بردی در ۱۲ اوت ۱۸۵۶ در یک خانواده مهاجر ایرلندی در نیویورک به دنیا آمد. بردی کار خود را از مشاغلی همچون پادویی و پیک آغاز کرد و پس از استخدام در سامانه راه آهن مرکزی نیویورک درحالی که تنها ۲۱ سال داشت معاون مدیرکل شد. وی در ۲۳ سالگی با استفاده از دانش خود در باب صنعت حمل و نقل ریلی و امور اداری بدل به فروشنده‌ای بسیار موفق برای «منینگ، ماکسول و مور»، یک کمپانی تامین راه‌آهن شد. در ۱۸۹۹ عاملیت فروش کمپانی خودرویی پرسد استیل را بر عهده گرفت.

او که گرایش و علاقه شدیدی به جواهرآلات به‌خصوص الماس داشت، توانست سنگ‌های قیمتی و جواهرآلات زیادی به ارزش ۲ میلیون دلار (برابر با ۶۱ میلیون دلار فعلی) گرد آورد. از نظر کارشناسان مدرن در مورد ثروت وی مبالغه شده است.

او به پرخوری مشهور بود و از حامیان سبک زندگی شبانه در برادوی به شمار می‌رفت و در کنار عامه مردم شام صرف می‌کرد. وی پس از سرمایه‌گذاری در بازار سهام- که همواره توام با روش‌های اخلاقی هم نبود-توانست ثروتی بالغ بر ۱۲ میلیون دلار کسب کند. او نخستین فرد نیویورکی بود که توانست در ۱۸۹۵ صاحب یک اتومبیل شود.

جیم بردی صاحب یک اصطبل اسب‌های اصیل و مسابقه نیز بود و اسب‌های او در ۱۹۰۲ و ۱۹۰۶ توانستند مقام اول مسابقات اسب‌دوانی مختلفی را به‌دست بیاورند. این بخش از فعالیت‌های بردی، او را بدل به یک چهره ملی نیز کرد. بردی در ۱۹۱۲ مبلغی قابل‌توجه به بیمارستان جان هاپکینز واقع در بالتیمور مریلند اهدا کرد؛ جایی که خود درمان شده بود. این بیمارستان نیز به افتخار وی، انستیتو اورولوژی بردی را تاسیس کرد.

بردی هرگز ازدواج نکرد و پس از مرگش در ۱۳ آوریل ۱۹۱۷ در پی یک حمله قلبی، ثروتش بین موسسات مختلفی همچون بیمارستان نیویورک تقسیم شد.

بردی الهام‌بخش نگارش فیلم‌نامه‌ای با عنوان دایموند جیم از سوی پرستون استارگس در ۱۹۳۵ بود و شاید شخصیت «بیگ جیم» در ترانه «لیلی، رزماری و جک قلب‌ها» باب دیلن به وی اشارت داشته باشد.

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند