جان در ۶ سالگی در پی ابتلا به آبله‌مرغان نابینا شد و در نتیجه به آموختن نوازندگی ویالون پرداخت تا بتواند از این طریق بعدها کسب درآمد کند و به این ترتیب نوازنده‌ای چیره دست در نشست‌های سلطنتی شد. او همچنین به‌دلیل علاقه‌ای که به اسب‌ها داشت، به تجارت اسب نیز پرداخت و در عین نابینایی در شنا و غواصی، اسب سواری و حتی شکار مهارت یافت. او نه تنها به مسیرهای نیزبورگ آشنا بود که به‌عنوان راهنمای بازدیدکنندگان نیز کسب درآمد می‌کرد.

در ۱۷۳۹ با دوروتی بنسون، دختر یکی از زمین‌داران در‌هاروگیت آشنا شد، با او ازدواج کرد و آنها صاحب چهار فرزند شدند. او بعدتر به حمل بار با کالسکه در مسیرهای محلی، انتقال ماهی از بندر به لیدز و منچستر و...نیز پرداخت.

در ۱۷۶۵ پارلمان قانونی را گذراند که به موجب آن به تراست‌های شاهراه‌ها اجازه ساختن راه در راستای اخذ حق‌العبور در ناحیه نیزربورگ را می‌داد.

متکالف فرصت را غنیمت شمرد و برنده یک مقاطعه‌کاری برای ساخت بخشی ۵ کیلومتری از جاده میان مینسکیپ و فرنزبی در مسیر‌ هاروگیت به بورگ بریج شد و به خوبی از عهده این کار برآمد. او سپس راه‌هایی را در لانکاشایر، دربی شایر، چشیر و یورک شایر ساخت.

متکالف باور داشت که یک راه خوب باید از زیرسازی مناسب، زه‌کشی و سطح محدب و صاف برخوردار باشد تا آب باران به سرعت به سمت جوی‌های اطراف جاده حرکت کرده و جاده خشک شود. او اهمیت زهکشی مناسب را درک می‌کرد و می‌دانست این آب باران است که بیشترین مشکلات را در جاده‌ها ایجاد می‌کند. او موفق شد راهی برای ساختن راه از میان یک مرداب پیدا کند و در این راستا از دسته الوارهای ساخته شده از نوعی خاربن (خلنگ) و اولکس فرنگی‌های به هم پیچیده به‌عنوان زیرسازی استفاده کرد. او در کنار توماس تلفورد و جان مک آدام به‌عنوان یکی از پدران راه‌سازی مدرن شناخته می‌شود.

جک نیزربورگی کور در ۹۲ سالگی در خانه شخصی‌اش در اسپافرت درگذشت و در حیاط «کلیسای مقدسین» به خاک سپرده شد.

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند