در جریان این حادثه، براساس برآوردهای اولیه بیش از ۴۲۲۷۴ واحد مسکونی دچار خسارت شده‌اند که با توجه به ادامه بررسی‌ها و عملیات میدانی، احتمال تغییر این آمار و اطلاعات وجود دارد. بررسی‌های اولیه حاکی از آن است که میزان تخریب اماکن و تلفات جانی در مناطق روستایی به مراتب بیشتر از مناطق شهری بوده است و همچنین دلایلی همچون؛ نوع مصالح و سازه‌های روستایی، نظارت فنی ناکارآمد و ناکافی بر وضعیت ساخت‌وسازها، قدمت ساختمان‌ها و عدم رعایت استانداردهای لازم، منجر به افزایش تلفات انسانی و خسارات مالی در مناطق مختلف شده است. بررسی این موارد این گزاره را در ذهن تقویت می‌کند که طی سال‌های گذشته بر خلاف شهرهای کشورهای توسعه یافته در خصوص موضوع «تاب آوری شهری» در کشور به اندازه کافی کار تخصصی انجام نشده است. این در حالی است که رویکردهای جدید به مدیریت بحران گذر از مفاهیم آسیب‌پذیری به تاب آوری را تجویز و دو جنبه جدید ارائه می‌دهد: در رویکرد اول به رهبری و هماهنگی بخش‌های مختلف و مولفه‌هایی از جمله مشارکت شهروندان، گروه‌های مدنی و بسیج بخش‌ها و سطوح مختلف دولتی اعم از ملی، منطقه‌ای و محلی توجه می‌شود. در رویکرد دوم برنامه‌ریزی شهری و راهبردهای توسعه شهری را به صورت تلفیقی مد نظر قرار می‌دهد. در واقع شهرها برای ارتقای وضعیت تاب‌آوری در برابر حوادث باید دارای چشم‌انداز و راهبردهای مشخص بوده و استانداردها و مقررات مربوطه را طراحی یا به روز کنند.

در صورت مداخله زمان به‌عنوان عنصر کلیدی موثر بر کیفیت تاب‌آوری در مفهوم تاب‌آوری می‌توان این مفهوم را در سه شکل تعریف کرد: تاب آوری آینده‌نگرانه که به توسعه ظرفیت‌های احتمالی مورد نیاز برای مدیریت بلایا در آینده اهتمام دارد. تاب‌آوری همزمان که مهارت‌های مقابله همزمان شهر و شهروندان در برابر حوادث را مد نظر قرار می‌دهد و تاب‌آوری گذشته‌نگر که با تمرکز بر برگشت‌پذیری و بهبودی پس از آسیب ناشی از بلایا قابل شناخت است. مبتنی بر این دو رویکرد و اشکال سه گانه عملکردی آن که به مولفه‌های مدیریت اتکا دارد، می‌توان به مولفه‌های موثر بر کیفیت تاب‌آوری شهرها شامل بازتاب و فراگیر، استحکام و دوام، انعطاف‌پذیر، منبع محور، جامع‌نگر و یکپارچه اشاره کرد.

در شهرهای تاب‌آور در برابر حوادث برنامه‌ریزی و مدیریت حوادث به‌گونه‌ای است که حداقل تلفات انسانی و خسارات اقتصادی بر شهر تحمیل وحفاظت و حمایت‌های لازم از استمرار معیشت، زندگی و سلامت شهروندان صورت گیرد. هویت جمعی و امنیت و پایداری اجتماعی در این‌گونه شهرها فرصت تعامل و روابط دوجانبه را بین شهروندان میسر می‌کند و شهر را در هنگام و پس از بروز بلایا، به صحنه‌ای برای رقم خوردن سرنوشت مشترک بدل می‌کند. در این قالب توانمندسازی بازیگران عرصه مدیریت بحران در شهرها فرصت ارتقای وضعیت تاب آوری را بیش از پیش فراهم می‌کند تا در پرتو مدیریت و رهبری موثر و کارآمد بتوان اثرات احتمالی حوادث را به میزان قابل‌توجهی کاهش داد. دسترسی به منابع مالی و اعتباری در شرایط اضطراری مبتنی بر رویکردهای برنامه‌ریزی اقتضایی، دوام و استمرار خدمات عمومی و اداره امور بحران را میسر ساخته و در صورت هزینه‌کرد آن در مرحله قبل از بروز بحران منجر به توان‌افزایی فیزیکی و ساختمانی در شهر و در نهایت کاهش قابلیت آسیب پذیری فیزیکی می‌شود. در بعد برنامه‌ریزی، یکپارچگی در سیاست‌گذاری و راهبری توسعه شهر امکانی را فراهم می‌کند تا برنامه‌ریزان در پرتو جهت‌گیری‌های اساسی تعیین شده نسبت به کاربست اصول تاب‌آوری شهر در برابر حوادث اقدام کنند. مطابق با اصول جهانی، تاب‌آوری شهری در برابر حوادث دارای چهار عنصر کلیدی است. عنصر نخست تاب‌آوری اجتماعی است که به وضعیت دموگرافیکی یک اجتماع مبتنی بر سن، جنس، قومیت، نژاد، وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی و سرمایه اجتماعی دلالت دارد.اگرچه سنجش سرمایه اجتماعی و برنامه‌ریزی برای تحقق آن در حوزه تاب آوری سخت و پیچیده به نظر می‌رسد، اما مشارکت و تعلق اجتماعی، توانایی گروه‌ها و شهروندان برای سازگاری و حس تعلق مکانی را می‌توان از مولفه‌های کلیدی آن در حوزه تاب آوری بر‌شمرد. حوزه شمول این‌گونه تاب‌آوری، ظرفیت اجتماعی برای مقابله و ترمیم‌پذیری را در بر می‌گیرد و تحقق بخش مفهوم کلیدی مدیریت بحران اجتماع محور است. دومین عنصر تاب آوری زیرساختی ـ کالبدی است که به آسیب پذیری ساختمان‌ها و بناها، دارایی و اموال شهروندان، سیستم‌های حمل و نقل و شبکه‌های ارتباطی دلالت می‌کند.همچنین ظرفیت پناهگاهی، تسهیلات و زیرساخت‌های بهداشتی ـ درمانی، درجه آسیب احتمالی بناها از خطرات، زیرساخت‌ها و تاسیسات حیاتی، حساس و مهم، آسیب‌پذیری جاده‌ها و خیابان‌ها برای تخلیه اضطراری و شریان‌های حیاتی پس از بحران را شامل می‌شود. در عین حال تاب آوری اقتصادی سومین عنصر است.

حوزه شمول تاب آوری اقتصادی شاخص‌های متنوع اقتصادی مانند اشتغال، تجارت، توانایی کارکردی بخش‌های مختلف اقتصادی در حین و پس از بروز بحران و تداوم عملکردی فعالیت‌های مرتبط با کسب‌وکار، درآمد و تامین نیازمندی‌های جامعه آسیب دیده را در بر‌می‌گیرد. چهارمین عنصر تاب‌آوری مدیریتی-نهادی است که به نظام‌های دولتی و غیردولتی اداره و مدیریت اجتماعات شهری دلالت دارد؛ در واقع کلیه نهادها و موسساتی که عملکرد آنها می‌تواند در مدیریت بحران مطابق سطح زمانی قابل تعریف برای آن موثر واقع شود. بخش خصوصی، نهادهای مدنی، بخش‌های مختلف دولت در سطوح ملی، منطقه‌ای و محلی مطابق وظایف و ماموریت‌های خود می‌توانند به‌عنوان بازیگران در این عنصر تاب‌آوری نقش ایفا کنند.