با انحصاری شدن ارائه خدمات بهداشتی کنترل قیمت از سمت بازار خارج می‌شود و باید از طریق دیگری همچون دولت، قیمت‌ها کنترل شوند. اقتصاددان فقید بهداشت و درمان، اوو راینهارت در مقاله مهم خود در این خصوص از تیتری با عنوان «قیمت‌های احمقانه» استفاده می‌کند. عدم نظارت منجر به قیمت‌های بالاتر و در عین حال کیفیت پایین‌تر می‌شود. به‌عنوان یک مطالعه جدید در مورد صنعت دیالیز، ادعا می‌شود، دستیابی به هزاران مرکز دیالیز توسط شرکت‌های بزرگ تجاری منجر به بستری در بیمارستان و نرخ مرگ و میر بالاتر و دسترسی کمتر به پیوند کلیه شده است. در این مطالعه گفته می‌شود: «راهکاری‌های منفعت‌طلبانه برای سودآوری حداکثری سود می‌تواند منجر به قربانی کردن بسیاری از بیماران شود.» در فصلنامه اقتصادی هاروارد نیز به این موضوع پرداخته شده است اما شرکت‌ها با بیان اینکه این تحقیق براساس داده‌های قدیمی و شیوه‌های منسوخ شده انجام شده است و آن را به رسمیت نمی‌شناسند.

مطالعه دوک مبتنی بر داده‌های سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۰ است. نقطه گسست که سال ۲۰۱۱ است به این دلیل انتخاب شده که سیستم بازپرداخت مدیکر، پرداخت‌کننده اصلی دیالیز، در سال ۲۰۱۱ تغییر یافت - تغییری که عمدتا توسط سوءاستفاده‌های مالی ادعا شده توسط مراکز دیالیز انجام شده است. برد و پافر، سخنگوی مراقبت‌های پزشکی فرنسیوس، یکی از دو ارائه‌دهنده اصلی دیالیز تجاری در ایالات متحده گفت «این تغییر و پیشرفت‌ها در استانداردها و فناوری باعث می‌شود که داده‌های تاریخی در این مطالعه منعکس‌کننده وضعیت خدمات‌درمانی فعلی نباشد.» در بیانیه مراقبت‌های کلیه داویتا آمده است که «بیش از ۲۰ سال است که نتایج بالینی را بهبود بخشیده است.» با توجه به افزایش این خدمات درمانی و گسترده شدن بحث و انتقاد از آن، هم‌اکنون در کالیفرنیا پرونده‌ای درخصوص بیمارستان‌های زنجیره‌ای و تسلطی که آنها بر منطقه‌های خود را دارند در حال بررسی است. به عبارتی آنها به دنبال این هستند که این تسلط و انحصار چه میزان روی قیمت‌ها اثر گذاشته و آیا می‌توان گفت که در این مورد به جامعه ظلم می‌کنند.

مطالعه دوک تایید می‌کند که تشکیل مراکز دیالیز مستقل توسط دو شرکت بزرگ تاثیر یکسانی بر بازارهای منطقه‌ای ندارد و غالبا مراکز دیالیز خیلی کوچک هستند. بنگاه‌های دیالیز به آمارهای دولت اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد مرگ و میر کلی در بین بیماران دیالیزی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶ تقریبا ۳۰درصد کاهش یافته است. (این نرخ با افزایش سن بیماران تنظیم می‌شود.) دیالیز کلیه یک روش درمانی است که در صورت نارسایی کلیه انجام می‌شود و کار تصفیه خون را به عهده می‌گیرد هنگامی که کلیه‌های بیمار قادر به انجام کار نیستند. بیماران به‌طور معمول هفته‌ای سه بار در یک کلینیک تخصصی در حدود یک ساعت دیالیز را انجام می‌دهند، اگرچه دیالیز خانگی به تدریج در حال گسترش است. دیالیز تنها روشی است که می‌تواند بیماران را زنده نگه دارد تا زمانی که آنها نتوانند پیوند کلیه را تامین کنند که لیست تامین کلیه بسیار طولانی است و شاید هیچ‌گاه نوبت به فرد نرسد.

یک تغییر دیگر در این سیستم قابل توجه است. طی سال ۲۰۱۰، مدیکر در هر جلسه دیالیز فقط حدود ۱۲۸ دلار پرداخت کرد، اما داروهای تزریقی را جداگانه پوشش می‌داد. این امر منجر به اتهاماتی شد که ارائه دهندگان دیالیز با ریختن ظروف پر شده و نمایش اینکه از آنها استفاده شده است پولی بابت انجام دیالیز می‌گرفتند. با اصلاح این شیوه سود سالانه داویتا به نصف کاهش داد. همچنین مطالعه‌هایی درخصوص احتمال گرفتن کلیه و پیوند آن انجام شده است. در یکی از این مطالعات که در سال ۲۰۱۴  انجام شده است نشان می‌دهد بیماران متعلق به زنجیره‌های انتفاعی ۱۳‌درصد کمتر احتمال دارد که در لیست‌های انتظار پیوند عضو شوند، در مقایسه با افرادی که در تسهیلات توسط زنجیره‌های غیرانتفاعی اداره می‌شوند. البته با اینکه نباید به این نتایج اکتفا کرد و از آن نتیجه گرفت، اما همین امر می‌تواند حدس و گمان را بر این موضوع زیاد کند که مالکیت بر این مراکز دیالیز می‌تواند بر احتمال پیوند کلیه موثر باشد. نویسندگان تصور می‌کردند که شرکت‌های دیالیز با جریان درآمدی که دارند ممکن است نسبت به مراجعه بیماران به پیوند کلیه احتیاط کنند، زیرا پایان دادن به نیاز آنها به دیالیز منجر به «حذف جریان ثابت درآمد از محل کار آنها» می‌شود.

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند