این سرمایه برای راه‌اندازی ایده استفاده می‌شود و معمولا نسبت به فازهای دیگر رقم بسیار کوچک‌تری است. این سرمایه از طریق کمک دوستان و آشنایان، سرمایه‌گذاران فرشته (Angel Investor)، سرمایه‌گذاران خطرپذیر (Venture Capital) یا شتاب‌دهنده‌ها (Accelerator) تامین می‌شود. فاز دوم سرمایه‌گذاری بعد از عرضه محصول یا خدمت انجام می‌گیرد که خود به دو بخش Early Stage و Late Stage تقسیم می‌شود. در بخش Early Stage هدف اصلی سرعت بخشیدن به رشد استارت‌آپ و ایجاد موانع ورود برای رقبا است. در بخش Late Stage، استارت‌آپ، که دیگر به یک استارت‌آپ موفق و سودآور تبدیل شده است، به منظور توسعه کسب‌وکار یا ورود به بورس دست به جذب سرمایه می‌زند. معمولا این فاز از سرمایه‌گذاری شامل حداقل سه مرحله است. سرمایه‌گذاران این فاز عمدتا سرمایه‌گذاران خطرپذیر، بانک‌ها و موسسات مالی هستند. در هر مرحله به‌طور کلی ضرورت جذب سرمایه براساس شرایط فعلی استارت‌آپ و برنامه‌های آینده آن انجام می‌پذیرد. از همین رو استراتژی استارت‌آپ‌ها در جذب سرمایه می‌تواند گوناگون باشد. با این وجود، تمامی این استراتژی‌ها در تمرکز روی چشم‌انداز بزرگ استارت‌آپ، ایجاد هم‌کوشی (Synergy)، شبکه‌سازی و بهره‌مندی از خدماتی چون مانیتورینگ (Mentoring) و مشاوره از طریق سرمایه‌گذار مشترک هستند.

در فرآیند جذب سرمایه، لازم است بنیان‌گذاران چهار قدم کلی را بردارند: نخست تعیین اهداف افزایش سرمایه؛ دوم برآورد سرمایه مورد نیاز؛ سوم تحقیق برای انتخاب سرمایه‌گذار مناسب؛ چهارم آماده‌سازی یک ارائه عالی. در قدم نخست اهداف در قالب یک طرح تجاری ارائه می‌شوند. در قدم دوم تنظیم سرمایه مورد نیاز با میزان سهامی که به سرمایه‌گذار واگذار می شود بسیار مهم است. اصلی‌ترین دلیل این موضوع این است که هر چه سهام بیشتری به سرمایه‌گذار واگذار شود، شانس‌های مراحل سرمایه‌گذاری بعدی و استراتژی‌های خروج برای بنیان‌گذاران محدودتر می‌شود. در انتخاب سرمایه‌گذار، بنیان‌گذاران علاوه بر نکات فوق در استراتژی جذب، لازم است به این نکته هم توجه کنند که سرمایه‌گذار شریک او خواهد شد و ایجاد رابطه‌ای سازنده برای شراکت ضروری است.

بنیان‌گذاران در جلسات ارائه به سرمایه‌گذار باید داستان شروع به کار، دستاوردها، برنامه‌های آینده خود، سرمایه انسانی، سرمایه مورد نیاز و استراتژی‌های خروج را برای سرمایه‌گذار به‌صورت شفاف و واقع‌گرایانه بیان کنند. نکته حائز اهمیت در این جلسات این است که خود بنیان‌گذاران باید به آینده استارت‌آپ‌شان چنان باور داشته باشند که سرمایه‌گذار را مجاب به سرمایه‌گذاری کنند. به عبارت دیگر، فرآیند جذب سرمایه برای بنیان‌گذاران، فروش بخشی از چشم‌اندازشان است. از طرف دیگر سرمایه‌گذاران آگاهند که ایده خوب نقش کوچکی در موفقیت یک استارت‌آپ بازی می‌‌کند، و این پیاده‌سازی درست و تناسب محصول با نیازهای بازار است که کلید موفقیت است. در بسیاری از استارت‌آپ‌ها این مهم از طریق سرمایه انسانی یا همان تیم استارت‌آپ انجام می‌گیرد و سرمایه‌گذاران بیش از اینکه روی ایده سرمایه‌گذاری کنند، روی تیم سرمایه‌گذاری می‌کنند. بنابراین لازم است بنیان‌گذاران آینده تیم خود را به خوبی نشان دهند.

فرآیند سرمایه‌گذاری در ایران به نسبت کشورهای پیشرفته‌تر از حیث روش‌های جذب سرمایه، حجم سرمایه و استراتژی‌های خروج بسیار متفاوت است. در زمینه روش‌های جذب سرمایه، عدم وجود سازوکارهایی مانند سرمایه‌گذاری جمعی (Crowd Funding) یکی از تفاوت‌های اصلی بین کشور ما و دیگر کشورهاست. البته در سال‌های اخیر تجربه‌های ناموفقی در این زمینه در کشور ما انجام شده است، اما اقدامات زیادی برای عملیاتی کردن این سازوکارها نیاز است. حجم سرمایه موجد در اکوسیستم استارت‌آپی ایران در مقایسه با دیگر کشورها بسیار کم است. اصلی‌ترین دلیل این موضوع بالا بودن نرخ تورم در ایران است. این مشکل باعث شده است تا بخش اعظمی از سرمایه در کشور به سمت بازارهای کم‌ریسک و زودبازده مانند ارز و طلا کشیده شود.

علاوه بر این با توجه به اینکه استراتژی‌های خروج استارت‌آپ‌ها معمولا چند سال زمان می‌برد، جذابیت این حوزه را برای بسیاری از صاحبان سرمایه کم کرده است. افزون بر این با توجه به عدم وجود روش‌های مشخص و مناسب در ارزش‌گذاری استارت‌آپ‌ها در کشورمان، امکان عرضه سهام استارت‌آپ‌های موفق را در بورس تا به امروز بسیار مشکل کرده است. در نتیجه استراتژی‌های خروج برای سرمایه‌گذاران محدودتر از کشورهای دیگر است. در پایان جا دارد به یکی از ریسک‌های اصلی در فرآیند جذب سرمایه، یعنی تاخیرهای پرداختی سرمایه‌گذار، اشاره کنیم. در تمامی سرمایه‌گذاری‌ها به دلایل مختلف ممکن است پرداخت‌های سرمایه‌گذار با تاخیر همراه باشد. برای کنترل و کاهش این ریسک، مدیر یک استارت‌آپ باید در قرارداد افزایش سرمایه، بندهایی را برای جلوگیری این اتفاق در نظر بگیرد که معمولا با کاهش امتیازات و اختیارات سرمایه‌گذار همراه است. علاوه بر این، مهم است که مدیر استارت‌آپ با در نظر گرفتن ریسک‌های ممکن، برای تامین نقدینگی مورد نیاز استارت‌آپ، از طریق روش‌های دیگر یا تغییر استراتژی توسعه، برنامه‌های متفاوتی تهیه کند.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند