سیاست‌های داخلی وی در ارتقای سطح زندگی آمریکاییان، رونق بازار کسب و کار و اشتغال بیشتر از طریق انتقال بنگاه‌های اقتصادی (کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، شرکت‌های خدماتی و موسسات مالی) از خارج از کشور به داخل، تجدیدنظر در مناسبات اقتصادی با چین که موازنه بازرگانی آن به ضرر آمریکا منفی است، زورآزمایی با فدراسیون روسیه در بحران سوریه، تلاش برای احیای جهان تک‌قطبی با هژمونی آمریکا و یکه‌تازی در شورای امنیت و سازمان‌های بین‌المللی همه با شکست مواجه شده است.ترامپ در شرایطی است که در کارنامه یک ساله وی هیچ نشانه مثبتی از بهبود وضعیت اقتصادی مردم آمریکا مشاهده نمی‌شود و رسوایی استفاده از کارت فدراسیون روسیه در انتخابات ریاست جمهوری هر روز قربانی جدیدی از همراهان و وفاداران وی می‌گیرد، به‌طوری که جابه‌جایی مهره‌های کلیدی، دولت وی را به بی‌ثبات‌ترین دولت در طول تاریخ آمریکا بدل کرده است و دولت وی رکورد دروغگویی را در اختیار دارد. او و بسیاری از همراهانش در معرض اتهام آزار جنسی قرار دارند و محبوبیت او به پایین‌ترین حد خود یعنی زیر ۳۰ درصد سقوط کرده است.

اما کوبیدن بر طبل دشمنی ایران آن هم به‌صورت افراطی و مستمر در درازمدت برای وی حاصلی در بر نخواهد داشت. سند استراتژی امنیت آمریکا آشکار ساخت که این کشور نگرانی جدی در مهار رقبای سیاسی، اقتصادی و نظامی خود به ویژه چین و روسیه دارد و تقریبا هیچ برنامه عملیاتی برای رفع نگرانی‌ها خود ندارد. از این رو به طرح شعارهای کلی در سند استراتژی امنیت خود بسنده کرده و به زبانی کاملا ترامپی، از رقبای خود می‌خواهد که مهربانی بیشتری در پیش گرفته و فتیله رقابت خود را پایین بکشند. ترامپ برای کمرنگ نشان دادن سیاست‌های اقتصادی و کاری خود و رهایی از انزوای بیشتر، به رویکردهای عوام‌فریبانه و جنجالی روی آورده است. اعلام انتقال سفارت ایالات متحده آمریکا به بیت‌المقدس صرفا به اهداف کسب رضایت نتانیاهو و یهودی‌های افراطی از جمله این سیاست‌هاست. برخلاف انتظار و پیش‌بینی ترامپ، این امر باعث انزوای بیشتر آمریکا در جهان شد وتوی قطعنامه شورای امنیت در رد موضع آمریکا در انتقال سفارت خود به بیت‌المقدس، آن دولت را هرچه بیشتر منزوی کرد. خانم نیکی‌هیلی نماینده دائم دولت آمریکا در سازمان ملل از شدت عصبانیت برخلاف عرف و رویه دیپلماتیک نامه‌های تهدید‌آمیز به نمایندگان کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل ارسال کرده است و در آن به‌طور آشکاری در امور داخلی کشورها و حق حاکمیت‌ آنها مداخله می‌کند؛ چرا که حق رای آزاد در تصمیم‌گیری‌های مجمع عمومی و سازمان‌های بین‌المللی یکی از جلوه‌های اعمال حاکمیت ملی است. در شرایطی که تهدید‌های نظامی آمریکا علیه کره‌شمالی نتیجه معکوس به دنبال آورده است، ارسال نامه‌های تهدیدآمیز به نمایندگان دولت‌ها فقط استیصال بیشتر آمریکا در انطباق خود با جهان چندقطبی را نشان می‌دهد. ذهن ترامپ و همراهانش از هوای مسموم و آلوده عصر امپریالیستی که به سر آمده است، پر شده است و تنفس در این هوای مسموم و آلوده ترامپ را از مسیر خردورزی دور می‌کند و او را به سوی پرتگاه بی‌خردی و ماجراجویی سوق می‌دهد. در این ماجراجویی، ایران یک هدف از پیش تعریف شده و طعمه‌ای برای کسب نتیجه دلخواه در فرآیند ماجراجویی ترامپ محسوب می‌شود.

با توجه به عملکرد یک ساله ترامپ و تبلیغات انتخاباتی وی، دست او در اجرای برنامه‌های ماجراجویانه تا حد زیادی رو شده است و او آشکارا با برجام به مخالفت برخاست، ولی نه‌تنها موفق نشد که پنج کشور دیگر ۱+۵ را با خود همراه کند، بلکه دبیرکل سازمان ملل و رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز با ارائه گزارش‌های مثبت از رعایت مفاد برجام از سوی ایران در عمل آمریکا را در دنبال کردن سیاست ضد برجامی خود تنها گذاشتند و از آن مهم‌تر اینکه کنگره آمریکا هم در اعلام نقض برجام از سوی ایران با ترامپ همراهی و همدلی نشان نداد. با این حال کنگره آمریکا در تشدید تحریم‌ها علیه ایران در سرفصل‌های دیگری همچون دولت ترامپ همراه شد. به نظر می‌رسد در طول سال ۲۰۱۸ و تا تغییر ترکیب اعضای کنگره روند تشدید تحریم‌ها ادامه داشته باشد. ولی اثرگذاری آن علاوه بر انسجام سیاست‌های داخلی و خارجی دولت ایران و انضباط مالی دولت و توفیق در عرصه رونق کسب و کار و به‌طور کلی بهبود اوضاع اقتصادی، مشروط و منوط به چگونگی رفتار شرکای اقتصادی ایران در قبال تحریم‌های اقتصادی آمریکا است.

در دوره پیشابرجام بسیاری از شرکت‌ها و بانک‌های طرف قرارداد معامله با ایران که جریمه‌های سنگینی بابت همکاری با ایران پرداخت کرده‌اند، احتمالا در انعقاد قراردادها و انجام معاملات جانب احتیاط را در پیش خواهند گرفت و تلاش خواهند کرد تا روشن شدن ابعاد مختلف سیاست دولت ترامپ در مورد ایران به‌صورت کج‌دار و مریز حداقل تا برگزاری انتخابات کنگره در ۲۰۱۸ به انتظار بنشینند. هر چند سیاست کلی اتحادیه اروپا که توسط موگرینی مدیریت می‌شود همسویی بیشتر با ایران است. ولی در ماه‌های اخیر فرانسه با زبان تندتری به انتقاد از سیاست خارجی ایران پرداخته و در جانبداری از آقای حریری و عربستان، نوک پیکان خود را به سوی سیاست‌های منطقه‌ای ایران در لبنان، سوریه و یمن نشانه رفته است. شرکت‌های آلمانی نیز تحرک زیادی در فعال شدن در پروژه‌های سرمایه‌گذاری ایران از خود نشان نمی‌دهند و در کل به لحاظ مشکلات بانکی که بخشی از آن به تحریم‌های ایالات متحده آمریکا بازمی‌گردد و شرکت‌های اروپایی به رغم رفت و آمدهای زیاد، گام‌های موثری برای فعال شدن در بازار ایران برنداشته‌اند.  به نظر می‌رسد در سال ۲۰۱۸ و تا روشن شدن ترکیب جدید اعضای کنگره، دولت ترامپ از هر بهانه‌ و فرصتی برای تقویت ایران‌هراسی استفاده خواهد کرد و در این مسیر عربستان و اسرائیل هم آتش‌بیار معرکه خواهند بود. آمریکا تلاش خواهد کرد کانون‌های تنش در منطقه را علیه ایران بیشتر فعال کند. البته تلاش‌های آمریکا نتیجه دلخواه را به دنبال نخواهد داشت، چراکه آمریکای ترامپ چنان از متحدان سابق خود دور شده است که به هیچ‌وجه نمی‌تواند در شرایط سخت روی همکاری متحدان اروپایی خود حساب باز کند و از سوی دیگر با حضور فعال فدراسیون روسیه در منازعات منطقه و کنشگری تعیین‌کننده روسیه در بحران سوریه، هزینه هرگونه ماجراجویی را برای آمریکا سنگین می‌کند و سیاست خارجی چین هم در سطح جهانی و منطقه‌ای با آمریکا همسویی ندارد و اگر هم استعدادی برای همکاری وجود داشته باشد، با توجه به اولویت بحران کره‌شمالی، تمام تلاش چین در همسویی با آمریکا در این حوزه متمرکز خواهد شد. آمریکا تلاش خواهد کرد که با کمک هم‌پیمانان منطقه‌ای خود، روی مسائل حقوق بشر و معضلات اقتصادی و معیشتی مردم، توپخانه تبلیغاتی خود را بیشتر فعال کند که در این خصوص دولت و کل حاکمیت ایران باید با تدبیر و درایت و مبارزه جدی با فساد اقتصادی و سالم‌سازی شریان‌های اقتصادی و برقراری انضباط مالی و فراهم کردن زمینه‌ها و زیرساخت‌های سرمایه‌گذاری و امنیت برای بخش خصوصی واقعی چشم‌انداز روشنی برای نسل جوان ترسیم کند. در مجموع سال ۲۰۱۸ کانون‌های تنش در مناسبات ایران و ایالات متحده آمریکا بیشتر فعال خواهد شد، ولی بعید است که شدت تنش‌ها تا ارتقای آن به سطح منازعات مسلحانه پیش برود. با این وجود این تنش‌ها از ظرفیت لازم برای ضربه‌زدن به اقتصاد آسیب‌پذیر ایران برخوردار هستند. بهترین وسیله برای مقابله با سیاست‌های ایران‌هراسی آمریکا، تقویت پایه‌های وحدت ملی از طریق مبارزه با فساد، ترویج عدالت و گشایش فضای سیاسی با هدف ارتقای سطح مشارکت ملی در مقابله با خطرات و تهدیدات بیرونی است.