رئیس: آقای دولت‌آبادی موافقید (دولت‌آبادی: بلی)، آقای خرازی موافقید؟

خرازی: خیر مخالفم‌.

رئیس: بفرمایید.

خرازی: بنده اصولا با استخدام هر متخصص خارجی برای کشور مخالف هستم (بعضی از نمایندگان: صحیح نیست آقا) اجازه بفرمایید آقا زیرا که تصدیق خواهید فرمود که هیچ وقت این عبارتی که در لوایح می‌نویسند و پیشنهاد می‌کنند متخصصان عالی‌مقام، متخصصان عالی‌مقام به ما نمی‌دهند، متخصصان درجه یک نمی‌دهند درجه دو هم نمی‌دهند درجه سه هم نمی‌دهند، متخصصان درجه چهار می‌دهند. شما فرض بفرمایید یک دبیری که در دبیرستان‌های تهران درس می‌‌دهد هیچ ‌وقت وزارت فرهنگ موفق نمی‌شود این را به قم و قزوین بفرستد چه رسد به شهرستان‌های وردست آن کسی که لیاقت این را دارد که در دبیرستان‌های تهران یا تبریز یا اصفهان درسی بدهد این هیچ  وقت به حومه و شهرستان‌ها نمی‌‌رود بنابراین اشخاصی که می‌روند استخدام می‌کنند اشخاصی هستند که درجه چهارم در مملکت خودشان وامانده هستند ما چرا برای ایرانی منزلت و قدر قائل نیستیم.

عوض این کارها این همه ما اشخاص تحصیل کرده در رشته‌های مختلف داریم، در آمار هم بفرستید یک نفر دو نفر بروند در همین آمریکا، در انگلستان، در فرانسه، در آلمان تحصیل بکنند اتود بکنند بیایند اینجا در مملکت ما، غیر ‌از اینکه اینها می‌آیند اینجا یک عده مترجم برای خودشان استخدام می‌کنند زبان مملکت ما را نمی‌‌دانند از اتومبیل استفاده می‌کنند، از مترجم، از دفتر و غیر‌ ذلک بعد از مدت‌ها هم خواهند گفت که اینها به درد نمی‌خورد بنابراین بنده عقیده‌ام این است که برای هر کاری که دولت احتیاج دارد که از پیشرفت‌هایی که ممالک راقیه کرده‌اند استفاده بکند از خود ایرانی‌ها از چند نفر یک امتحانی بکند و اینها را برای شش ماه الی یک سال بفرستید بروند در خارجه آن پیشرفت‌های جدید را مطالعه بکنند. مطمئن باشید برمی‌گردند به مملکت و برای ما مفید خواهد بود ولی متخصص درجه چهار ممالک خارجه به درد ما نخواهند خورد.

رئیس: آقای دولت‌آبادی!

دولت‌آبادی: بیانات جناب آقای خرازی همکار محترم و عزیز بنده تا این حد صحیح است که در مواردی که ما اشخاصی مطلع و بصیر داریم دست حاجت پیش بیگانه دراز نکنیم اما اگر این مورد آمار یک امر بسیار دقیق وقتی است و این نکته موردتوجه همه آقایان هست که ما دیگر نمی‌توانیم اطلاع داشته باشیم که موارد و مواد تولید ما از کجا است و مورد توزیع آن در کجاست و گاه‌گاه هزینه‌های هنگفتی تحمیل می‌شود بر بودجه مملکت و ناچاریم گندم خودمان را از یک جایی ببریم جای دیگر و دوباره برگردانیم. اینها فقط و فقط در اثر نقص آمار است و نداشتن استاتیستیک کامل و ما در تواریخ که مراجعه می‌کنیم می‌بینیم آمارگیری در زمان صفویه در این مملکت بوده است و اما در این تحولات چندین صد ساله به این امر اساسی توجهی که باید بشود، نشده است و تعیین سرشماری و تعیین خانوار در ایران یکی از امور اساسی و موردتوجه بوده است که ده به ده و شهر به شهر سرشماری می‌شده است و می‌توانسته‌اند حاجات اینها را پیش‌بینی کنند.

بنده فکر می‌کنم که وجود یک نفر متخصص ورزیده برای کار آمار مملکت از کارهای بسیار بسیار لازم است؛ مخصوصا که آقایان در خاطر داشته باشند همکاران عزیز من که در دوره هجدهم تشریف داشتند قانونی گذراندیم که تلویحا این اختیار را در ماده ۶ آن قانون داده‌ایم. بنابراین من خواهش می‌کنم که در وضع موجود که اهمیت آمار برای همه آقایان روشن است و لزوم تاسیس و تکمیل آمار مملکت بدیهی است اینجا آقای وزیر کشور هم تشریف دارند آمار کامل باید باشد که ما بتوانیم هر چه موجودی است علاوه بر افراد تولید و مصرف را هم مشخص بکنیم و در این آمار تعیین شود آقایان رای بدهند که متخصص بیاید.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند