در بحث عدم آینده‌نگری و نداشتن برنامه‌ریزی می‌توان به صدور بی‌رویه مجوزهای تاسیس کارخانه‌های کاشی و سرامیک اشاره کرد به‌طوری‌که امروز با این شرایط رکود اقتصادی و مشکلات ارزی و صادرات هنوز ۱۵۰ کارخانه کاشی فعال هستند و درحالی‌که بازار داخلی اشباع شده یک رقابت منفی در صادرات آغاز شده و صادرات کالاهای بی‌کیفیت در عراق و افغانستان سبب شده که نگاه تاجران این دو کشور نسبت به کاشی ایرانی منفی شود و دقیقا همان بلایی که بر سر صنعت سیمان آمد اکنون دامن‌گیر این صنعت شده است. نیاز کارخانه‌ها به نقدینگی و نبود بازار داخلی فضا را برای سوءاستفاده دلال‌های داخلی و خارجی فراهم کرده به‌طوری‌که این افراد با مراجعه به تولید‌کنندگان محصولات آنها را به‌صورت ریالی با حداقل قیمت خریداری می‌کنند و بعد همان کالا را به‌صورت ارزی و با سود بیشتر صادر می‌کنند و به‌جای اینکه سود اصلی به جیب تولیدکننده برود دلال‌ها را غنی‌تر می‌کند.هر چند تحریم‌های بانکی و مشکل بازگشت ارز حاصل از صادرات نیز سبب شده که تولید‌کننده از دردسرهای فروش ارزی فراری باشد و ترجیح دهد که با سود کمتر جنس خود را ریالی بفروشد تا بعدا برای رفع تعهد ارزی با بانک مرکزی به مشکل بر نخورد. اما فارغ از مشکلات این حوزه در سال جاری شاهد اتفاقات خوبی هم در این صنعت بودیم. دو ماده اصلی یعنی لعاب و جوهر که تا پیش از این جزو مواد اولیه وارداتی محسوب می‌شد در داخل با همان کیفیت خارجی و بعضا بهتر تولید می‌شود و همین امر سبب شده که شاهد صرفه جویی خوبی در حوزه ارز باشیم ضمن آنکه تاثیر بسزایی نیز در پایین آمدن قیمت تمام شده داشته است. در بحث طراحی کاشی که هر شرکت خارجی برای هر طرح نزدیک به ۲۵ هزار یورو دریافت می‌کرد اکنون مهندسان و طراحان ایرانی توانستند چنان طرح‌هایی بزنند که بازار سختی مثل روسیه سفارش خود را بیشتر کرده است. با توجه به سرمایه‌گذاری عظیمی که در این صنعت صورت گرفته و اشتغال بالای آن دولت و حاکمیت هیچ راهی به جز حمایت و کمک مستقیم به این حوزه ندارد و اکنون که بازار سوریه برای ورود کالای ایرانی مهیا شده بهترین راه این است که صادرات به این حوزه مدیریت شود تا شاهد اتفاقات تلخ بازار عراق نباشیم.

 

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند