همچنین یکی دیگر از موارد قابل توجه این است که با درنظر گرفتن قیمت ۱۳۰۰ تومانی خرید تضمینی گندم (به‌رغم کاهش ناشی از فشار عرضه در فصل برداشت محصول جهانی)، این نرخ بسیار بیشتر از قیمت جهانی این محصول است. قیمت خرید از کشاورز در کنار مزرعه، در کشورهای شاخص تولیدکننده نظیر روسیه و آمریکا بسیار کمتر از قیمتی است که ما در کنار مزرعه مستقیما از کشاورز خریداری می‌کنیم. این در حالی است که با لحاظ کردن تمامی هزینه‌های ممکن نظیر حمل و نقل و ...، با این حال قیمت گندم «خوب» جهانی چیزی در حدود نصف قیمت تمام شده ما در بازار داخلی می‌شود. ضمن اینکه امروزه در تمام دنیا، گندم را بر مبنای مرغوبیت آن درجه‌بندی و خریداری می‌کنند. در حالی که در کشور ما این تقسیم بندی وجود ندارد و همه محصولات با قیمت واحد و به‌صورت تضمینی خریداری می‌شوند. این باعث می‌شود که کشاورزان برای تولید محصول با کیفیت‌تر انگیزه‌ای نداشته باشند.

ما در کشور چیزی به‌عنوان گندم دامی تعریف نکرده‌ایم و کلیه تولیدات با یکدیگر مخلوط می‌شوند. در کشوری نظیر روسیه که یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان گندم است نیز در برخی مناطق گندم دامی کشت می‌شود، در حالی که ما در کشور با وجود قرار گرفتن در منطقه‌ای نیمه خشک، به‌صورت مشخص این محصول را تولید نمی‌کنیم. روش فعلی قطعا دارای ایرادات متعددی است که عدم طبقه‌بندی کیفی یکی از مهم‌ترین آنهاست. در مورد پرداخت مطالبات نیز مشکلاتی وجود دارد که فروش اوراق قرضه و تاخیر در پرداخت‌های فعلی برخی از نشانه‌های آن است.لازم است دولت با بازنگری در سیاست‌های حمایتی خود، با بهره‌گیری از تجربیات جهانی، با شناسایی کشاورز گندم کار و اعطای یارانه‌هایی نظیر یارانه به زمین کشاورزی به ازای هر هکتار یا ...، او را به ادامه فعالیت در این بخش ترغیب و حفظ کند، زیرا ادامه سیاست فعلی خرید تضمینی گندم روشی منطقی به نظر نمی‌رسد.