علت بحران اقتصادی ما عبارتند از:تعادل بین مصرف و تولید ثروت در ایران به هم خورده یا روشن‌تر اینکه ما بیش از قوه تولید خودمان مصرف می‌کنیم. بین مجموع ثروت کلیه اجناس که در سال، روی هم رفته مصرف می‌کردیم و مجموع ثروتی که اهل مملکت به عمل می‌آوردند تناسبی بود، اگر ثروت زیاد تولید نمی‌کردیم، ثروت زیاد هم مصرف نمی‌شد.

از وقتی که پای مصنوعات فرنگ به میان آمد و قسمت اعظم مصنوعات خودمان ورافتاد، ذوق‌ها تغییر کرد و احتیاجات زیاد شد. از آن روز بحران اقتصادی نرم نرم پیش آمد و آمد پا و دامن و گریبانمان را گرفت تا امروز که به این حالمان انداخته و زیر پنجه آن دست و پا می‌زنیم.زمین در ایران زیاد است اما سرمایه و نیروی کار متناسب با آن وجود ندارد. جهل کشاورزان درباره شیوه‌های نوین فلاحت و خرافاتی که گریبان‌گیر آنها شده، مانع افزایش تولیدات کشاورزی است. سرمایه‌ ناشی از پس‌انداز است. ما که دائم مصارفمان زیاد می‌شود و به آن نسبت تولیدمان پیش نمی‌رود، نمی‌توانیم سرمایه داشته باشیم. جایی که سرمایه کم است نرخ بهره بالا است و این خود مانعی برای ترقی محصولات کشاورزی است وضع صنعت از فلاحت بهتر است و ایران در این خصوص هیچ پیشرفتی نکرده است.»

داور در ادامه می‌نویسد: راز ترقی و سرعت ترقیات اقتصادی در غرب عبارت است از:در مدت کم جنس زیاد به عمل آوردن. تمام سعی و تدبیر مغرب زمین صرف این می‌شود که فردا نسبت به امروز با وقت کمتر محصول بیشتر تولید کنند. عدم تناسب بین تولید و مصرف را چگونه می‌توان برطرف کرد؟ یا باید از مصرف کاست یا بر تولید افزود.  راه علاج منحصر به همین است و بس. وقتی می‌شود گفت ایران ترقی کرده که تمام مردم دارای جمیع وسایل آسایش و استراحت بشوند. هر سال چند صد میلیون پیله ابریشم، پنبه، پشم، توتون، میوه خشک و تر، مس، سرب و صدها قسم مال‌التجاره به سایر ممالک بفروشیم و با آن پول، اجناس خوب فرد ‌اعلی بخریم. خلاصه تمام همّ ما باید مصروف این بشود که جنس مشتری‌پسند زیاد برای بازارهای داخلی و خارجی تهیه کنیم، ثروت زیاد به عمل بیاوریم، تولیدمان بر مصرفمان بچربد.»

بخش‌هایی از مقاله‌ای به قلم علی‌اکبر داور در شماره ۱۳مجله آینده، سال۱۳۰۵

 

این مطلب برایم مفید است
45 نفر این پست را پسندیده اند