از منظر سیاسیون، دروسی که در محیط آکادمیک یاد داده می‌شود مناسب محیط سیاست نیست. همان‌طور که چندی پیش آقای روحانی خطاب به اقتصاددانان بانک مرکزی گفت: «فرمول‌هایی که در دانشگاه‌ خوانده‌اید نیاز به تجدیدنظر دارد.» حتی در بازار کار نیز بعضا بی‌اعتمادی نسبت به اقتصاد خوانده‌ها وجود دارد. حال این سوال مطرح می‌شود که آیا لزومی دارد دروس اقتصاد طوری تدریس شوند که به درد بازار و کسب‌و‌‌کار در سطح جامعه بخورد؟ آیا این دروسی که در دانشگاه خوانده می‌شوند، به سیاست‌گذاری مربوط است و می‌توان افراد زبده در این رشته را وارد دستگاه سیاستی کرد؟ یا آنکه این بحث آکادمیک فقط در سطح تئوری دنبال می‌شود و نباید انتظاری جز این داشت. حال اگر این طور است چرا در زمینه علمی نیز نتوانستیم آن طور که باید و شاید خروجی خوبی بدهیم. چند سالی است که فارغ التحصیلان دانشگاه‌های معتبر همچون شیکاگو، پنسیلوانیا و... به ایران بازگشته‌اند. برخی با توجه به اینکه این امر می‌تواند ما را به سمت علمی‌تر شدن دانشگاه‌ها ببرد که نتیجه آن همراه شدن با دیگر دانشگاه‌های معتبر جهان است، نوید آینده بهتری را برای این رشته در بعد علمی و سیاسی می‌دهند؛ اما برخی دیگر بر این باورند که این روش و متد‌ها به درد جامعه‌ای چون ایران نمی‌خورد و نمی‌توان این امر را به فال نیک گرفت و بعضا با این روند مخالفت نیز می‌کنند. در این پرونده قصد داریم از منظر دو استاد و دو دانشجو که همه آنها تجربه تحصیل هم در داخل و هم در خارج کشور را داشته‌اند، به موضوع آموزش اقتصاد در ایران بپردازیم.

 

محسن کرمانی

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند