و نمایشی سیاست از اقتصاد است و روش هوشمندانه‌تر انجام این کار، تقلب با قیمت‌های بازار است تا توزیع مجدد کمتری لازم باشد. نویسندگان با طرح موضوع ظهور ترامپیسم، استدلال می‌کنند که امثالی چون ترامپ با بهره‌گیری از سیاست‌های دست و پا گیر و قرار گرفتن در موضع دفاع از مردم، تفویض اختیار می‌کنند. این شگردی است که توسط دیکتاتورها از آدولف هیتلر در آلمان گرفته تا آلبرتو فوجیموری در پرو استفاده می‌شود.

در این کتاب تاریخ سیاسی کشورها به‌عنوان یک معامله بین قدرت دولت و قدرت ملت تعریف می‌شود. عجم اوغلو و رابینسون در توصیف تاریخ مهارت دارند اما درخصوص جزئیات شکل‌گیری آن گاهی بازمی‌مانند. برای فهم برخی مطالب کتاب باید آن را چند‌بار خواند تا فهمید که نگارندگان دقیقا چه هدف و منظوری از آوردن آن داشتند. اصطلاحات بسیار زیادی که برخی از آنها از توماس هابس وام گرفته شده باعث می‌شود تا در مورد کلمه‌های به‌کار رفته بیشتر دقت کرد. شاید انتقاد از این کتاب سخت نباشد از این لحاظ که تلاش نکرده طبق یکسری استاندارد‌های تعیین‌شده خود را معرفی کند. کمااینکه باید به‌خاطر آنچه هست از آن قدردانی کنیم: کتابی هوشمند با تمرکز بر موضوعی مهم در وقتی مناسب.

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند