برای بررسی اتفاقات اخیر و بررسی مرزهای روانی شاخص به پاییز سال ۹۶ برمی‌گردیم؛ اواخر پاییز سال ۹۶ شاخص کل در آستانه نزدیک شدن به مرز روانی ۱۰۰ هزار واحد بود. در این راستا شایعات بسیاری درخصوص ۶ رقمی شدن یا نشدن آن به گوش می‌رسید. در نهایت بازار سرمایه برای ورود به این محدوده جدید ۶ ماه منتظر ماند و پس از روندی نیمه فرسایشی، با قدرت وارد کانال جدید خود شد.

 پس از گذشت چهار ماه، بار دیگر بازار سرمایه به یک مقاومت روانی جدید و شاخص کل ۲۰۰ هزار واحدی نزدیک شده است. اما این بار با شرایطی کاملا متفاوت و اخباری به مراتب تاثیرگذار‌تر از خرداد ماه. از جمله نقاط مشترک شاخص‌های ۱۰۰ و ۲۰۰ هزار واحدی می‌توان به شرایط روانی حاصل از فاز اول و دوم تحریم‌ها اشاره کرد. به عقیده بنده و از نظر روانشناسی بازار سرمایه، اگر واکنش بازار سرمایه به تحریم‌های فاز اول ایالات متحده، عبور پرقدرت شاخص کل از عدد ۱۰۰ هزار بود، آبان ماه می‌توان یک‌بار دیگر شاهد گذار از مرز روانی ۲۰۰هزار نیز بود.

 اما این نکته را نباید فراموش کرد که شرکت‌های بورسی آیا کشش قیمتی بیشتری را تحمل خواهند کرد یا خیر؟ چرا که بررسی ارزش معاملات خرداد و مهر سال ۹۷، رشد هزار درصدی ارزش ناخالص معاملات را یادآور می‌شود. این رشد ما را بر آن می‌دارد که برای شروع فاز صعودی جدید و عبور از شاخص ۲۰۰ هزار واحدی، ورود نقدینگی به مراتب بالاتری از ماه‌های پیشین مورد نیاز است. بر این اساس به‌نظر می‌رسد ورود چنین حجمی از نقدینگی از طرف سرمایه‌گذاران خرد و حقیقی کمی دور از انتظار باشد.در این راستا بهتر آن است قبل از ورود این حجم از نقدینگی به بازار سرمایه و تبلیغ‌های گسترده دولت درخصوص بازار سرمایه و هدایت آن به سمت بورس، به تبیین یک برنامه جامع و بلندمدت پرداخت. چرا که در صورت عدم برنامه‌ریزی صحیح برای ورود نقدینگی‌های جدید، شاید اتفاقاتی مشابه سال ۹۲ هرچند با شدت کمتر رخ دهد.