جهان هنوز در حال ارزیابی میراث پیچیده «آلن گرینسپن» است، اقتصاددان برجسته‌ای که دوره 20 ساله منتهی به 2006 رئیس هیات‌مدیره فدرال رزرو آمریکا بود. از این‌رو، ارزیابی میراث جانشین هشت سال اخیر او بسیار زود است. طی پنج سال بحرانی گذشته که ضعف اقتصاد داخلی به رهبری نسبتا ناکارآمد جهانی آمریکا ترجمه شد، فدرال رزرو به دو شیوه بر اقتصاد جهان تاثیر گذاشته است: از طریق سیاست بیش‌فعالِ خرید دارایی‌های بلندمدت و از طریق نقش تا حدی نادیده گرفته شده خود در تامین نقدینگی بین‌المللی.
میراث جهانی بن برنانکه*
نویسنده: آرویند سابرامانیان (۱)
مترجم: مجید اعزازی
جهان هنوز در حال ارزیابی میراث پیچیده «آلن گرینسپن»، رئیس هیات‌مدیره فدرال رزرو از ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۶ است. از این رو، ارزیابی میراث جانشین او یعنی بن برنانکه بسیار زود است. اما نباید از نقش بین‌المللی بن برنانکه و فدرال رزرو طی دوران تصدی او- زمانی که ضعف اقتصاد داخلی به رهبری نسبتا ناکارآمد جهانی آمریکا ترجمه شد- چشم پوشی کرد.
طی پنج سال بحرانی گذشته، فدرال رزرو به دو شیوه بر اقتصاد جهان تاثیر گذاشته است: از طریق سیاست بیش فعال ِ خرید دارایی‌های بلندمدت- سیاست به اصطلاح تسهیل مقداری- و از طریق نقش تا حدی نادیده گرفته شده خود در تامین نقدینگی بین‌المللی. اجازه دهید هر دو مورد را بررسی کنیم.
اثر تسهیل مقداری بر اقتصاد ایالات متحده آمریکا هر چه باشد، برای دیگر کشورهای جهان به‌طور کلی بی‌خطر بوده است. دور اول تسهیل مقداری آشکارا سودمند بود، چون این سیاست، پیامد‌های مخاطره آمیز یک رکود جهانی پس از ورشکستگی «لمان برادرز» در سپتامبر ۲۰۰۸ را کاهش داد یا حتی از بین برد.
کنش بعدی فدرال رزرو با برخورد پیچیده سایر کشورهای جهان مواجه شد. در ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، وقتی تسهیل مقداری سرمایه را به سوی بازارهای نوظهور سوق داد، شکایت‌هایی وجود داشتند مبنی بر اینکه ایالات متحده شکلی از دستکاری در پول را به‌کار می‌گیرد. پس از می‌۲۰۱۳، یعنی زمانی که بن برنانکه به امکان جلوگیری از ادامه تسهیل مقداری اشاره کرد، بازارهای نوظهور با ریزش سرمایه و تعدیل‌های ارزی شدید مواجه شدند.
اما در هر دو مورد، مشکلاتی که بر شمرده می‌شد، بر دوش فدرال رزرو قرار می‌گرفت و تا حد زیادی در سوء مدیریت اقتصادی کشورهای متاثر بازتاب می‌یافت. به‌طور مثال، برزیل اغلب نسبت به جریان‌های سرمایه شکایت داشت، چون در دوره‌ای کوتاه بر قیمت ارز این کشور افزوده شده بود؛ اما متهم‌های عمده، افزایش دستمزدهای داخلی و گرمای بیش از اندازه بودند نه سیاست‌های فدرال رزرو. افزون بر این، هند به شدت از اظهارات بن برنانکه مبنی بر اینکه فدرال رزرو تسهیل مقداری را کاهش خواهد داد، تنها به‌دلیل ویژگی‌های تورم بالا، بودجه بزرگ و کسری‌های داخلی در اقتصاد این کشور، متاثر شد. این اثرپذیری به‌گونه‌ای بود که گویی بازارهای نوظهور فراموش کرده بودند که قرارگیری در معرض سیاست‌های فدرال رزرو بخشی از معامله‌ای بود که آنها هنگام جهانی شدن مالی پای آن را امضا کردند.
درحالی‌که فدرال رزرو در فکر مسوولیت‌های بین‌المللی‌اش بوده است، با افزایش نقدینگی دلار در زمان فشارهای مالی شدید، نقشی ساختاری بازی می‌کرده است. آمریکا، پس از ورشکستگی لمان، نقدینگی دلار (از طریق خطوط مبادله) بانک‌های مرکزی برزیل، مکزیک، سنگاپور و کره‌جنوبی را تامین می‌کرد. این کشور همچنین مقادیر نامحدودی از نقدینگی را برای بانک‌های مرکزی اروپا و بانک مرکزی ژاپن تامین کرده است. این اقدام‌ها به تسهیل شرایط مالی به شدت سخت و تطابق با نوسانات بازار کمک کرد.
حمایت فدرال رزرو از بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور برجسته بود، چون اغلب این کشورها وام نگرفتن از صندوق بین‌المللی پول را انتخاب کردند. صندوقی که پس از بحران مالی آسیا در دهه ۱۹۹۰ به ابزار هژمونی ایالات متحده تبدیل شده بود. آنها ترجیح دادند از طریق فدرال رزرو به‌طور مستقیم با ایالات متحده آمریکا سر و کار داشته باشند. در واقع، سرعت، تناسب و کارآیی حمایت فدرال رزرو هم اینک به تلاش‌هایی برای تاسیس مکانیسم‌های مشابه در صندوق بین‌المللی پول منجر شده است.
حمایت فدرال رزرو از اروپا نیز برجسته بود، چون سایر ارکان دولت ایالات متحده در آن زمان ناظری بی‌اثر بودند. آنها می‌توانستند مشاوره ارزان‌قیمت ارائه کنند، اما پول نقد اندکی به اقتصادهای بحران زده منطقه یورو ارائه می‌کردند. حتی تلاش‌ها برای افزایش منابع مالی صندوق بین‌المللی پول روی ناکارآمدی سیاسی آمریکا انباشته شد.
سایر اقتصادهای بزرگ از جمله متحدان کلیدی ایالات متحده آمریکا مقرراتی که صندوق بین‌المللی پول را تقویت می‌کند، وضع کرده‌اند. هر چند در ایالات متحده آمریکا پس از سال ۲۰۱۰ به‌دلیل مقاومت کنگره هیچ اقدام قابل مقایسه‌ای وجود نداشته است.
تبیین نقش استثنایی فدرال رزرو در پس زمینه ضعف رهبری بین‌المللی آمریکا ساده است: اگر چه اقتصاد ایالات متحده آمریکا ضعیف است، دلار اما هنوز مورد تقاضا است. در این شرایط، بن برنانکه به‌طور موثری نقش خود را به عنوان کنترلگر ماشین بزرگ چاپ دلار - فدرال رزرو ایالات متحده آمریکا - ارتقا داد. همان‌طور که در کتابم «کسوف: زندگی در سایه حاکمیت اقتصاد چین» توصیف کردم، حاکمیت دلار برای همیشه وجود نخواهد داشت و به شدت از سوی پول رایج در سرزمین چین (یوان) به چالش کشیده می‌شود.
اما آن منبع بقای حاکمیت آمریکا، از برنانکه یک رهبر بین‌المللی سازنده و مفید ساخت. به محض اینکه او دفتر کار خود در فدرال رزرو را ترک کرد، ارزیابی عملکردش که مقدار زیادی از پول نقد در اقتصاد آمریکا را کاهش داد، به صورت جدی آغاز شد. اما تاریخ نباید نقش حساس جهانی «بن مامور رسمی دولت» را نادیده بگیرد.
پاورقی:
۱- آرویند سابرامانیان عضو ارشد موسسه پیترسون از مرکز توسعه جهانی اقتصاد بین‌الملل است.
* مطالب این پرونده ترجمه برخی از مقالات سایت پراجکت سندیکیت درباره سیاست‌های بن‌برنانکه در دوران تصدی او در فدرال رزرو است.

میراث جهانی «برنانکه»