در بین نخبگان روس عده‌ای هستند که معتقدند باید به تقابل با غرب پایان داده شود. اینها کسانی هستند که مایلند روابط مثبت با غرب ایجاد شود زیرا به منافع این ارتباط مثبت علاقه دارند. اما عده‌ای که منافع مالی‌شان در داخل روسیه تامین می‌شود و در این کشور زندگی می‌کنند تقابل با غرب را ترجیح می‌دهند و این گروه در حال حاضر غالب هستند. اما شرایط به تدریج نگران‌کننده می‌شود. از دید غربی‌ها دیگر نباید با روسیه مدارا کرد. آنها به تدریج به شکل یکپارچه‌تر این پیام را به کرملین ارسال می‌کنند که رفتار روسیه دیگر قابل تحمل نیست. تحریم‌های اقتصادی سال ۲۰۱۴ که پس از الحاق شبه‌جزیره کریمه به خاک روسیه علیه این کشور اعمال شد همچنان پابرجاست و اخیرا ۱۵۰ دیپلمات روس از کشورهای غربی اخراج شدند.

در روسیه می‌توان مردم را به سه گروه تقسیم کرد: اطرافیان پوتین، اکثریت مردم و نخبگان شهرنشین از جمله صاحبان شرکت‌ها. دو گروه اول معتقدند روسیه در مسیر درست در حرکت است و باید به حرکت خود ادامه دهد حتی اگر این امر لطماتی به اقتصاد روسیه وارد کند. اما گروه سوم می‌گویند کرملین زیاده‌روی کرده و باید راهی برای آشتی با غرب پیدا شود. از دید این گروه، تحریم‌ها و مقابله با غرب در بلندمدت لطمات جدی به اقتصاد روسیه وارد خواهد کرد. اما به نظر می‌رسد پوتین و اطرافیان او تمایل به تغییر جهت دارند.

در حال حاضر با توجه به وضعیت نسبتا بهتر اقتصادی، احتمال آنکه سیاست‌های دولت روسیه با مخالفت‌های جدی و فراگیر مردم مواجه شود بسیار کم است اما واقعیت این است که فشارهای غرب از خارج و فساد از داخل می‌تواند سیستم حاکمیتی روسیه را از پای درآورد. اگر آقای پوتین و اطرافیان او به مقابله با غرب و افزایش نفوذ روسیه در جهان ادامه دهند ضروری است اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد را جدی بگیرند. ثبات کنونی شکننده است. مردم روسیه از اینکه حزب روسیه واحد به رهبری ولادیمیر پوتین توانسته در دو دهه اخیر کشور را متحد نگه دارد و نیز از بهتر شدن شرایط اقتصادی راضی هستند اما اگر به هر علت فشارهای اقتصادی افزایش یابد شرایط تغییر خواهد کرد. پوتین در دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری خیلی کم درباره برنامه‌های خود برای ۶ سال آینده سخن گفت و به بیان موضوعات کلی از جمله مبارزه با فقر، ایجاد برابری و گسترش رفاه اقتصادی اکتفا کرد. اکنون مردم مایلند او با استفاده از شرایط بهتر اقتصادی، در مسیر اجرای وعده‌های خود حرکت کند و تغییرات مثبت در عمل مشاهده شود.

مخالفان پوتین معتقدند او در سال‌های آینده می‌تواند با تکیه بر درآمدهای نفتی به راهی که تاکنون طی کرده ادامه دهد، اما اقدامات او سبب افزایش استحکام سیاسی و اقتصادی روسیه نمی‌شود در نتیجه ریسک‌ها باقی خواهند ماند. در سال‌های آینده، مبارزه با فساد دولتی، کاهش بدهی‌ها، افزایش نقش بخش خصوصی در اقتصاد، حرکت به سمت دموکراسی و توجه بیشتر به وضعیت رفاهی مردم باید اولویت‌های اصلی دولت آقای پوتین باشد. پوتین در سخنرانی قبل از انتخابات ریاست جمهوری وعده داد در دوره بعدی ریاست جمهوری خود، در مسیر افزایش رونق اقتصادی، کاهش فقر، بالا بردن استاندارد زندگی مردم، توسعه زیرساخت‌ها و جذب میزان بالاتر سرمایه‌گذاری خارجی و گسترش خدمات بهداشتی و درمانی حرکت کند. اما به باور بسیاری از تحلیلگران، اصلاحات واقعی اقتصادی از جمله افزایش سهم بخش خصوصی در مدیریت اقتصاد و کاهش حجم بدهی‌ها در برنامه دولت آینده روسیه اولویت ندارند. در واقع آقای پوتین باید در عمل نشان دهد وعده‌هایش توخالی نبوده است. این یک ضرورت است زیرا با این اقدام او بر استحکام ساختار سیاسی و اقتصادی روسیه خواهد افزود.