لیدینگ که به عنوان فردی گره‌گشا و کاربلد شهرت یافته بود توانست به جایگاه بالایی در راس مدیریت فولکس واگن برسد  و به کارخانه «اتو یونیون» در اینگولشتات  رفت تا رئیس هیات مدیره آن کارخانه شود. در نخستین هفته حضور در آنجا، هر روز راس هفت صبح در ورودی سایت کارخانه می‌ایستاد تا کسانی را که دیر می‌آمدند شناسایی کند؛ روشی که در سایر کارخانه‌ها نیز به کار برد. او پی برد که ۲۸هزار اتومبیل فاقد مشتری و قدیمی در کارخانه وجود دارد، پس  کارکنان دفتر خود را «در راستای فروش آنها به هر قیمتی» روانه بازارها کرد. به این ترتیب بسیاری از دوستان و بستگان  کارکنان کارخانه اینگولشتات توانستند با تخفیف زیاد صاحب اتومبیل شوند. لیدینگ توانست در اولین سال حضور خود، هزینه‌های تولید کارخانه مزبور را تا ۳۴ درصد کاهش دهد.

در جولای ۱۹۶۸ لیدینگ ریاست شعبه فولکس واگن در سائوپائولوی برزیل را بر عهده گرفت و طی بازه‌ای سه ساله موفق به افزایش ۵۰ درصدی تولید فولکس واگن در برزیل شد.

طی چهار ماه نخست سال ۱۹۷۲ فروش داخلی فولکس واگن از کمپانی اپل در آلمان غربی عقب افتاد و مشکلاتی دامنگیر فولکس واگن شد. در ماه مه ‌همان سال لیدینگ از استراتژی نجات خود پرده برداشت. وی پی برد که فولکس واگن در حال تولید هشت مدل متمایز «ولوم» بوده است؛ مدل‌هایی که به لحاظ قطعات و فناوری تولید وجه مشترکی نداشتند. او به این نتیجه رسید که باید برای تولید انواع اتومبیل از فیات ۱۲۷ گرفته تا خودروهای خانوادگی تمام سایز، طراحی مشابهی صورت گیرد و قطعات اصلی آنها با هم شباهت داشته باشد. به این ترتیب او توانست فولکس واگن را از این بحران تولید نجات دهد.

رودلف لیدینگ در ۱۹۷۵ کمپانی را ترک کرد و در ۳ سپتامبر ۲۰۰۳ درگذشت.

 

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند