اخیرا در یکی از روزنامه‌ها خواندم که بیل گیتس از افکار من متنفر است. احساسات من حداقل تا آن حدی که با روان درمانی هم معالجه نمی‌شود، جریحه‌دار نشد. آقای گیتس فی‌المجموع خود را وقف موسسه کمک‌های خارجی‌اش کرده است. این موسسه آشکارا نسبت به انتقادات از سوی افرادی مثل من که هیچ مدرکی دال بر رهایی بالفعل افراد از فقر توسط طرح‌های میلیون دلاری اینگونه موسسات نمی‌یابند، حساس است.

حال آقای گیتس طرح خود موسوم به «سرمایه‌داری خلاق» را در اجلاس سابق جهانی اقتصاد در داووس پیش کشیده است. او عقیده‌دارد که سرمایه‌داری امروزی هیچ منفعتی برای فقرا به همراه ندارد. از دید گیتس، سرمایه‌داری رایج تنها به نفع کسانی است که دست شان در جیب شان می‌رود. او همچنین اینطور ادامه می‌دهد که: «تا زمانی که کارآفرینان خود را وقف برآوردن نیازهای ثروتمندان می‌کنند، محرک‌های مالی برای خدمت به فقرا صفر است و نتیجتا نیازهای اولیه‌شان از قبیل غذا و بهداشت برآورده نمی‌شود.» به نظر می‌رسد آقای گیتس اعتقاد دارد که راه‌حل مساله ترغیب شرکت‌های منفعت طلب برای برآوردن نیاز فقرا از طریق گسترش «به رسمیت شناختن کمک‌های بشردوستانه» است. اما شواهد تاریخی بیانگر ناکارآمد بودن چنین طرح‌هایی است.

اول از همه، این انگیزه «به رسمیت شناختن کمک‌های بشردوستانه» ثابت کرده است که در مقابل انگیزه منفعت وسود بسیار ضعیف عمل می‌کند چراکه اگر چنین نبود بر اساس آمار موثق سال ۲۰۰۵ می‌باید بسیار بیش از ۵/۱میلیارد دلار در یک سال توسط بشردوستان آمریکایی، به کشورهای جهان سوم کمک می‌شد. این رقم کمتر از ۰۰۰۴/۰ تولید آمریکا توسط بازار است. آیا تنها کور سوی امید فقرا واقعا باید این باشد که از هر تی‌شرت جذابی که کمپانی گپ به بهانه درمان ایدز در آفریقا به فروش می‌رساند تنها چند پنی به این مردم برسد؟

از سوی دیگر، سرمایه‌داری با وجود انگیزه کسب سود، دستاوردهای زیادی را برای کارگران فقیر به ارمغان آورده است. مالکان سرمایه‌دار کارخانه‌ها که به دنبال منفعت شخصی خود هستند با خرید ماشین‌آلات، تولید و سود را افزایش می‌دهند. سرمایه‌دار‌ها در جستجوی تحولات تکنولوژیک برای دریافت ستانده بیشتر از داده‌ای مشخص هستند. با تکنولوژی و ماشین آلات بهتر، کارگران به ازای هر ساعت مقدار بیشتری تولید خواهند کرد. در یک بازار کار رقابتی تقاضا برای کارگران مولدتر و در پی آن دستمزد‌ها افزایش خواهد یافت. افزایش مداوم دستمزدها برای نیروی کار غیرماهر، کارگران را از فقر نجات خواهد داد.

به لطف سرمایه‌داری، تعداد مردم فقیری که استطاعت تامین غذا برای فرزندان شان را ندارند بسیار کمتر از آنهایی است که توان آن را دارند. سرمایه‌داری سوءتغذیه خلق نکرد بلکه آن را کاهش داد. جهانی‌سازی سرمایه‌داری از ۱۹۵۰ تا به امروز، میانگین درآمد سالانه در جهان را از ۲۰۰۰ دلار به ۷۰۰۰ دلار افزایش داده است. بر خلاف باورهای غلط مردم، کشور‌های فقیر با سرعت کشور‌های ثروتمند رشد کرده‌اند. این رشد باعث شده که در طول تاریخ بیشترین حجم از توده‌های مردم از فقر رهایی یابند. بخش‌هایی از جهان که همچنان فقیر هستند در حقیقت از کمبود سرمایه‌داری رنج می‌برند. امروزه سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در آفریقا گرچه رو به افزایش است، اما تنها یک‌‌درصد از جریانات سرمایه‌گذاری دنیا سهم دارد. به همین دلیل است که محیط و شرایط برای مشارکت بخش خصوصی در آفریقا همچنان نامساعد است. البته موفقیت‌هایی در آفریقا و صنعت این کشور به دست آمده اما کافی نیست.

آقای گیتس اعلام کرده‌اند که بنیادش درصدد راه‌اندازی «شراکتی است که به کشاورزان آفریقایی امکان دسترسی به بازار‌های قهوه اعلاء را با هدف دو برابر شدن درآمدشان از این محصول می‌دهد.» این تلاش در جهت کمک به تعداد کمی‌از کشاورزان قهوه در روآندا و کنیا امری پسندیده است، اما با این کار سرمایه‌داری به سختی بازسازی خواهد شد. موانع اصلی بر سر راه صادرات در کشورهای فقیر، موضوعاتی داخلی از قبیل فساد و منازعات سیاسی هستند نه فقدان میل کافی خریداران قهوه اعلاء در کشورهای ثروتمند.

علاوه بر این، بشردوستان بر چه اساسی تعیین می‌کنند که موتور محرکه رشد برای یک کشور چه کالایی قرار است باشد؟ بیشتر مطالعات در این زمینه اذعان کرده‌اند که انتخاب «برگ‌های برنده» از طریق سیاست صنعتی دولت کارآیی ندارد. این برگ‌های برنده بسیار غیرقابل پیش‌بینی‌تر آز آن هستند که توسط نظام اداری دولت یا حتی بشردوستان خارجی کشف و تعیین شوند. چرا مصر ۹۴‌درصد از بازار واردات سرامیک سرویس‌های بهداشتی در ایتالیا را از آن خود کرده است؟ چرا هند به عنوان اقتصادی با نیروی کار ماهر تبدیل به غولی در فن‌آوری اطلاعات که صنعتی مهارت بر و تخصص‌گرا است، می‌شود؟ چرا کنیا ۳۹‌درصد از بازار شاخه گل‌های زینتی اروپا را در دست دارد؟ چرا لسوتو تبدیل به یک صادرکننده اصلی منسوجات به آمریکا می‌شود؟ و چرا فیلیپین ۷۲‌درصد از بازار جهانی آی‌سی‌های الکترونیکی را در اختیار دارد؟

به دلیل آنکه سرمایه‌دارانی که به دنبال کسب منفعت هستند، درصدد جستجویی غیرمتمرکز برای موفقیت هستند.

مطمئنا آنها که تحت لوای سرمایه‌داری ثروتمند شده‌اند تلاش خواهند کرد که کارهای خیر به نفع افرادی که همچنان در فقر مانده‌اند انجام دهند، درست مانند آنچه آقای گیتس قصد انجام آن را دارد. اما در عصر جدید، ترکیبی از محرک‌های بازار و احساس خوب «به رسمیت شناختن کمک‌های بشردوستانه»، فقر را پایان نخواهد داد. تاریخ نشان داده است که سرمایه‌داری با انگیزه کسب منفعت همچنان بهترین امید برای فقرا است.