«مهدی ملک‌زاده»، مولف «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران» نیز بر این اعتقاد است که کسروی در ذکر بسیاری از حوادث و موقعیت اشخاص در انقلاب خطا کرده و ظلم بزرگی در حق خادمان مشروطیت روا داشته است.  کسروی در تبریز به تحصیل علوم دینی مشغول شد تا اینکه در شب سه‌‌‌شنبه، ۱۱ دی ۱۲۸۱ خورشیدی، پدرش می‌‌‌میرد و احمد که در آن زمان ۱۲سال بیشتر نداشت، ناچار می‌شود درس را رها کند و برای تامین مخارج خانواده به اداره کارگاه قالی‌‌‌بافی پدرش بپردازد. کسروی در جوانی نخست شغل آموزگاری را در مدرسه آمریکایی تبریز یعنی مموریال اسکول انتخاب کرد تا اینکه در ۱۲۹۵خورشیدی به قفقاز رفت و مدتی در تفلیس اقامت داشت. در این سفر کسروی کوشید تا زبان روسی را بیاموزد. به تفلیس رفت و پس از ۲ روز راهی باکو شد. در باکو کاری نیافت، پس سوار کشتی شده به عشق‌‌‌آباد رهسپار شد. آنگاه به مشهد رفت و پس از یک ماه، از راهی که آمده‌ ‌‌بود به باکو بازگشت و چون دوباره کاری نیافت، باز به تفلیس رفت. در این شهر با روشنفکران روسی، ارمنی، گرجی و ترک آشنا شد و کتاب‌‌‌ها و نشریاتی مطالعه کرد و پس از مدتی به تبریز بازگشت و به کار خود در مدرسه آمریکایی ادامه داد.  وی سرانجام در ۱۲۹۹ خورشیدی به استخدام عدلیه تبریز در آمد اما با کودتای ۱۲۹۹ خورشیدی و تعطیلی موقت عدلیه تبریز، رهسپار تهران شد و در وزارت عدلیه کار خود را با عضویت در استیناف‌‌‌ تهران‌‌‌ و سپس‌‌‌ ریاست عدلیه استان‌‌‌ها از سرگرفت. چندی نیز مدعی‌‌‌العموم و قاضی بود تا اینکه در دهه‌‌‌ دوم حکومت رضاخان از مشاغل دولتی کناره گرفت و به فعالیت‌های پژوهشی روی آورد. در همین دوران‌‌‌ مجله‌‌‌ «پیمان» و سپس «پرچم» را انتشار داد. همزمان کسروی از حکومت‌‌‌ رضاخان نیز دلخور شد و از کارهای‌‌‌ دولتی‌‌‌ کناره گرفت و تنها به وکالت و پژوهش پرداخت. چندی در دانشگاه تهران و دانشکده افسری تدریس کرد اما با تصویب قانون استخدام استادان در مجلس از وی خواسته شد از برخی‌‌‌ مطالب مندرج در ماهنامه پیمان چشم بپوشد که وی زیر بار نرفت و عطای تدریس را به لقای آن بخشید.

این مطلب برایم مفید است
12 نفر این پست را پسندیده اند