فایننشال تایمز

تحریم‌های شدیدتر سازمان ملل علیه کره‌شمالی که حتی چین نیز با آنها موافقت کرده است، منجر به آسیب‌های اقتصادی واقعی و جدی برای متحد سرسخت آن خواهد شد، بدون اینکه خطر فروپاشی این رژیم را به همراه داشته یا به‌طور قابل توجهی با تخریب منافع شرکت‌های بزرگ چینی فعال در تجارت بین‌مرزی دو کشور توام شود.ژائو تانگ، یک متخصص منطقه‌ای در مرکز کارنگی- تسینگهوآ در پکن، معتقد است هدف دولت چین این بوده است که افراطی‌ترین معیارهای تحت حمایت آمریکا را که از سوی دونالد ترامپ دفاع می‌شود، مسدود کند و در عین حال خشم خود را از ششمین آزمایش هسته‌ای رژیم کره‌شمالی به کیم جونگ اون انتقال دهد.

آقای ژائو معتقد است چین از قطع کامل نفت و عرضه سوخت به کره‌شمالی ممانعت کرده است، چراکه این کار می‌تواند اثرات مرگباری برای این رژیم داشته باشد. اما تحریم‌هایی که اکنون به کار گرفته شده‌اند، به‌طور شگرفی درآمدهای ارزی کره‌شمالی را کاهش خواهند داد و تاثیرات بازگشت‌ناپذیری بر اقتصاد این کشور خواهند گذاشت. ممنوعیت صادرات پارچه کره‌شمالی، در همگامی با تحریم‌هایی که زغال‌سنگ، مواد معدنی و غذاهای دریایی این کشور را هدف قرار داده بود، بیش از ۹۰ درصد از صادرات این کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و رژیم کیم را از درآمد سالانه ۳/ ۱ میلیارد دلار محروم خواهد کرد. تحریم‌ها تعداد اتباع کره‌شمالی را که مجاز به کار در خارج از این کشور هستند و در حال حاضر به حدود ۱۰۰ هزار نفر می‌رسند، محدود خواهد کرد. این افراد به‌طور تخمینی حدود ۵۰۰ میلیون دلار را در هر سال به سرزمین مادری خود بازمی‌گردانند. آنها همچنین صادرات نفت و سوخت به کره‌شمالی را تا حدود یک سوم کاهش خواهند داد و از ۵/ ۸ میلیون بشکه در سال به ۶ میلیون بشکه در سال خواهند رساند. مایکل کوریگ، از «گروه بحران بین‌المللی» نیز معتقد است: «تحریم‌ها به‌طور کارآمدی بر پتانسیل توسعه کره‌شمالی محدودیت خواهند گذاشت و راه را برای تشدید بیشتر تحریم‌های نفت و سوخت که هم‌اکنون نیز روی میز قرار دارند، هموار خواهند کرد.»

در حالی که فشارها بر عرضه انرژی به شدت از سوی آقای کیم احساس خواهد شد، مقادیر آن برای شرکت‌های دولتی چینی که در بخش انرژی فعالند و با کشور کره‌شمالی به تجارت و کسب و کار مشغول هستند، ناچیز خواهد بود. برای مثال، شرکت ملی نفت چین که به راه‌اندازی «خط‌ لوله دوستی» در مرزهای دو کشور کمک می‌کند، شرکتی عظیم با درآمد ۲۶۰ میلیارد دلار در سال است. لین بوکیانگ، رئیس موسسه مطالعات انرژی چین در دانشگاه ژیامن نیز می‌گوید: «اثرات این اقدام بر شرکت نفت چین قابل چشم‌پوشی خواهد بود. وقتی پای صنعت نفت چین در میان باشد، صادرات به کره‌شمالی مانند قطره‌ای از اقیانوس است. ممکن است شرکت‌های کوچکی وجود داشته باشند که بر کره‌شمالی تمرکز کرده‌اند و در نتیجه آسیب خواهند دید، اما آنها در برابر کل این صنعت هیچ ارزشی ندارند.» معامله‌گران کوچک چینی در «داندونگ»، «هونچون» و سایر شهرهای کوچک بندری که پیشتر از تحریم‌های اولیه آسیب دیده بودند، با خطرات بیشتری روبه‌رو خواهند شد. ماه گذشته، معامله‌گران در هونچون علیه ممنوعیت صادرات غذای دریایی کره‌شمالی اعتراض کردند.

برخی از این وارد‌کنندگان معتقدند که تحریم‌های جدید، روی کارخانه‌های پارچه‌بافی در کره‌شمالی که در آنها سرمایه‌گذاری کرده‌اند، اثر خواهد گذاشت. این معامله‌گران معتقدند که کسب و کار غذای دریایی تقریبا از دست رفته است. آنها معتقدند که هرچند این تحریم‌ها علیه کره‌شمالی وضع شده، اما واقعیت این است که روی رنج کشیدن برخی از مردم چین نیز تاثیر گذاشته است. نخست‌وزیر ژاپن، شینزو آبه نیز در همین راستا اعلام کرده که تحریم‌های جدید حاکی از «تشخیص جامعه بین‌الملل بر این است که فشار علیه کره‌شمالی باید به سطح جدید و بی‌سابقه‌ای افزایش یابد.» در پکن نیز یک مقام وزارت خارجه موضع چین را که تحریم‌ها باید با «راه‌حل‌های دیپلماتیک و گفت‌وگوهای ۶ طرف ادامه پیدا کنند»، تکرار کرده است. دولت چین فکر می‌کند که این مساله‌ای بین آمریکا و کره‌شمالی است. کوریگ نیز در ادامه می‌گوید: «چین موافقت با تحریم‌های جدید را به‌عنوان لطف به آمریکا می‌بیند و اکنون به‌جای آن انتظار چیزی را دارد. کره‌شمالی هرگز همسایه ایده‌آلی نبود، اما چین می‌خواست آن را تحمل کند. تحلیل هزینه- فایده پکن به وضوح تغییر کرده است.»

رویدادهای کره و بازارها

اکنون مساله دیگری وجود دارد. آیا بازارهای سرمایه از تهدید کره‌شمالی چشم‌پوشی می‌کنند؟ در حالی که کیم‌جونگ‌اون، موشک‌هایی را از فراز ژاپن عبور می‌دهد، قلمروهای ایالات‌متحده را تهدید کرده و بمب‌های هیدروژنی آزمایش می‌کند، نمی‌توان سرمایه‌گذاران زیادی را دید که دچار وحشت شده باشند. چرا؟ راهبان به آن «خشنودی از خویش» می‌گویند؛ اما می‌توان آن را عقلایی‌بودن نیز نامید. به‌رغم تمام این موارد، جنگ‌جهانی سوم رخ نداده است و بازارها این مساله را می‌دانند. سهام، مدت‌های زیادی است که با چنین درگیری‌هایی سر و کار دارند. هیچ‌یک از این موارد موجب افت‌های چشمگیری نمی‌شوند؛ نه در جنگ داخلی اسپانیا در سال ۱۹۳۶، نه در آزمایش بمب‌های روسیه در سال ۱۹۴۹ و نه در روز ششم جنگ خاورمیانه در سال ۱۹۶۷. سهام در طول جنگ‌های عراق و نبرد ۲۰۰۶ رژیم اشغالگر قدس با حزب‌الله، جنگ‌های بالکان و برخی موارد دیگر افزایش نیز پیدا کردند. تنها جنگ‌های جهانی بودند که موجب رکود بازارها شدند و تا سال ۱۹۴۲ بازار سهام وضعیت مساعدی نداشت. جنگ‌جهانی اول نیز تقریبا وضعیت مشابهی داشت. به‌رغم تراژیک بودن جنگ‌ها در تمام ابعاد، نبردهای منطقه‌ای معمولا اثرات بسیار کمی بر اقتصاد جهانی و تخریب تجارت در جهان دارند. آمریکایی‌ها، بریتانیایی‌ها و اروپایی‌ها به واسطه این تنش‌ها فعالیت‌های خود را قطع نمی‌کنند، حتی اتباع کره‌جنوبی و ژاپن نیز هر روز زندگی روزمره خود را ادامه می‌دهند و این رویدادها قدرت چشمگیری بر آنها ندارد.

تنش‌ها می‌توانند خصمانه شوند، اما معمولا سریع پایان می‌پذیرند، حتی وقتی که درگیری‌های نظامی در اوج قرار می‌گیرند. این موضوع اغلب همانند «شایعه را بفروش، اخبار را بخر» عمل می‌کند. (یعنی قیمت سهام با پیش‌بینی شایعه‌ها تغییر کرده و با به‌دست آمدن اخبار واقعی دوباره به جای خود برمی‌گردند.) بازار می‌داند که جنگ‌جهانی سوم راه نیفتاده و آن را محقق می‌کند، سهام نیز نیروی تازه‌ای می‌گیرند. با آغاز جنگ کره در سال ۱۹۵۰، بازار سهام ایالات‌متحده ۱۴ درصد افت کرد، اما به سرعت بازگشت. با آغاز جنگ شش روزه نیز سهام افت کرد، اما هر روز در طول جنگ افزایش یافت. موارد دیگری نیز از این دست وجود دارد. آیا این‌بار متفاوت است؟ شاید اما بازارها روی احتمالات کار می‌کنند و نه اما و اگرها. آیا اگر آخرالزمان کره‌شمالی محتمل بود، سهام کره‌جنوبی امسال بیش از ۲۰ درصد رشد می‌کرد و به یکی از بهترین بازارهای جهانی بدل می‌شد؟ آیا این رشد امسال نیز مثبت است؟ اگر بازارها خطر واقعی را ببینند، سهام کره‌جنوبی افت خواهد کرد و در دنیا عقب خواهد افتاد.هرچه در مورد کره‌شمالی اتفاق می‌افتد، اساسا جدید نیست. این رژیم دهه‌ها روی برنامه هسته‌ای خود کار کرده است. پدر کیم، کیم‌جونگ‌ایل، به‌طور مرتب آزمایش‌های موشکی انجام می‌داد و خطراتی را در دهه ۲۰۰۰ ایجاد می‌کرد تا جایی که کار به تمرین‌های نظامی مشترک آمریکا و کره‌جنوبی می‌رسید. به‌نظر می‌رسد کره‌‌شمالی از زندگی در فقر ‌مطلق خسته شده باشد، این موضوع می‌تواند نتایجی را در پی داشته باشد.

در واقع کیم در صحنه جهانی به‌طور فزاینده‌ای منزوی شده است. حتی وزیر امورخارجه چین نیز اغلب با وی رفتار مناسبی ندارد. از سوی دیگر، کره‌شمالی کشور کوچکی است. سربازان فعال آن به سختی با نیروهای عراقی در سال ۲۰۰۳ برابرند. مجموع جمعیت آن نیز ۲۵ میلیون نفر است. کیم ممکن است موشک بالستیک بین‌قاره‌ای داشته باشد؛ اما این به معنی نفوذ به دفاع موشکی آمریکا نیست. ترس مردم از زرادخانه آن، بیش از اندازه‌ای است که تبلیغ می‌شود؛ اما این مساله همیشه ترس‌آور است. این کشور می‌تواند به سئول یا توکیو حمله کند، کیم پیش از آنکه از صحنه روزگار محو شود، می‌تواند یک شلیک کند. پس چطور می‌تواند به اهدافش دست پیدا کند؟ این سخنان به معنی بی‌اهمیتی در این مورد نیست، اما در این مورد باید به بازارها بیش از هرچیز اعتماد کرد!