چه غذایی را برای رفع گرسنگی انتخاب می‌کنیم؟

 از لحاظ روان‌شناسی دانستن آنکه افراد چگونه تصمیم‌گیری می‌کنند، می‌تواند فاکتورهای مهم مرتبط با سلامت از جمله نوع تغذیه را روشن کند. رفتار خوردن در انسان فرآیندی پیچیده است که تحت تاثیر فرآیندهای درونی و تاثیرات محیطی و اجتماعی است. تصمیمات مربوط به انتخاب اینکه چه غذایی را به چه مقدار مصرف کنیم تحت تاثیر قیمت غذا، درآمد، سطح دانش و آموزش، طعم غذا و میزان انرژی مورد نیاز ما است. در محیطی که مواد با کالری بالا به وفور و با قیمت ارزان در دسترس است و تبلیغات گسترده‌ای برای آنها صورت می‌گیرد و از طرفی هم به‌طور واضح و قابل‌فهم برچسب تغذیه روی آنها تعبیه نشده و در سایزهای بزرگ ارائه می‌شوند، تصمیم‌گیری در انتخاب نوع غذا و میزان مصرف آن را به‌طور جدی تحت تاثیر قرار می‌دهد و این محیط موجب تسهیل انتخاب غذاهای ناسالم توسط افراد می‌شود.

همان‌گونه که انسان در تصمیم‌های روزانه خود دچار خطاهای شناختی می‌شود، در انتخاب نوع موادغذایی و میزان مصرف آن نیز دچار این سوگیری‌ها می‌‌شود و در برخی موارد به‌طور ناخودآگاه و ناهوشیارانه رفتار خوردن او تحت تاثیر قرار می‌گیرد. به‌عنوان مثال میزان مصرف غذا می‌تواند تحت‌تاثیر نقاط مرجعی همچون اندازه بسته موادغذایی، شکل یا اندازه بشقاب باشد. از جمله خطاهای شناختی رایج در انتخاب و مصرف مواد غذایی می‌توان به سو‌گیری زمان حال (Present bias)، خطای پیش فرض(Default bias) و اثر هاله‌ای (Halo effect) اشاره کرد.

در سو‌گیری زمان حال، افراد تمایل دارند در تصمیم‌گیری‌های خود به منافع کوتاه‌مدت نسبت به منافع بلندمدت وزن بیشتری دهند و لذت زمان حال را به منافع در آینده ترجیح می‌دهند که این امر نه تنها در مساله تغذیه بلکه در بسیاری از مشکلات مربوط به سلامت وجود دارد. درخصوص با تغذیه، لذت خوردن غذاهای لذیذ، که عمدتا دارای چربی بالا، قند و نمک هستند، در زمان حال باعث می‌شود که فرد منفعت حاصل از سلامت و جلوگیری از هزینه‌های درمانی در آینده را به علت تغذیه نامناسب نادیده بگیرد.درخطای پیش‌فرض، چینش گزینه‌ها و اینکه گزینه‌ها به‌طور پیش فرض و در ابتدا به چه صورتی نمایش داده می‌شوند، می‌تواند تصمیم‌گیری افراد را تحت تاثیر قرار دهد. به‌طور مثال پیش فرض‌هایی مانند وجود سیب زمینی در کنار غذا و همچنین میزان زیاد غذا در هر پرس در رستوران‌ها، افراد را به مصرف سیب زمینی و همچنین بیش‌خوری ترغیب می‌کند.از دیگر خطاهایی که تصمیم‌گیری فرد را در انتخاب مواد غذایی تحت تاثیر قرار می‌دهد، اثر هاله‌ای است. این خطا زمانی رخ می‌دهد که افراد براساس یک ادعا، سالم بودن ماده غذایی را بیش از میزان واقعی تخمین بزنند. به‌عنوان مثال وقتی فرد با عنوان‌های «کم چرب» و یا «کم کالری» روی بسته مواد غذایی مواجه می‌شود، تنها بر اساس این ادعاها آن محصول را سالم تلقی می‌کند و به دیگر مواد تشکیل‌دهنده محصول و مقدار آنها، توجهی نخواهد داشت. از طرفی این ادعاها تنها برای قسمتی از موادغذایی (مثلا برای ۱۰۰ گرم محصول یا به ازای هر سهم) است، حال اگر فرد بدون توجه به سهم (serving size)، تنها به علت درکی که از سالم بودن آن دارد، مقادیر بیشتری از محصول را مصرف کند، چربی زیادی دریافت خواهد کرد.

آگاه بودن از این‌گونه خطاها همیشه ما را در اجتناب از آنها کمک نخواهد کرد و اعتماد به کنترل خود و اراده در زمان مواجهه با مواد غذایی وسوسه‌انگیز در بسیاری از موارد کارساز نیست. تاکنون مداخلات بسیاری در جهت تغییر ذهن و نگرش افراد از طریق افزایش آموزش و آگاهی بخشی در مورد رژیم غذایی مناسب و همچنین ارائه اطلاعات مواد مغذی (مانند برچسب حقایق تغذیه‌ای) صورت گرفته است، اما گاهی ممکن است تغییر محیط، ساده‌تر و اثربخش‌تر از تغییر ذهن باشد. این تغییرات محیطی که در ادبیات اقتصاد رفتاری به‌عنوان تلنگر و معماری انتخاب شناخته می‌شوند، می‌تواند شامل تغییر گزینه‌های پیش‌فرض باشد. این تغییر پیش فرض می‌تواند در مورد نوع غذا و اندازه هر پرس آن باشد. به‌عنوان مثال فرض کنید که به همراه دوستتان برای صرف غذا به رستوران رفته‌اید، در کنار هر پرس غذا می‌توانید به دلخواه یکی از مخلفات که شامل سالاد یا سیب‌زمینی سرخ کرده است را انتخاب کنید. در این رستوران گزینه سالاد به‌صورت پیش‌فرض در کنار غذا سرو می‌شود. اگر دچار خطای پیش‌فرض باشید تمایلی به تغییر این انتخاب ندارید، در نتیجه شما همان سالاد را می‌خورید. حال فرض کنید که دوست شما سیب‌زمینی را انتخاب کرده است، بعد از انتخاب سیب‌زمینی، گزینه پرس کوچک به‌عنوان پیش‌فرض درنظر گرفته شده است، در این حالت احتمال تغییر این انتخاب در دوست شما کم می‌شود و او به میزان کمتری سیب‌زمینی مصرف می‌کند. یکی دیگر از تغییرات محیطی می‌تواند تسهیل دسترسی و در معرض دید قرار دادن نوشیدنی‌های سالم و دسترسی سخت به غذاها و نوشیدنی‌های ناسالم باشد. در همان رستوران فرضی، شما خودتان باید از روی میز نوشیدنی ها، نوشیدنی موردنظر خود را انتخاب کنید. میز حاوی نوشیدنی‌های گازدار قندی در انتهای سالن رستوران و دور از میزهای غذا قرار دارد، از طرفی، میز حاوی دیگر نوشیدنی‌هایی همچون آب و نوشیدنی‌های غیرقندی در نزدیکی شما قرار دارد. در این حالت احتمال اینکه شما از میز نزدیک خود استفاده کنید، بیشتر می‌شود. در هنگام سفارش غذا نیز اگر در کنار اسم هر غذا میزان کالری آن نوشته شده باشد، می‌تواند تا حدودی تصمیم شما را برای انتخاب غذاهای با کالری مناسب تحت تاثیر قرار دهد. از دیگر تغییراتی که برای کاهش مصرف نوشیدنی‌های مضر می‌توان انجام داد، قرار دادن لیوان‌های بلند و باریک در کنار آنها برای استفاده از این نوشیدنی‌ها است که این امر باعث کاهش مصرف این‌گونه نوشیدنی‌ها می‌شود. در فروشگاه‌ها نیز می‌توان از این تغییرات محیطی بهره برد. به‌طور مثال از آنجا که بسته بندی موادغذایی معمولا براساس serving size نیست و مواد غذایی به مقدار بیشتری از مقادیر متداول مصرف جامعه در این بسته‌بندی‌ها وجود دارد، قرار دادن نمونه‌ای از محصول در کنار آنکه نشان دهد هر serving size به چه میزان است، باعث می‌شود تا افراد قادر باشند راحت تر مقیاس عرف جامعه یا هر سهم را تشخیص دهند و متناسب با آن، میزان مصرف خود را در هر وعده تنظیم کنند. همچنین استفاده از برچسب‌های تغذیه‌ای مانند چراغ راهنما به علت سادگی برای نمایش اطلاعات، می‌تواند مصرف‌کنندگان را به سمت مصرف غذاهای سالم سوق دهد.