گرچه موافقان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی به‌صورت استانی، خروج از تسلط بخشی‌نگری و فراهم شدن شرایط برای تسلط رویکرد کلان و ملی نگریستن به موضوعات را ازجمله مهم‌ترین دلایل خود برای پافشاری بر این طرح و دفاع از آن عنوان می‌کنند، اما به نظر می‌رسد اصلاح و تغییر نوع انتخابات مجلس از شهرستانی به استانی، نمی‌تواند رسیدن به این هدف را ممکن سازد.

موضوع دیگر آن است که دولت لایحه جامع انتخابات را به مجلس ارائه کرده و بهتر بود که موضوع استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز ذیل این لایحه مهم درنظر گرفته می‌شد، زیرا اصلاح نحوه برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در قالب یک طرح، همه‌جانبه‌نگر نیست و برخی موارد در آن مورد توجه قرار نگرفته است. ازجمله این موارد می‌توان به این نکته اشاره کرد که در طرح مذکور گسترده شدن سطح تبلیغات در استان مورد توجه قرار نگرفته؛ این در حالی است که گسترده شدن حوزه انتخابیه از یک یا دو شهر و شهرستان به چند شهر و شهرستان، این ضرورت را ایجاد می‌کند که نامزدها برای شناساندن خود به مردم، به دنبال منابع مالی قوی برای قرار گرفتن در یک رقابت استانی باشند؛ زیرا نامزدهای شهرهای مختلف برای شهروندان سایر شهرها ناشناخته هستند و هر فردی نمی‌تواند از عهده مخارج تبلیغاتی خود برآید.

همین این امر دست کم دو آسیب را به همراه دارد؛ نخست آنکه بالارفتن هزینه‌های تبلیغاتی می‌تواند یکی از عواملی باشد که افراد کارآمد، نخبه و توانمندی را که تمکن مالی برای این هزینه‌ها ندارند، خود‌به‌خود از روند انتخابات کنار روند. بر این اساس افراد مشهور در دو سطح استانی و ملی، از این روش برگزاری انتخابات نفع می‌برند و به دلیل شناخته شده بودن، با این شیوه به مجلس راه می‌یابند و این در حالی است که نخبگانی که در شهرستان‌ها شناخته شده‌اند، اما در سطح استان کمتر شهره‌اند، از ارائه برنامه‌های خود و از ادامه رقابت محروم می‌شوند.  آسیب دیگر آن است که در این رقابت پرهزینه، پای کانون‌های ثروت و قدرت و افراد متصل به این کانون‌ها به کارزار انتخاباتی باز می‌شود و نامزد‌ها تنها با اتکا به شرایط مالی خاص می‌توانند در انتخابات شرکت کنند.

همچنین با استانی شدن انتخابات مجلس، تعداد نامزدهایی که مردم در سطح یک استان باید به بررسی صلاحیت و برنامه‌های آنها بپردازند، افزایش می‌یابد و همین امر قدرت انتخاب آگاهانه و درست را از مردم سلب می‌کند. نتیجه آنکه مردم ناگزیرند صرفا به لیست‌های انتخاباتی که از سوی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی منتشر می‌شود رای دهند. البته برخی این شیوه از برگزاری انتخابات مجلس را فراهم شدن زمینه برای فعالیت جدی احزاب در کشور می‌دانند، اما در این زمینه باید به این نکته توجه کرد که آیا ما احزاب قوی در کشور داریم که بتوانند با حمایت از تعدادی از نامزدها و انتشار لیست‌های انتخاباتی، زمینه ساز تشکیل مجلسی قوی باشند؟

عدم شکل‌گیری احزاب قدرتمند طی ۴۰ سال گذشته با گسترده شدن حوزه‌های انتخابیه، مردم را با مشکل جدی در اعمال اراده مستقیم خود مواجه خواهند کرد. با توجه به آنکه احزاب در کشور ما هنوز به معنای واقعی فعالیت‌های موثری ندارند، بنابراین به نظر می‌رسد استانی شدن انتخابات هم نمی‌تواند کمک شایانی به فعال شدن احزاب کند.یکی دیگر از معایب استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی آن است که رقابت محلی و مشارکت در حوزه‌های انتخابیه تغییر می‌کند. علاوه بر آنکه میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی با استانی شدن انتخابات به شدت کاهش می‌یابد، نمایندگان راه یافته به مجلس هم دیگر خود را پاسخگو به موکلان شهرستانی خود نمی‌دانند و این موضوع سبب می‌شود تعامل میان مردم و نمایندگان مجلس به شدت کاهش یابد.یکی از آسیب‌های کاهش تعامل مردم با نمایندگان خود در مجلس شورای اسلامی آن است که توسعه شهرها، شهرستان‌ها و به ویژه مناطق محروم که معمولا تلاش نمایندگان در تحقق آن اثر ویژه‌ای دارد، با مشکل روبه‌رو می‌شود. براین اساس می‌توان تاکید کرد که با استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، با تمرکز گرایی که صورت می‌گیرد، مناطق کم برخوردار با مشکل روبه‌رو می‌شوند و رسیدگی به مسائل آنان دیگر در اولویت نمایندگان مجلس نخواهد بود.

موضوع دیگر آن است که بر اساس طرح استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، حداقل نصاب رأی ۱۰ درصد در نظر گرفته شده، اما اگر افرادی که درصد بیشتر آراء در حوزه‌های فرعی را کسب کنند و در عین حال نتوانند رأی حداکثری استان را به دست آورند، شانس کمی برای انتخاب شدن و راهیابی به مجلس شورای اسلامی دارند. بنابراین این طرح شانس نامزدهای حوزه‌های فرعی را کاهش می‌دهد و در عین حال امکان ورود افراد وابسته به گروه‌های خاص و احزاب افزایش می‌یابد.ازجمله نکاتی که در این طرح نادیده گرفته شده، آن است که در صورت استانی شدن انتخابات و کشیده شدن انتخاب به دور دوم باتوجه به برگزاری انتخابات در کل استان، بار مالی بسیار بالایی در سطح استان بر کاندیداها و دولت تحمیل می‌شود. از سوی دیگر گسترده شدن حوزه‌های انتخابیه از شهرستان به استان، به دلیل رقابت‌های جدی که میان نامزدها برای شناساندن خود به مردم و به دست آوردن رای بیشتر به وجود می‌آید، میزان تخلفات انتخاباتی را در کشور افزایش می‌دهد.