در این سایت و سامانه انگلیس حدود ۲ میلیون گزارش تاکنون ثبت شده است. به‌عنوان مثال در شهر برن ٣٠ هزار مشکل گزارش شده که حدود ١٠هزار گزارش با رفع مشکل همراه شده است، یعنی ضریب تاثیر این سامانه بسیار بالاست. مثال دیگر بحث تامین مالی کمپین‌های انتخابات در آمریکاست. سایت رودپک روی این کاندیداها برای ورود به مجلس تامین مالی انجام می‌دهد و تاکنون چهار نفر از آن افرادی که از این سامانه استفاده کرده‌اند به مجلس راه پیدا کرده‌اند. همان‌طور که می‌بینید اهمیت یک سازمان خارج از حاکمیت را نشان می‌دهد که چنین اقداماتی انجام می‌دهد. مثال دیگری که جزو مثال‌های خیلی مطرح در این حوزه به حساب می‌آید، سامانه‌ای در اوکراین است که سامانه شفافیت تدارکات دولتی سازمانی نامیده می‌شود که در قالب یک سازمان مردم‌نهاد وارد عرصه می‌شود و اعلام می‌کند می‌تواند به‌عنوان یک سازمان مردم‌نهاد واسطه شفافیت باشد این سازمان کار خود را از  سال ۲۰۱۱ میلادی تا امروز توسعه داده است. از آن زمان تاکنون در این سامانه حدود ٦٠٠ میلیون یورو در تدارکات دولتی ذخیره شده است. در این سامانه چند گزارش معروف وجود دارد، به‌عنوان نمونه، خرید دسته گل‌ها با قیمت‌های بسیار عجیب که مردم گزارش آن را به سامانه ارسال کردند و به همین واسطه دولت آیین‌نامه‌هایی برای جلوگیری از این بریزوبپاش‌ها تدوین کرد. گزارش دیگری در همین سامانه هست که سالانه ٦٠٠میلیون یورو در اوکراین بابت همین اتفاقات در حال ذخیره‌سازی است. یک مثال بارز، سامانه دیگری در ایالات متحده است که هدفش نظارت بر تصمیم‌گیری‌های کنگره است که از سال ٢٠٠٨ میلادی کار خود را آغاز کرد و اکنون جزو مراجع قانون‌گذاری در آمریکا شناخته می‌شود. مثال دیگر سازمان مردم‌نهادی در برزیل است که از طرح‌ها و پیشنهادهایی که وارد پارلمان می‌شود، حمایت می‌کند؛ پارلمان برزیل این سامانه را به رسمیت می‌شناسد و به نمایندگان خود اعلام می‌کند که با این سامانه مشارکت کنند.

اما الزامی که باید برای فناوری شهروندی قائل شویم، داده باز است که آن را سوخت‌رسان فناوری می‌نامیم، یعنی اگر داده‌ای وجود نداشته باشد، داده باز عام‌تر از داده حکومتی است و صرفا آن چیزی که حاکمیت اعلام می‌کند، نیست. کسب‌وکارها هم می‌توانند داده باز تولید کنند. به‌عنوان نمونه، دیجی کالا اخیرا بخشی از داده‌های خرید خود را منتشر کرد. در ادامه اما نکته مهمی که مطرح می‌شود، به جامعه فعال و سواد داده برمی‌گردد؛ یعنی جامعه‌ای که بداند با داده‌هایی که منتشر می‌شود چه اقداماتی باید انجام دهد و چه استفاده‌ای باید از داده‌ها داشته باشد. در حال حاضر هزاران داده در سایت پرتال باز داده کشور منتشر شده است، اما آن اثری را که باید از این هزار دیتاست ببینیم تاکنون به‌صورت قابل‌توجهی ندیده‌ام یا پژوهشی روی آن انجام نشده است. در بحث فناوری شهروندی روی این جامعه فعال و سواد داده بسیار تاکید می‌شود. در بحث فناوری شهروندی و نهادها همان قوانین پشتیبان هستند. اما دو ویژگی سرمایه‌گذارانی که در این عرصه حضور دارند، یکی نگاه شتاب‌دهندگی و دیگری رشد محوری است. این به این معناست که سرمایه‌گذاری در این عرصه کوتاه‌مدت نیست و توجه به اثرگذاری اجتماعی است، یعنی سرمایه‌گذار به‌دنبال سود نیست. حوزه فناوری شهروندی با حوزه دولت و مسائل پلت فرم و حکومت باز اشتراک‌های زیادی دارد و لازم است که در این حوزه بکر پژوهش‌ها و مطالعات اثرسنجی متعددی انجام شود؛ زیرا اساسا ترویج و آموزش در این عرصه بسیار مهم است.

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند