بورک اندکی بعد با آغاز جنگ دوم انگلیس و افغانستان از قوای انگلیسی خواست تا او را به عنوان عکاس ارتش همراه خود ببرند. پس از آنکه درخواست او از سوی ارتش بریتانیا رد شد، تصمیم گرفت با هزینه شخصی به افغانستان برود و از زندگی، مناظر و البته قوای استعماری بریتانیا در این کشور عکاسی کند.

گفته می‌شود در این تاریخ، بریتانیا به دنبال سیاست‌های استعماری خود در آسیای میانه به فکر حمله دوباره به افغانستان افتاد و دولت این کشور که در طول نیم‌قرن توانسته بود در قاره هند نفوذ کند، سعی داشت نفوذ استعماری خود را در افغانستان گسترش دهد.

استعمار انگلستان طی چند دهه با حمایت برخی از سران قبایل، به تضاد و نزاع بین اقوام و قبایل در افغانستان دامن زد و تلاش ‌کرد سیاست داخلی و خارجی این کشور را در کنترل خود بگیرد.

امیر شیرعلی، پادشاه وقت افغانستان که در نزاع با برادران خود بر سر تاج و تخت مجبور به جلب حمایت انگلیس شده بود، پس از آنکه پایه‌های حکومت خود را استوارتر از پیش دید، به فکر اداره مستقل کشور و انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی بر اساس نظریات سیدجمال‌الدین اسدآبادی افتاد.

امیر شیرعلی خان ۱۰ سال سلطنت کرد و در این مدت اصلاحات و اقداماتی برای نوسازی کشور به عمل آورد. او در سال ۱۸۶۹م به امباله در پنجاب هند رفت و با فرماندار کل هندوستان ملاقات کرد. در همین سال، نماینده دولت ایران (حاجی سید ابوالحسن قندهاری) به سفارت کابل رفت و با امیر مذاکره کرد. او گزارش جالبی از دربار کابل، اوضاع افغانستان و شرح رخدادهای سفرش به رشته تحریر درآورد. موضوع حکمیت درباره سیستان نیز در عهد شیرعلی خان به میان آمد.

اصلاحات داخلی امیر که سفیر ایران نیز به تفصیل از آنها یاد کرده، عبارت بود از: تشکیل کابینه یا هیات‌وزیران و شورای مشورتی، انتشار روزنامه شمس‌‌‌النهار در ۱۸۷۳م، تاسیس چاپخانه، آغاز فعالیت پستخانه (داک‌‌‌خانه)، تشکیل ارتش منظم و آموزش‌دیده، تاسیس کارخانه‌‌‌های صنعتی در کابل و هرات و ساختن شهر جدید شیرپور در شمال شرق شهر کابل. برخی از نویسندگان این اصلاحات را برگرفته از برنامه‌‌‌های سیدجمال‌‌‌الدین اسدآبادی و برخی دیگر، ناشی از توصیه فرماندار انگلیسی هند می‌‌‌دانند. اما دشواری‌‌‌هایی که در سیاست داخلی و خارجی به وجود آمد، نه‌تنها به امیر فرصت ادامه این اصلاحات را نداد، بلکه سلطنتش را نیز بر باد داد. در عرصه سیاست خارجی، بی‌‌‌اطلاعی امیر از معاملات سیاسی قدرت‌های بزرگ، اطمینان بیش از حد به دولت روسیه و پایداری در برابر انگلیس او را با موانع جدی روبه‌‌‌رو کرد که سرانجام به سقوطش منتهی شد.

امیر شیرعلی خان در طول یک‌دهه حکومت و جنگ و گریز به هیچ یک از اهدافش نرسید، سیدجمال‌الدین هم افغانستان را ترک کرد. انگلستان به فکر لشکرکشی به افغانستان افتاد و قوای خود را از هند به طرف افغانستان سرازیر کرد.

انگلیس در ۲۱ نوامبر ۱۸۷۸م از سه جهت قندهار، خیبر و کرم حملات گسترده‌ای را به خاک افغانستان آغاز کرد و امیر شیرعلی که روزهای پایانی عمر خود را سپری می‌کرد، به قوای خود دستور داد مقاومت نکنند و ارتش بریتانیا به‌آسانی وارد خاک افغانستان شد.

عکس‌های «بورک» از این لشکرکشی تاریخی که احتمالا اولین عکس‌ها از کشور افغانستان به شمار می‌رود در قالب دو مجموعه یکی در موزه بریتانیا و دیگری در موزه کنگره آمریکا نگهداری می‌شود. این عکس‌ها در برگیرنده تصاویری از اردوی نظامیان انگلیسی در خارج از کابل و قندهار، عکس‌های تکی و دسته‌جمعی از سربازان و افسران انگلیسی و هندی، مناظر افغانستان و البته تعداد معدودی از مردم، مقامات و سربازان افغان است.

23 copy

این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند