برای یافتن پاسخ این سوال با سیاستمداران و مقامات اعضای گروه ۲۰ مصاحبه‌هایی انجام داده‌ام و برآورد من این است که وعده‌های مطرح‌شده در نشست گروه ۲۰ دنبال می‌شوند و معمولا این نشست اثرات مثبت برای جهان در بر دارد؛ البته همواره این احتمال وجود دارد که به هر دلیل یک یا چند کشور نخواهند به وعده‌ها عمل کنند. در دومین نشست گروه ۲۰ در لندن در سال ۲۰۰۹ شرکت‌کنندگان وعده دادند در مجموع ۵ هزار میلیارد دلار صرف مبارزه با بحران مالی و رکود اقتصاد جهان کنند و نیز نرخ‌های بهره به میزان قابل ملاحظه‌ای پایین برده شود. داده‌ها نشان می‌دهد این اقدام انجام شد اما آیا آنها در هر صورت چنین اقداماتی انجام می‌دادند و اگر چنین است پس نقش گروه ۲۰ چیست؟

برای درک تاثیرگذار بودن نشست گروه ۲۰ با شخصیت‌های مختلف مصاحبه‌هایی انجام شده است. برای مثال رئیس قبلی بانک مرکزی آمریکا، نخست‌وزیر پیشین استرالیا، رئیس بانک مرکزی ژاپن و رئیس بانک مرکزی انگلستان معتقدند تصمیم‌هایی که در گروه ۲۰ اتخاذ می‌شود واقعا بر سیاست‌های کشورهای عضو این گروه اثر می‌گذارد. البته میزان اثرگذاری این تصمیم‌ها به هر کشور و اینکه آیا جهان با یک بحران مواجه است یا نه، بستگی دارد. در واقع میزان جدی بودن چالش پیش روی جهان بر پایبندی کشورها به وعده‌های خود اثر می‌گذارد.

اما یک نکته مهم و مثبت این است که نشست‌های گروه ۲۰ جایی برای تبادل تجربیات و همفکری هستند. این سوال مطرح شده که اثرات نشست گروه ۲۰ بر سیاست‌های بانک‌های مرکزی چیست؟ واقعیت این است که بانک‌های مرکزی وظایف ویژه در قبال اقتصاد دارند و باید بر مبنای الزام‌های اقتصادی درباره نرخ‌های بهره تصمیم‌گیری کنند. با توجه به این واقعیت‌ها آیا جایی برای اثرگذاری گروه ۲۰ بر سیاست‌های بانک‌های مرکزی وجود دارد؟ تحقیقات نشان می‌دهد آنچه در نشست‌های گروه ۲۰ می‌گذرد بر تفکر و دیدگاه‌های مقامات بانک‌های مرکزی و در نتیجه سیاست‌های آنها اثر می‌گذارد. در این نشست‌ها تبادل نظرهای گسترده بین روسای بانک‌های مرکزی و مقامات این نهادها صورت می‌گیرد و به باور بن برنانکی، رئیس اسبق بانک مرکزی آمریکا، تبادل نظرها موثر هستند.

از سوی دیگر رئیس بانک مرکزی انگلستان می‌گوید نشست گروه ۲۰ نشستی مفید است که در آن روسای بانک‌های مرکزی به توضیح علل اتخاذ سیاست‌های پولی خود می‌پردازند و طی سال‌های اخیر روند استراتژی رشد گروه ۲۰ به تغییراتی در سیاست‌های بانک‌های مرکزی منجر شده است. مقامات بانک مرکزی آمریکا در مصاحبه گفتند در همفکری با همتاهای خود از دیگر کشورها، به ایده‌های جالب رسیده‌اند و اقداماتی برای اصلاح ساختارها و بهینه کردن رویه‌ها انجام داده‌اند.

دیدگاه مقامات سیاسی و اقتصادی آلمان درباره نشست‌های گروه ۲۰ جالب توجه است. آنها می‌گویند به دلیل الزام‌های ایجاد‌شده در نشست‌های گروه ۲۰ دولت آلمان یک برنامه آموزشی برای شهروندان این کشور ترتیب داده تا آنها و به‌ویژه جوانان را با این الزام‌ها و راه‌های مشارکت بهینه با نهادهای مالی آلمان آموزش دهد. آلمان بزرگ‌ترین اقتصاد منطقه یورو است و تحولات آن بر کل این منطقه تاثیر می‌گذارد. همچنین مقامات روسیه می‌گویند ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهوری این کشور پس از آنکه در نشست‌های گروه ۲۰ از فواید مشارکت اقتصادی زنان آگاهی پیدا کرد برنامه اصلاحی سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ را تایید کرد.

در واقع این یک تاثیر بزرگ محسوب می‌شود زیرا نشست‌ها تغییرات مثبت در نگاه مقامات عالی‌رتبه اعضای گروه ۲۰ به وجود می‌آورد. از سوی دیگر گروه ۲۰ ترتیبی داده تا کشورها سیاست‌هایی را که به نفع خود و زیان همسایگان‌شان است اتخاذ نکنند. برای مثال گروه ۲۰ بر اعضا فشارهایی وارد کرده تا آنها ارزش ارز ملی خود را به‌طور مصنوعی کاهش ندهند و برای کسب مزیت رقابتی در تجارت از رویه‌های عادلانه بهره ببرند. همچنین در سال‌های اخیر گروه ۲۰ ترتیبی داده تا اعضا به سیاست‌های حمایت‌گرایانه تجاری روی نیاورند؛ به این معنا که بر کالاهای صادراتی دیگر کشورها تعرفه‌های غیرقانونی اعمال نکنند و از صنایع خود با اعطای یارانه حفاظت نکنند.

همچنین در نشست گروه ۲۰ تلاش‌هایی برای رفع تنش‌های مختلف از جمله بر سر سیاست‌های حمایتی پولی و مالی انجام شده است و ارتباط بین بانک‌های مرکزی اعضای گروه و همفکری درباره سیاست‌های آینده تسهیل شده است. جانت یلن، رئیس قبلی بانک مرکزی آمریکا می‌گوید: «به نگرانی‌هایی که در نشست‌های گروه ۲۰ درباره سیاست‌های پولی و مالی آمریکا مطرح می‌شد کاملا توجه می‌کردم و در سیاست‌گذاری این نگرانی‌ها را در نظر می‌گرفتم.»

به این ترتیب دیدگاه مقامات کنونی و پیشین کشورهای عضو گروه ۲۰ درباره اثرگذاری نشست‌های این گروه مثبت است. اما همواره استثناهایی وجود دارد. به گفته یکی از مقامات پیشین آمریکا، اکثر آمریکایی‌ها و بسیاری از نمایندگان کنگره این کشور توجهی به آنچه دیگر کشورها فکر می‌کنند ندارند. در واقع اقتصادهای بزرگ توانایی بالاتری برای نادیده گرفتن توصیه‌های نهادهایی نظیر گروه ۲۰ دارند. وزیر خزانه‌داری پیشین آمریکا می‌گوید: «اگر در آمریکا بگویید اقداماتی در راستای قوانین بین‌المللی انجام می‌دهید با واکنش‌های تند مواجه خواهید شد.»

البته این دیدگاه‌ها نباید کشورها را از تلاش برای تشویق آمریکا به رعایت برخی اصول و قواعد بازدارد. تحولات در صحنه بین‌المللی همواره تدریجی رخ می‌دهند و نیز مردم و مقامات آمریکا در آینده زیان‌های یکجانبه‌گرایی در موضوعات مختلف را احساس خواهند کرد. در دو سال اخیر که ترامپ در کاخ سفید مستقر بوده اقدامات متعددی برای تحقق ایده «اول آمریکا» انجام داده که سبب تنش‌های تجاری و کاهش نرخ رشد اقتصاد آمریکا و جهان می‌شود. البته هنوز اثرات کامل این اقدامات نمایان نشده است. نشست‌های گروه ۲۰ فواید متعددی برای اعضا دارد و یکی از این فواید، مورد توجه قرار گرفتن نقاط ضعف و زمینه‌سازی برای همکاری‌ها در جهت رفع مشکلات جهانی است. در نشست سال ۲۰۱۰ در تورنتو، اعضای گروه ۲۰ بر موضوع رشد شدید بدهی‌ها تمرکز کردند. سه سال بعد از آن نشست اقداماتی که برای کاستن از این ریسک انجام شد موثر بود. البته همه مشکلات حل نشد اما اگر آن تصمیم‌ها اتخاذ نشده بود وضعیت بسیار وخیم می‌شد.