مخبرالسلطنه هدایت نیز در کتاب «خاطرات و خطرات» درباره اوضاع اقتصادی دوران اشغال ایران و پس از آن، چنین می‌نویسد: «ملت گرفتار تنگی و گرانی نرخ‌ها،... دولت را مجبور به چاپ کاغذ کردند و خریدهای خودشان را به پول مملکت برگزار کردند و گفتند در مقابل، طلا ذخیره کرده آخر سر قرض خودمان را می‌پردازیم. مقداری هم طلا به بانک رساندند. مبالغ گزاف طلبکار ماندیم، که روسیه در مقابل تا امروز که دهم فروردین ۱۳۲۷ است کوراوغلی می‌خواند و آمریکا جنس می‌پردازد غالب بی‌مصرف. هنوز نرخ‌ها بالاست؛ مردم در زحمت و نگرانی...»

در مقاله «ایران در جنگ جهانی دوم» به قلم محمود قرآنی‌نوشاد می‌خوانیم: «ایران در فصل سوم پیمان تحمیلی اتحاد سه‌گانه تعهد سپرده بود برای مقاصد متفقین «جمیع وسایل ارتباطی را در خاک» خود در اختیار آنان قرار دهد. این وسایل عبارت بودند از: راه‌های آهن و راه‌ها و رودخانه‌ها و میدان‌ها و هواپیمایی و بنادر و لوله‌های نفت و تاسیسات تلفنی و تلگرافی و بی‌سیم. این بند هم تفسیرپذیر بود و هم اشغالگران سعی می‌کردند گستره آن را بیش از آنچه در پیمان آمده بود، ‌توسعه دهند. از همین رو تعهدات دولت ایران از تاسیسات مربوط به وسایل ارتباطی، به ساختمان‌ها و اماکن متعدد تسری می‌یافت. حال اگر واگذاری فرودگاه‌ مهرآباد به انگلیسی‌ها و در اختیار داشتن فرودگاه دوشان تپه توسط متفقین با توجه به پیمان توجیه‌پذیر می‌‌نمود.»

 

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند