کنان در ۱۸۷۰ به سن‌پترزبورگ بازگشت و به داغستان در شمال قفقاز رفت؛ ناحیه‌ای که تنها ۱۰ سال قبل از آن امپراتوری روسیه آن را به خاک خود ضمیمه کرده بود. در داغستان او نخستین فرد آمریکایی به‌شمار می‌رفت که ارتفاعات این ناحیه مسلمان‌نشین را کشف و گله‌داران، نقره‌کاران، قالیباف‌ها و سایر صنعتگران ساکن در آن را به جامعه غرب معرفی کرد. وی سفر خود را در قفقاز شمالی ادامه داد و در نهایت توانست به ساماشکی و گروزنی در چچن برسد و در ۱۸۷۱ بار دیگر به آمریکا بازگشت. این سفرهای پژوهشی-اکتشافی او را به‌عنوان کارشناسی در همه زمینه‌های مرتبط با روسیه مشهور کرد.

 

در ۱۸۷۸ در خبرگزاری آسوشیتدپرس شغلی به وی داده شد تا به‌عنوان خبرنگار جنگی به بسیاری از مناطق درگیری در نقاط مختلف جهان سفر کند و در عین حال مقالاتی از وی در مجلات «سنتری»، «آتلانتیک»، «نشنال جغرافیا» و «اوت لوک» منتشر شد.

در ۱۸۸۵ کنان از طریق اروپا بار دیگر راهی سیبری شد؛ درحالی‌که رویکرد مثبتی نسبت به سیاست‌های روسیه تزاری داشت اما با ملاقاتی که با برخی دگراندیشان تبعیدی طی این سفر داشت، دیدگاهش نسبت به سیستم امپراتوری روسیه تغییر کرد. او به‌خصوص تحت‌تاثیر کاترین برشکوفسکی قرار گرفت که به «مادربزرگ کوچک انقلاب روسیه» معروف است. برشکوفسکی که در تبعید به سر می‌برد به کنان گفت: «شاید ما در این تبعید بمیریم و شاید نوه‌های ما هم در تبعید جان بسپارند اما در نهایت چیزی رخ خواهد داد.»

کنان در ۱۸۸۶ درحالی به آمریکا بازگشت که منتقد سرسخت اشرافیت روسیه و هوادار جنبش دموکراسی‌خواهی در آن کشور شده بود و طی ۲۰ سال بعد با سخنرانی‌های خود از وقوع انقلاب در آن کشور دفاع می‌کرد.

گزارش‌های او در مورد اوضاع سیبری و تبعیدشدگان به آن منطقه در مجلات مختلف نشر می‌یافت و کتابی دوجلدی با نام «سیبری و سیستم تبعید» نیز منتشر کرد. او به‌عنوان یک گزارشگر و خبرنگار جنگی مقالات و گزارش‌هایی در مورد سیاست‌های آمریکا، جنگ بین اسپانیا و آمریکا، جنگ روسیه-ژاپن، جنگ جهانی اول و... نوشت. کنان در دهم می‌۱۹۲۴ درگذشت.

4

این مطلب برایم مفید است
10 نفر این پست را پسندیده اند