بلگرانو در ۳ ژوئن ۱۷۷۰ در بوئنس‌آیرس در خانواده یک تاجر به دنیا آمد و هنگامی که تحصیلات دانشگاهی خود را در اسپانیا می‌گذراند با اندیشه‌های عصر روشنگری در دوران انقلاب فرانسه آشنا شد و هنگامی که به قلمرو رودخانه پلاتا یا رود نقره‌ای‌ (در مرز میان‌ آرژانتین‌ و اروگوئه‌ و برزیل‌) بازگشت و بدل به یکی از شهروندان اسپانیولی‌زبان بوئنس‌آیرس شد، در راستای بسط برخی از آرمان‌های سیاسی و اقتصادی نوین کوشید اما به‌زودی با مقاومت‌های سرسختی در آن ناحیه مواجه شد. این موضوع اندیشه استقلال آرژانتین از نظام استعمارگر اسپانیا را در ذهن وی روشن کرد. در آغاز کوشید تا از آرمان‌های کارلوتا جاکوینا حمایت کند که می‌خواست نایب‌السلطنه این ناحیه از سوی شاه فردیناند هفتم شود. وی از انقلاب ماه مه حمایت کرد که در جریان آن نایب‌السلطنه گماشته شده از سوی اسپانیا از قدرت خلع شد. پس از این برکناری وی به عنوان عضو رای‌دهنده شورای حاکم که قدرت را در دست داشت برگزیده شد.

او به عنوان عضو این شورا پیشگام مبارزات نافرجام در ناحیه پاراگوئه شد‌ اما نیروهای وی در نهایت در برابر استعمارگران به سختی شکست خوردند اما این نبرد و شکست در واقع طلیعه استقلال پاراگوئه در می‌۱۸۱۱ بود. در جریان نبرد یاد‌شده وی پرچم آرژانتین را طراحی کرد. با تقویت نیروهای خود وی توانست در نبرد بعدی در برابر نیروهای سلطنت‌طلب به پیروزی برسد.  وی بعدتر همراه با هیاتی دیپلماتیک راهی اروپا شد تا حمایت برخی از دول از دولت انقلابی آرژانتین را کسب کند. وی در جریان کنگره موسوم به توکومان (در شمال آرژانتین) که بیانیه استقلال آرژانتین در آن اعلام شد (۱۸۱۶)، حضور داشت. وی از حامیان یک سلطنت مشروطه به سود خاندان اینکا بود اما نمایندگان بوئنس‌آیرس به شدت با این طرح مخالفت کردند. این کنگره پرچم طراحی شده از سوی وی را به عنوان پرچم ملی به تصویب رساند. مرگ او در پی ابتلای وی به مرض استسقاء و در جریان یک لشکرکشی به ناحیه جنوب در ۲۰ ژوئن ۱۸۲۰ روی داد. آخرین واژگانی که وی به زبان راند عبارت بود از: آه، کشورم!

 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند