هدف‌گیری حامیان ترامپ

تولیدکنندگان چینی باید قیمت کالاهای صادراتی خود را کاهش دهند تا اثر تعرفه‌ها برای مصرف‌کنندگان آمریکایی خنثی شود، اما این اقدام در بسیاری از موارد منجر به زیان ده شدن فعالیت شرکت‌های چینی می‌شود. از دید تولید‌کنندگان چینی آنچه اتفاق افتاده یک وضعیت باخت‌باخت است، زیرا چینی‌ها سودشان را از دست می‌دهند و مجبورند کار را تعطیل کنند و مشتری‌های آمریکایی دیگر نمی‌توانند با قیمت‌های قبلی کالاهای با کیفیت تولید چین را از جای دیگری بخرند. دولت چین واکنش شدیدی به اقدام آمریکا در بالا بردن تعرفه کالاهای صادراتی این کشور نشان نداده است. اما شرایط به همین شکل باقی نخواهد ماند. وزارت بازرگانی چین وعده انجام اقدامات تلافی‌جویانه داده، اما اعلام نکرده چه وقت و به چه شکل این اقدامات انجام خواهد شد. روز جمعه برخلاف روزهای قبل از آن، شاخص‌های مالی در بورس‌های بزرگ جهان رشد کرد، زیرا این امید وجود داشت که در نهایت دو طرف به توافق دست پیدا کنند. از سوی دیگر رسانه‌های چین که به شدت تحت کنترل دولت هستند، بسیار محتاطانه عمل کردند به این معنا که خواستار واکنش تند مردم از جمله تحریم کالاهای آمریکایی نشده‌اند.

مسلما چین از اقدامات تجاری آمریکا لطمه می‌بیند، اما پکن حاضر نیست، یک توافق بد را امضا کند، زیرا از یکسو این توافق به اقتصاد چین لطمه می‌زند و از سوی دیگر رئیس‌جمهوری و کادر رهبری مایل نیستند ضعیف به نظر برسند و به منافع کشور لطمه وارد شود. در حال حاضر سوال اصلی که برای رهبران چین مطرح است اینکه تعرفه‌های بالاتر چه مدت باقی خواهد ماند؟ دولت و بانک مرکزی چین ابزارهایی برای حفظ ثبات اقتصادی حداقل برای مدتی در اختیار دارند. مذاکره‌کنندگان چینی و آمریکایی به گفت‌وگوها ادامه خواهند داد و ترامپ اعلام کرده رسیدن به توافق ممکن است.

اما اقتصاد چین در برابر فشارهای اقتصادی آمریکا کاملا مصون نیست. از پیش برخی کارخانه‌ها زیان‌های حاصل از این فشارها را احساس کرده‌اند. تحلیلگران معتقدند آمریکا و چین در نهایت به توافق می‌رسند تا از شدت تنش‌ها که به اقتصاد هر دو کشور و جهان لطمه وارد خواهد کرد، اجتناب شود. اما فعلا تمایل به امتیازدهی چندان زیاد نیست. شرکت‌های آمریکایی فعال در چین، دولت چین و دولت آمریکا را مقصر وضعیت کنونی می‌دانند اما روز جمعه رئیس اتاق بازرگانی آمریکا در شانگهای از سیاست‌های دولت ترامپ طرفداری کرد و گفت: «با آنکه بسیاری از شرکت‌های آمریکایی از تعرفه‌های چین زیان می‌بینند، اما ما انگیزه‌های دولت را درک می‌کنیم. باید توافقی حاصل شود که وضعیت تجاری دو کشور متعادل شود.» در چین نیز کسی به تغییر روابط تجاری با آمریکا به شکلی که به زیان کشور باشد اعتقاد ندارد. به باور بسیاری از مدیران شرکت‌های چینی، طولانی شدن روند مذاکرات تجاری چین و آمریکا حاصل تضاد منافع بنیادی دو کشور است. در ابتدای سال جاری میلادی طرف چینی حالت تدافعی‌تر داشت، زیرا در نیمه دوم سال گذشته نرخ رشد اقتصاد چین کاهش یافته بود و یک دلیل این کاهش، تنش‌های تجاری بین چین و آمریکا بود.

اما از آن زمان تاکنون دولت چین ده‌ها میلیارد دلار نقدینگی به اقتصاد این کشور تزریق کرده و بانک‌ها میزان بسیار بالاتری وام در اختیار متقاضیان قرار داده‌اند. همچنین سختگیری کمتری با شرکت‌ها و کارخانه‌های بدهکار شده است. در سه ماه نخست سال جاری میلادی اقتصاد چین ۴/ ۶ درصد رشد کرده که بالاتر از انتظار اقتصاددان‌ها بود، رشد تولید صنعتی مناسب است و مصرف‌کنندگان چینی بر مصرف خود افزوده‌اند. به این ترتیب مذاکره‌کنندگان چینی دلیلی برای امتیازدهی نمی‌بینند. البته این به آن معنا نیست که چین قصد دارد میز مذاکره را ترک کند. ابهام درباره آینده عاملی بسیار منفی برای شرکت‌هاست که سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در ابتدای سال جاری میلادی، صادرات چین به تمامی کشورها و نه فقط به آمریکا رشد کندتری داشت و اگر تنش‌های تجاری شدت پیدا کند، برای چین حفظ ثبات اقتصاد دشوارتر خواهد شد. کاهش شغل یا افت بیش از انتظار نرخ رشد اقتصاد دو نتیجه این وضعیت خواهد بود.

رسانه‌های چین تلاش کرده‌اند مصرف‌کنندگان این کشور را نسبت به استحکام اقتصاد مطمئن کنند. مردم چین به سیاست‌های دولت و بانک مرکزی اعتماد دارند و حاضرند با سیاست‌های دولت همراهی کنند. برای مثال بسیاری از کسب و کارها از سود خود کاسته‌اند تا قیمت‌ها را بالا نبرند و این روش سبب می‌شود آنها بتوانند به صادرات ادامه دهند. در واقع تولیدکنندگان چین به این درک عمیق رسیده‌اند که باید به سلامت بلندمدت کسب و کار خود و کشورشان فکر کنند و سود کمتر را بپذیرند تا اقتصاد لطمه نخورد. از سوی دیگر آنها معتقدند محال است دو ابر قدرت اقتصادی جهان برای همیشه در جنگ تجاری باقی بمانند. چین برای وادار کردن آمریکا به کاهش درخواست‌های خود ابزارهایی در اختیار دارد، البته مهم‌ترین موضوع این است که آمریکا مشاهده کند فشارها تغییری در موضع‌گیری‌های پکن ایجاد نمی‌کند و اقتصاد چین به رشد خود ادامه داده است. اگر دولت چین بتواند در برابر فشارها مقاومت کند و ثبات اقتصادی را حفظ کند، دولت آمریکا مجبور خواهد شد روش خود را تغییر دهد.

موضوع مهم بعدی واکنش چین است. گزینه آشکار پکن در قبال افزایش تعرفه برای کالاهای صادراتی چین، مقابله به مثل است. پاییز سال قبل چین در واکنش به اقدام آمریکا بر ۶۰ میلیارد دلار کالای صادراتی آمریکا تعرفه ۵ تا ۲۵ درصدی اعمال کرد. این میزان معادل دو پنجم کالاهای صادراتی آمریکا به چین است. از سوی دیگر چین می‌تواند موانع تجاری جدیدی برای کالاهای صادراتی برخی ایالت‌های آمریکا که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ به ترامپ رای دادند را بالا ببرد. تابستان سال قبل چین خرید سویا از آمریکا را متوقف کرد، اما پایان سال گذشته خرید سویا را از سر گرفت. چین همچنین تعرفه ۲۵ درصدی بر اتومبیل‌های آمریکایی را که تابستان اعمال کرده بود، لغو کرده است. البته این سوال مطرح است که آیا اقدامات تلافی جویانه چین برای وادار کردن آمریکا به تغییر موضع کافی است یا نه؟ دولت چین در سال‌های اخیر اقدامات گسترده‌ای برای متنوع کردن منابع رشد اقتصادی کشور انجام داده، اما هنوز هم رشد اقتصاد چین به شدت به صادرات کالاهای کارخانه‌ای وابسته است. همچنین اجرای سیاست‌های حمایتی در چین نمی‌تواند در سطح گسترده و برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. اگر اقتصاد چین امسال بین ۵/ ۶ تا ۲/ ۶ درصد رشد کند هدف دولت برای رشد اقتصاد تحقق یافته است.

این مطلب برایم مفید است