نشست یاد شده در حالی برگزار شد که ترامپ بر تنش‌های تجاری افزوده و تهدید کرده بر میزان بسیار بالاتری از کالای صادراتی چین و اتحادیه اروپا تعرفه اعمال خواهد کرد. او همچنین چین و اتحادیه اروپا را به دستکاری در نرخ‌های برابری ارزهای شان در برابر دلار متهم کرده است. بدیهی است که تعاملات مقامات آمریکایی با مقامات اروپایی دوستانه نبود و به نظر می‌رسد دو طرف در حال محک زدن یکدیگر هستند. اما اگر تنش‌ها همچنان ادامه یابد چه رخ خواهد داد؟ موضع‌گیری‌های مقامات آمریکایی و اروپایی در نشست گروه ۷ و نشست گروه ۲۰ تغییری نداشته و دو طرف قدمی برای نزدیک شدن به یکدیگر برنداشته‌اند. درباره مواضع چین و آمریکا نیز این گفته صادق است. در بیانیه پایانی نشست گروه ۲۰ آمده است تاثیرات منفی سیاست‌های حمایت‌گرایانه هنوز محدود بوده، اما ریسک افزایش کامل این تاثیرات وجود دارد.

علت آن است که روش مورد نظر آمریکا برای تغییر آنچه نادرست می‌داند مورد تایید اتحادیه اروپا و چین نیست و به همین دلیل نشست گروه ۲۰ نیز بدون دستیابی به راهی روشن به سمت رفع اختلافات تجاری پایان یافت. تداوم بن‌بست کنونی خطرناک است. زیرا هم به کاهش نرخ رشد اقتصاد آمریکا منجر می‌شود و هم کشورهای هدف تعرفه آمریکا را به سمت استفاده از تدابیر تلافی‌جویانه غیرتعرفه‌ای سوق می‌دهد. اگر مذاکرات کنونی بین آمریکا و اتحادیه اروپا و نیز بین آمریکا و چین پیشرفت نکند شرایط مبهم تر و خطرناک تر خواهد شد و باید به این نکته اشاره شود که اثرات تصمیم‌های غلط اقتصادی فورا نمایان نمی‌شود. بنابراین نباید تصور کرد آنچه در ماه‌های اخیر اتفاق افتاده، هیچ پیامد جدی برای اقتصاد جهان نخواهد داشت.

در بیانیه پایانی نشست آمده است، میزان بدهی‌ها نسبت به تولید ناخالص داخلی در برخی کشورها به سطوح نگران‌کننده افزایش یافته و ضروری است این وضعیت تغییر کند. تداوم اجرای اصلاحات ساختاری، ظرفیت رشد اقتصادها را بالا می‌برد. تلاش می‌شود از نوسان غیرمعقول نرخ‌های برابری جلوگیری شود. سرمایه‌گذاری و تجارت بین‌المللی، موتورهای رشد بهره‌وری، نوآوری، ایجاد شغل و توسعه هستند. ضروری است اختلاف نظرها در حوزه‌های مختلف از طریق گفت‌وگو حل شود و اقدامات به شکلی باشد که ریسک‌ها به حداقل برسد و بر اعتماد فعالان اقتصادی افزوده شود. از بحران مالی و رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ نقش این گروه در مبارزه با ریسک‌ها گسترش یافته و دستور کار این گروه توسعه یافته به‌طوری که شامل موضوعات دیگر که بر بازارهای مالی، تجارت و توسعه تاثیر می‌گذارند نیز بشود. نقش این گروه در سال‌های اخیر مثبت بوده و ضروری است شرایط تاثیرگذاری بیشتر آن در آینده فراهم شود. اما یکجانبه گرایی آمریکا عملا این گروه را تضعیف می‌کند و امکان تدوین سیاست‌های یکپارچه و موثر برای حل چالش‌های بین‌المللی را کم می‌کند.

برخی کارشناسان معتقدند اگر چین یا اتحادیه اروپا که روابط بسیار گسترده تجاری با آمریکا دارند، از تدابیر غیرتعرفه‌ای علیه این کشور استفاده کنند، برای مثال فعالیت شرکت‌های آمریکایی در چین یا اتحادیه اروپا را دشوار کنند، آنگاه زیان حاصل از تنش‌ها بسیار بزرگ تر از پیش‌بینی‌های کنونی خواهد شد. از سوی دیگر احتمال تغییر نقشه تجاری جهان تحت تاثیر پافشاری آمریکا بر مواضع خود وجود دارد به این معنا که در آینده از حجم تجارت بین آمریکا و دیگر کشورها کاسته می‌شود و در عوض بر عمق و گستردگی روابط تجاری اتحادیه اروپا، چین، جنوب شرق آسیا و آمریکای جنوبی افزوده خواهد شد. از پیش نشانه‌های منزوی شدن آمریکا در نشست‌های بین‌المللی نمایان شده است. در دوران ترامپ این نشست‌ها به رویدادهایی برای ابراز انتقاد و نمایش انزوای آمریکا تبدیل شده است.