وقتی من مجددا به ایران بازگشتم به من خبر دادند که او هزاران نفر را زندانی و صدها نفر را به قتل رسانده که بعضی از آنان به دست خودش بوده است. به من گفتند که بسیاری از رجال و شخصیت‌‌ها در زندان مسموم یا با آمپول هوا کشته شده‌‌اند. به‌عنوان مثال می‌‌توان از فیروز وزیر مالیه سابق، تیمورتاش که زمانی وزیر دربار مورد اعتمادش بود، سردار اسعد یکی از روسای ایل بختیاری که زمانی وزارت جنگ را بر عهده داشت، نام برد. داور که قبلا از وی نام بردم و یک صاحب منصب فوق‌العاده لایق بود، خودکشی کرد. کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس که تاجرى محترم و دوست هیات آمریکایی سابق بود، به قتل رسید. تقدم مذهبی با حرمت اماکن مقدسه نیز دیکتاتور را از اعمال خشونت‌‌بار بازنمی‌‌داشت. وحشت بر افراد مستولی شد. هیچ‌‌کس نمی‌‌دانست به چه کسی اعتماد کند و هیچ‌کس جرات نمی‌‌کرد اعتراض یا انتقاد کند. به‌جز در اوایل کار، به نظر نمی‌‌رسید هیچ تلاشی برای کشتن شاه به عمل آمده باشد. می‌‌گویند خود او بر این باور بوده که مقدر است عمر طولانی داشته باشد.»

 

منبع: آرتور میلسپو، آمریکایی‌‌ها در ایران، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، نشر البرز، ۱۳۷۰، صص ۵۳-۵۲

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند