رئیس بخش بازارهای مالی در این شرکت می‌گوید: «هرچه دوره رشد شاخص‌ها طولانی‌تر باشد، سرمایه‌گذاران بیشتر درباره سقوط شاخص‌ها نگران می‌شوند، به‌ویژه اکنون که ریسک‌های متعدد، اقتصاد جهان و بازارهای مالی را تهدید می‌کنند و بر میزان بی‌ثباتی بازارها افزوده شده است، میزان نگرانی بیشتر است. در فصل تابستان، شاخص بی‌ثباتی بازارهای مالی بالاتر رفته و در این شرایط طبیعی است که سرمایه‌گذاران نگران آینده هستند.» در ماه‌های اخیر بر شدت تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا افزوده شده و ترامپ قصد دارد جنگ تجاری را علیه اروپا نیز آغاز کند. از سوی دیگر شاهد کاهش نرخ رشد اقتصادهای بزرگ از جمله آمریکا هستیم. در ماه‌های اخیر نرخ بازده اوراق بلندمدت خزانه کاهش یافته و منحنی بازده معکوس شده است. در نظرسنجی موسسه آلیانس، تنها ۳۸ درصد پاسخ‌دهندگان اعلام کردند، اکنون زمان مناسب برای سرمایه‌گذاری است. در سه ماه نخست امسال ۴۱ درصد چنین نظری داشتند.

در هفته‌ها و ماه‌های آینده تحولات در عوامل موثر بر بازارهای مالی می‌تواند نظر سرمایه‌گذاران را تغییر دهد. افق روابط تجاری چین و آمریکا بیشترین تاثیر را بر رفتار سرمایه‌گذاران دارد. در ماه‌های اخیر هر خبر از روند مذاکرات تجاری و تصمیم‌های ترامپ درباره اعمال تعرفه بر کالاهای صادراتی چین، نوسان‌های بزرگی در بازارهای مالی به وجود آورده است. پایان هفته گذشته سومین دور از مذاکرات تجاری چین و آمریکا انجام شد و اخبار مربوط به آن مثبت بوده. به این معنا که به نظر می‌رسد دو طرف بر سر برخی مسائل مورد اختلاف به توافق رسیده‌اند. با انتشار این اخبار، شاخص‌های مالی در بورس‌های بزرگ آسیا، اروپا و آمریکا رشد کردند. از قبل تحلیلگران پیش‌بینی کرده بودند که حصول توافق فراگیر بر سر تمامی مسائل مورد اختلاف امکان‌پذیر نیست و در نهایت یک توافق محدود حاصل خواهد شد.

این یک قدم رو به جلو است که می‌تواند هیجان‌های مثبتی در بازارهای مالی و مواد خام به‌وجود آورد. اما عمر اثرگذاری این عامل زیاد نیست. در واقع تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا تنها یکی از عوامل ضعف در اقتصاد جهان است و اکنون نمی‌توان انتظار داشت، رونق به اقتصاد دنیا باز گردد. آن طور که از اخبار پیداست چین برخی درخواست‌های آمریکا را پذیرفته و در مقابل آمریکا قبول کرده افزایش تعرفه‌ها را به تعویق اندازد و فروش تجهیزات به شرکت هوآوی چین را امکان‌پذیر کند. حال چند پرسش مطرح است. نخست آنکه آیا به تعویق افتادن افزایش تعرفه‌ها به رونق اقتصاد این دو کشور و جهان کمک خواهد کرد؟ بدون تردید اثر تعرفه‌هایی که تاکنون اعمال شده همچنان باقی است و شدت پیدا خواهد کرد. پرسش بعدی این است که اثر توافق محدود چیست؟ تحلیلگران معتقدند برداشتن قدم اول ضروری بوده، زیرا رفع تمامی اختلافات ممکن نیست. اما میزان پایبندی دو طرف به تعهدات یک موضوع مهم است. در ماه فوریه چین و آمریکا بر سر میزان نوسان ارزش یوآن در برابر دلار به توافق رسیدند، اما جزئیات این توافق مشخص نشد. سپس در ماه مه دومین دور مذاکرات به بن‌بست رسید و بر میزان تعرفه‌ها افزوده شد. پکن در هفته‌های اخیر اجازه داده ارزش یوآن در برابر دلار کاهش یابد تا بخشی از اثرات تعرفه‌ها خنثی شود!

در ماه‌های آینده زمینه‌های تنش در روابط تجاری چین و آمریکا فراوان خواهد بود و از آنجا که یک عامل اصلی ضعف در اقتصاد جهان همین تنش‌هاست، نمی‌توان انتظار داشت با یک توافق محدود، رونق بازارهای مالی ادامه پیدا کند. البته باید دید واکنش شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان به تحولات آینده چیست. سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و مصرف شهروندان تحت‌تاثیر نگرانی درباره آینده کاهش یافته و فعالیت‌های تولیدی و خدماتی در آمریکا و برخی اقتصادهای بزرگ اروپایی کمتر شده است. آنچه از این پس از سوی شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان انجام می‌شود یعنی واکنش آنها به توافق محدود تجاری بین چین و آمریکا، یک معیار مهم برای پیش‌بینی وضعیت بازارهای مالی در آینده است. تحلیلگران معتقدند تا زمانی که اثرات واقعی این توافق و روند مذاکرات تجاری دو کشور در آینده، مشخص نشود، هراس درباره آینده باقی است، حتی اگر برای مدتی شاهد هیجان مثبت در بازارها باشیم.

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند