من رهبری یک تیم متشکل از افراد بسیار بااستعداد را به عهده دارم که شاخه کاری شان اخترشناسی، شیمی، مهندسی مواد، فیزیک و ... است. قسمتی از نوآوری که در کار من است، ابداع و ساخت محصولات جدیدی است که یا یک چیز جدید را اندازه بگیرند یا دقت آن را افزایش دهند. چرا ماورای بنفش؟ چون در ناسا کاوش‌های فضایی زیادی انجام می‌شود. مثلا یک تصویر ماورای بنفش که تلسکوپ هابل از یکی از قمر‌های مشتری به نام اروپا گرفت، نشان می‌داد که ممکن است در آنجا آب باشد. یکی از همکاران من به نام والتر هریس در دانشگاه آریزونا این امر را شبیه‌سازی کرد. جی‌پی‌ال هم اکنون روی یک پروژه کار می‌کند که به قمر اروپا سفر کند و ببیند آیا واقعا آنجا آب هست یا نه.

همچنین تصویر ماورای بنفش کهکشان‌ها با تصویر عادی که ما معمولا می‌بینیم متفاوت است، چون پرتویی که اکثر ستاره‌های جوان تشعشع می‌کنند، در آن بازه قرار می‌گیرد و این برای مطالعه توسعه ستارگان و کهکشان‌ها مهم است. همچنین اخیرا جایزه نوبل که به کیپ‌تورن و همکارانش داده شد ثابت کرد که امواج گرانشی که توسط اینشتین حدود ۱۰۰ سال پیش پیش بینی شده بود، وجود دارد. وی نشان داد که همتای ماورای بنفش آن را می‌توان مشاهده کرد که خیلی هم قوی است و جای توسعه زیادی در تحقیقات آینده دارد. مرگ ستاره‌های عظیم یا اینکه چرا سوپرنوا برای ما اهمیت دارد در این دسته قرار می‌گیرند. در نهایت دیده شده که محیط بین کهکشانی پر از امواج ماورای بنفش است. در یک پروژه مشترک بین فرانسه، دانشگاه‌های کلمبیا، کلتک و JPL قرار است بالونی به اتمسفر فرستاده شود تا میزان ماورای بنفش آنجا را اندازه بگیرد. امواج ماورای بنفش در جاهای دیگر به جز علوم هوا فضا نیز کاربرد دارد، مثل علم پزشکی. یکی از همکاران من موضوع را به این صورت بیان کرد که ما در واقع سعی می‌کنیم روش‌هایی که به ما در شناخت عالم فضا کمک می‌کنند را برای کمک به علم پزشکی و سلامتی انسان‌ها به کار ببریم. من می‌خواهم بگویم پیشگامان علم پزشکی مانند ابوعلی سینا و رازی بیماری‌ها را با توجه به تغییرات رنگ پوست، ناخن و ... تشخیص می‌دادند و ما می‌توانیم این را به‌صورت کمی و با کمک گیرنده‌های حساس انجام دهیم.

من از ایران به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و بعد به کلتک رفتم و مشغول تحصیل در رشته‌های مهندسی برق و فیزیک شدم و در آخر به قسمت JPL ناسا پیوستم.

 وقتی به نوآوری فکر می‌کنم بعضی از ایده‌ها به ذهن من می‌آید: مثلا ادیسون با نوآوری و ابداع لامپ یا لئوناردو داوینچی یا ماری کوری که نه فقط در رادیو اکتیو مشهور است، بلکه به واسطه دستگاه‌های همراه اشعه ایکس که در طول جنگ جهانی اول به سربازان زیادی کمک کرد. کسانی که ترانزیستور را در آزمایشگاه اختراع کردند، زندگی انسان‌ها را برای همیشه تغییر دادند. مدار مجتمع که در مرکز ترینیتی در اینتل اختراع شد. اگر ما به قبل تر در تاریخ سفر کنیم، ابوعلی سینا در ذهن من نماد نوآوری است. زکریای رازی که در زمینه‌های پزشکی، شیمی و داروسازی پیشگام بود. همچنین خوارزمی که بنیان گذار الگوریتم است و در واقع خود کلمه الگوریتم از اسم ایشان آمده است. به‌عنوان یک زن من می‌خواهم که چهره برتر زنی که نوآور و پیشگام بود را نیز عنوان کنم و آن مریم میرزاخانی است که اولین زنی بود که جایزه فیلدز را برد. چون امکانات برای اقلیت‌ها و زنان کمتر است، تعداد کمتری از آنها در این لیست قرار دارند. مثلا ۲۰ درصد افرادی که در رشته‌های علوم و فناوری هستند زن می‌باشند، در حالی که زنان بیش از ۵۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند. زنان در این شاخه‌ها می‌توانند ایده‌های متفاوتی به دنیا معرفی کنند و من امیدوارم که در آینده مشارکت زنان بیشتر بشود.

نوآوری به نظر من چندین خصوصیت دارد. اول اینکه از کنجکاوی، خلاقیت و تخیل نترسیم و بگذاریم و ببینیم آنها ما را به کجا می‌کشاند و ایده‌ها را دنبال کنیم. این امر به مفهوم از بین بردن محدودیت‌ها و پا گذاشتن به جایی است که ممکن است اقلیت محسوب شوید. به‌عنوان مثال زنان در علوم یا مهاجران یا آموزش یک مهارت جدید و نا آشنا.

به‌عنوان یک زن و مادر این مهم است که بتوان هم در زمینه کاری نوآور بود و هم مادری کرد. اخلاقیات نیز در نوآوری خیلی مهم است. ریچارد فاینمن و دیگرانی که در پروژه منهتن بودند منجر به اختراع بمب اتم شد، آنقدر در مورد کارشان هیجان زده بودند که فراموش کردند این اختراع شان می‌تواند تاثیر مخربی بر جامعه انسانی بگذارد. باید همواره مراقب بود که نوآوری‌های ما چه تاثیری بر بشریت و دیگران می‌گذارد.