در مجموع عوامل خارجی زیادی وجود دارد، اما مهم‌ترین عامل خارجی فکر و اندیشه‌‌‌ای است که به ایران آمد. در جامعه سنتی ایران، حکومت یک مشروعیتی داشت و این اقتدار یک اقتدار سنتی بود. در انقلاب مشروطه و حتی پیش از آن در قیام تنباکو، طبقات و اقشار گوناگون در جامعه ایران شرکت داشتند و در واقع تغییراتی بود که تنها یک طبقه در آن نقش نداشت اما طبقه متوسط بیشترین نقش را داشت. ما دو طبقه متوسط داشتیم؛ یکی طبقه متوسط سنتی بود که از گذشته داشتیم، از جمله پیشه‌وران، قشری از روحانیون و کسبه و اصناف. دیگری طبقه متوسط جدید بود که با تحولات این دوره از جمله تاسیس مدارس و وزارت‌خانه‌ها به صورت افراد تحصیل‌کرده و کارمندان و امثال آن شکل گرفته بود. افرادی که در تحولاتی چون مشروطه یا انقلاب ۵۷ نقش داشتند، عمدتا در شهرها بودند. اگر می‌گوییم که همه مردم در این انقلاب‌ها نقش داشتند واقع قضیه این است که آن کسانی که نقش اساسی را داشتند طبقات شهرنشین در تهران و شهرهای بزرگ بودند و روستاها، ایلات و عشایر آنقدر از وقایع دور بودند که نقش چندانی نداشتند. نقش طبقات شهرنشین به این دلیل بود که هم سواد کافی داشتند تا از روزنامه و کتاب آگاهی‌های لازم را بگیرند و هم اینکه در یک محیط بزرگ در کنار هم بودند که امکان فعالیت‌های جمعی همچون اعتصاب و راهپیمایی‌ها وجود داشت.

به نقل از گفت‌وگویی با دکتر محسن مدیرشانه‌چی، استاد علوم سیاسی

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند