برخی کارشناسان معتقدند رشد شدید شاخص بورس برزیل در ماه گذشته حاصل اعتماد سرمایه‌گذاران به آقای بولسونارو نیست، بلکه حاصل این واقعیت است که از این پس حزب کارگران از صحنه سیاسی خارج می‌شود و نمی‌تواند رویه‌های قبلی را که بسیار منفی بوده و اقتصاد برزیل را در بحران شدید قرار داده است، ادامه دهد. دولت قبلی برزیل به دلیل سیاست‌های اشتباه پولی و مالی سبب شد کسری مالی این کشور به شدت افزایش یابد و سیستم تامین اجتماعی بیش از حد بزرگ شود. دو رئیس‌جمهور قبلی یعنی لولا دا سیلوا که اکنون دوران ۱۲ ساله زندان خود را می‌گذراند و دیلما روسف سبب شده‌اند اقتصاد برزیل در بزرگ‌ترین رکود تاریخ خود گرفتار شود.

این سوال مطرح است که از این پس یعنی دورانی که آقای بولسونارو به‌عنوان رئیس‌جمهوری برزیل فعالیت می‌کند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ او شخصیت شفافی از خود به نمایش نگذاشته و در سال‌های اخیر دیدگاهی متناقض درباره موضوعات گوناگون از جمله دموکراسی، حقوق زنان و محیط زیست مطرح کرده است. پاسخ به این سوال با توجه به وضعیت برزیل بسیار مهم است. برزیل اکنون با انواع مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجه است، البته برخی از این مشکلات مختص به این کشور نیست. اما در هر حال دولت بعدی وظایف بسیار بزرگی پیش رو دارد. رفع مشکلات اصلا کار آسانی نیست. کارشناسان بدبین معتقدند که آقای بولسونارو توانایی و ظرفیت متحد کردن دوباره برزیل و اجرای اصلاحات بسیار ضروری را ندارد. زیرا تجربه کار اجرایی نداشته و پیروزی او در انتخابات حاصل به ستوه آمدن مردم از حزب کارگران است. نکته مهم این است که بولسونارو شعارهای عامه‌پسند از جمله استقلال بانک مرکزی و خصوصی‌سازی داده، اما راه پیش رو برای رسیدن به این اهداف را نشان نداده است. البته پاسخ به بسیاری از پرسش‌ها زمانی مشخص می‌شود که او اعضای کابینه خود را معرفی کند.

اقتصاددان‌ها می‌گویند گزینه آقای بولسونارو برای وزارت دارایی یعنی آقای پائولو گودز، فارغ‌التحصیل دانشگاه شیکاگو، تا اندازه‌ای سیاست‌های آینده دولت را مشخص می‌کند. اما اگر او نیز مانند دونالد ترامپ اعضای کابینه را مکرر تغییر دهد همه چیز مبهم خواهد شد. فعلا این باور وجود دارد که سیاست‌های دولت قبلی کنار گذاشته می‌شود و سیاست‌های دولت جدید می‌تواند به جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تسهیل فعالیت‌های اقتصادی و تجاری برزیل کمک کند. اما همان‌طور که بیان شد برخی مشکلات اقتصادی برزیل از جمله کاهش شدید ارزش پول ملی این کشور در دیگر اقتصادهای نوظهور نیز مشاهده می‌شود. رشد ارزش دلار در اثر افزایش نرخ‌های بهره در آمریکا سبب بحران ارزی در اقتصادهای نوظهور شده، زیرا رونق اقتصادهای یاد شده به سرمایه‌گذاری خارجی و استقراض به دلار وابسته بوده است و اکنون که ارزش دلار رشد کرده نه تنها سرمایه‌ها در حال خارج شدن از اقتصادهای یاد شده است، بلکه این کشورها برای بازپرداخت بدهی‌های خارجی خود دچار مشکلات بزرگ شده‌اند.

با توجه به مشکلات داخلی و خارجی اقتصادهای نوظهور از جمله برزیل، به نظر می‌رسد هیجان حاصل از پیروزی آقای بولسونارو در انتخابات ریاست جمهوری چندان منطقی نیست و پیش بینی شده رونق بورس این کشور به زودی از میان خواهد رفت. همچنین این باور وجود دارد که سرمایه سیاسی آقای بولسونارو به اندازه‌ای نیست که او بتواند اوضاع را به سامان برساند و نیز باید به این موضوع اشاره شود که او در دوره نمایندگی در کنگره با افزایش حقوق کارمندان دولت موافق و با خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی مخالف بوده است. در نتیجه به نظر می‌رسد اتخاذ مواضع متضاد با مواضع قبلی، با اهداف تبلیغاتی صورت گرفته و همین عامل سبب می‌شود پیش بینی آینده تقریبا غیرممکن شود.

اگر او در دوره ریاست جمهوری اش مانند ترامپ به فردی غیرقابل پیش‌بینی شهرت پیدا کند، شرایط برزیل نه تنها بهتر نمی‌شود، بلکه بدتر خواهد شد. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی برای حضور گسترده در اقتصاد برزیل به شفافیت برنامه‌ها و قابل پیش بینی بودن رفتار و مواضع دولت این کشور نیازمند هستند. برخی تحلیلگران نیز می‌گویند رشد شاخص بورس برزیل زودگذر است. در انتخابات سال ۲۰۱۵ آرژانتین و انتخابات سال ۲۰۱۴ هند که هر دو از اقتصادهای نوظهور هستند، پس از پیروزی نامزد طرفدار اصلاحات اقتصادی شاخص‌های مالی رشد کردند. اما در ماه‌های بعد، این رشد از میان رفت. زیرا در عمل تغییرات بزرگی در اقتصادهای یاد شده رخ نداد.