در بروز این شرایط سابقه رفتاری ترامپ در مدت تصدی مسند ریاست جمهوری ایالات متحده که با انتقادهای جدی در بدنه سیاسی و اقتصادی آمریکا مواجه شده و همچنین مقاومت قدرت‌های اروپایی در برابر انتظارات ترامپ در قبال برجام و مهم‌تر از آن استحکام و قوت برجام دخیل بود. ترامپ نه تنها برجام را نتوانست لغو کند بلکه با واگذاری تعیین تکلیف آن به کنگره، عملا این چالش را از دوش خود برداشت. از طرف دیگر بر خلاف پیش‌بینی‌ها، مقامات آمریکایی پس از سخنرانی ترامپ و واکنش منفی کشورهای مختلف به آن، در صدد توجیه مواضع ترامپ برآمده و تلاش کردند به شیوه‌های مختلف اعلام کنند که آمریکا به برجام متعهد خواهد بود و از آن خارج نمی‌شود.

این تحولات بیش از آنکه برجام را تضعیف کند، به تقویت برجام در شرایط کنونی منجر شده است. به‌طور طبیعی حوزه‌ها، مسائل و پدیده‌های متاثر از برجام نیز چنین شرایطی را تجربه می‌کنند. اگرچه ترامپ در حال حاضر که توان برهم زدن برجام را ندارد، قصد بازی کردن با آن و کاهش بهره‌برداری سیاسی و اقتصادی ایران از آن را دارد اما این بازی نمی‌تواند چندان دوام پیدا کند؛ چرا که جریان‌های سیاسی و اقتصادی بین‌المللی خیلی سریع به ماهیت بازی ترامپ پی برده و می‌برند و در نتیجه اثرگذاری تحرکات سیاسی ترامپ علیه برجام به پایان خواهد رسید. طبعا ترامپ نمی‌تواند در پرتو برجام، سیاست اعمال فشار به ایران را دنبال کند مگر اینکه بازی دیگری جدای از برجام را تدارک ببیند. با توجه به این شرایط باید روند تحولات سیاسی و اقتصادی برجام در مورد ایران را مورد بررسی قرار داد.

 حوزه نفت و گاز به نظر می‌رسد کمترین تاثیر و چالش را از تحولات سیاسی اخیر پذیرفته است. در این راستا بی‌تفاوتی بازار نفت به اظهارات ترامپ قابل توجه بود. اگرچه نباید این واقعیت را نادیده انگاشت که بازار نفت سال‌هاست نسبت به مسائل و تحولات سیاسی به خصوص از نوع اعلامی آن واکسینه شده است، اما بی‌تفاوتی بازار نفت پیام روشنی را به فعالان اقتصادی و شرکت‌های نفتی القا کرد که مواضع ترامپ را نباید جدی تلقی کرد. از سوی دیگر شرکت‌های بزرگ نفتی پیش از این هزینه سنگینی را بابت تحریم‌های اقتصادی ایران متحمل شدند که مهم‌ترین آن بی‌نصیب شدن آنها از بازار جذاب نفت و گاز ایران بود. به این دلیل فعالان این حوزه مهم اقتصادی قصد ندارند بار دیگر هزینه سیاست‌های آمریکا به خصوص ترامپ را که چشم‌انداز روشنی از آن ندارند، بپردازند. ایران در حال حاضر تفاهم‌نامه‌های متعددی با شرکت‌های بزرگ نفتی برای انجام مذاکره و مطالعه برای حضور در طرح‌های توسعه‌ای امضا کرده است. بدون تردید تجربه تحریم‌ها و تحرکات سیاسی ضد برجام، مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی را سخت و پیچیده ساخته است. اما با توجه به ادامه مذاکرات میان این شرکت‌ها با ایران، پیش‌بینی می‌شود که در ماه‌های آینده قراردادهای بزرگی نهایی شود. البته امضای قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی با کنسرسیومی به رهبری شرکت توتال فرانسه، راه مذاکره و رسیدن به توافق را تا حد زیادی آسان ساخته است. مواضع قاطع و مثبت این شرکت نسبت به تعهد در اجرای قرارداد پس از اظهارات اخیر ترامپ هم انرژی مثبتی بود که به روند مذاکرات با شرکت‌های بزرگ خارجی تزریق شد.

با این تفاسیر به نظر می‌رسد، روند همکاری‌های خارجی در صنعت نفت همچنان تداوم یابد، هرچند شکل این همکاری‌ها با توجه به شرایط کنونی در قالب کنسرسیوم بیشتر محتمل است. در واقع شرکت‌های خارجی ریسک حضور در صنایع نفت و گاز ایران را با حضور در کنسرسیوم‌ها، کاهش می‌دهند که البته این گرایش برای صنعت نفت ایران نیز مثبت است.