در ماه‌های اخیر تلاش‌ها برای اصلاح سازمان تجارت جهانی شدت پیدا کرده و کشورهای عضو به ویژه آنهایی که درگیر جنگ تعرفه‌ای آمریکا هستند، مایلند اصلاحات هر چه سریع‌تر صورت گیرد. اما دلیل تمایل به اصلاح این سازمان چیست؟ نخست آنکه دو سوم ۱۶۴ عضو سازمان تجارت جهانی همچنان خود را در حال توسعه توصیف می‌کنند و این جایگاه به آنها اجازه می‌دهد تا از برخی معافیت‌ها از الزامات که به کشورهای توسعه یافته داده نمی‌شود، برخوردار باشند. اما واقعیت‌های اقتصادی نشان می‌دهد بسیاری از این کشورها می‌توانند به تمامی این الزام‌ها پایبند باشند. برای مثال ۱۰ عضو گروه ۲۰ اقتصاد بزرگ، خود را در سازمان تجارت جهانی در حال توسعه نامیده‌اند. از آنجا که طبق قوانین این سازمان، کشورها خودشان تصمیم می‌گیرند در چه طبقه‌ای قرار گیرند، هیچ تعریف بین‌المللی از در حال توسعه یا توسعه یافته بودن وجود ندارد.

نکته دوم آنکه بازوی مذاکراتی سازمان تجارت جهانی در حال از بین رفتن است. عامل این روند، نرسیدن به اتفاق نظر کامل بین اعضاست. برای رسیدن به توافق جدید، تدوین مقررات و تعیین الزام‌ها باید تمامی اعضا موافق باشند. برخی کشورها در این مسیر مانع تراشی می‌کنند. آمریکا، اتحادیه اروپا و برخی دیگر کشورها خواستار تدوین مقرراتی شده‌اند که طبق آن هر کشور که طبق مقررات شفافیت عمل نمی‌کند مجازات شود، اما لزوم موافقت همه کشورها با قوانین جدید سبب می‌شود مقررات یاد شده تدوین و تصویب نشود. برخی کشورها از جمله چین از وضعیت کنونی و بن بستی که وجود دارد، سوء استفاده کرده و همچنان موانعی بر سر راه واردات کالا به وجود می‌آورند، در بازارها دخالت می‌کنند یا از شرکت‌های خود حمایت می‌کنند و حمایت‌های خود را به سازمان تجارت جهانی گزارش نمی‌کنند.

نکته سوم این است که برخی کشورها به ویژه آمریکا، از سیستم حل و فصل اختلافات در سازمان تجارت جهانی ناراضی هستند. از دید این کشورها سیستم یاد شده کارآیی لازم را ندارد و علیه برخی اعضا تبعیض اعمال می‌شود. نکته دیگر این است که اختلاف نظرها سبب می‌شود تلاش‌ها برای اصلاح مقررات و رویه‌ها به نتیجه نرسد. تعدادی از کشورها پیشنهادهایی در حوزه اصلاح این سازمان مطرح کرده‌اند که هدف آن افزایش کارآیی و اثرگذاری در زمینه نظارت بر اعضا، تقویت سیستم حل و فصل اختلافات تجاری و به روز‌رسانی مقررات تجاری است تا تضمین شود این سازمان می‌تواند با شرایط جدید سازگار شود و موثر باشد.

اتحادیه اروپا پیشنهادهایی برای افزایش شفافیت عملکرد تجاری اعضا مطرح کرده است و خواستار آن شده تا رسیدگی به شکایت‌ها با سرعت بیشتری انجام شود. البته احتمال پیشرفت در مسیر اصلاح سازمان تجارت جهانی زیاد نیست، زیرا تمامی اقدامات این سازمان بر اتفاق نظر همه اعضا مبتنی است. برای مثال حتی اقدامی برای تعریف مفهوم در حال توسعه و توسعه یافته بودن کشورها با مانع مواجه است؛ زیرا بسیاری از کشورها خود را در حال توسعه اعلام کرده‌اند تا از برخی معافیت‌ها در الزام‌های سازمان تجارت جهانی استفاده کنند و حتی در بین کشورهای توسعه یافته نیز اتفاق نظر بر سر بسیاری موضوعات وجود ندارد. به این ترتیب به‌روزرسانی مقررات بسیار دشوار است و اگر اصلاحات صورت نگیرد، اعضای بزرگ این سازمان را ترک می‌کنند و این مقدمه از بین رفتن سازمان تجارت جهانی است. اگر این سازمان از میان برود توافق‌نامه‌های تجاری دوجانبه و منطقه‌ای یا چند جانبه شکل خواهد گرفت که منافع اعضا را بهتر تامین می‌کند و نیز به‌روز‌رسانی و اصلاح آن آسان‌تر خواهد بود. اما برخی تحلیلگران می‌گویند فقدان سازمان تجارت جهانی به افزایش موانع تجاری، کاهش شفافیت و افزایش ابهام‌ها منجر خواهد شد و در چنین فضایی، هم شرکت‌ها و هم دولت‌ها هیچ مرجع بین‌المللی برای شکایت و مذاکره ندارند و امکان اتخاذ تصمیم‌های فراگیر جهانی از میان می‌رود. این بن بست‌ها لطمات بزرگی بر اقتصاد جهان وارد می‌کند. در دو سال اخیر بر تعداد تدابیر حمایت گرایانه در کشورهای مختلف افزوده شده و نقاط ضعف سازمان تجارت جهانی بیشتر آشکار شده است، زیرا این سازمان با ساختار کنونی که دارد نمی‌تواند با سرعت و کارآیی لازم به این موضوع رسیدگی کند. بدون تردید در آینده بر تعداد شکایت‌ها نیز افزوده خواهد شد و وقتی کشورها مشاهده می‌کنند سازمان تجارت جهانی نمی‌تواند مشکلات را حل کنند خودشان دست به کار می‌شوند.