واژه‌هایی‌ مانند «حریت‌»، که‌ مستشارالدوله‌ به‌کار می‌گیرد، در تعارض‌ آن‌ با بردگی‌ فهمیده‌ می‌شد و واژه‌ «آزاد»، به‌ معنای ‌«آزادی‌ از…» به‌کار می‌رفت‌ و ربطی‌ به‌ مفهوم‌ مجرد «آزادی‌« انسانی‌ که ‌قانون‌ بیان‌ اراده‌ اوست‌ و از قانون‌هایی‌ تبعیت‌ می‌کند که‌ خود او گذاشته‌ است‌، نداشت‌. بدین‌‌سان‌، آنچه‌ میرزا یوسف‌خان‌ در «فقره‌ سیم(سوم)‌» از رساله‌ یک‌کلمه‌ می‌آورد، معادلی‌ در اعلامیه‌ حقوق‌بشر ندارد، بلکه‌ او، با تلفیق‌ چند اصل‌ از اعلامیه‌، «حریت‌ شخصیه‌» و امنیت‌ فردی‌ را به‌عنوان‌ اصلی‌ واحد می‌آورد. «حریت‌ شخصی‌«، در رساله‌ مستشارالدوله‌، «یعنی‌ بدن‌ هرکس‌ آزاد است‌ و احدی‌ را قدرت‌ نیست‌ سیلی‌ یا مشت‌ به‌ کسی‌ بزند یا دشنام‌ و فحش‌ بدهد» اصل‌ چهارم‌ اعلامیه‌ حقوق‌بشر «آزادی‌» را «توانایی‌ انجام‌ هر کاری‌» تعریف‌ کرده‌ بود که‌ از آن‌ ضرری‌ به‌ دیگری‌ نرسد.

بدین‌‌سان‌، برابر اعلامیه‌، دامنه ‌«حقوق‌ طبیعی‌ هر فردی» را تنها گستره‌ حقوق‌ طبیعی‌ دیگر اعضای‌ جامعه‌ محدود می‌کرد، اعلامیه‌ آن‌ حقوق‌ را به‌ رسمیت‌ می‌شناخت‌ و مرزهای‌ آن‌ را معلوم‌ می‌کرد. در فلسفه‌ سیاسی‌ اعلامیه‌ حقوق‌بشر، مفهوم‌ «آزادی‌» مفهوم‌ بنیادین‌ به‌شمار می‌آمد و بر همه‌ اصول‌ دیگر اشراف‌ داشت‌. میرزا یوسف‌خان‌ نه‌‌تنها به‌ اصل‌ آزادی‌ اشاره‌ای‌ نمی‌کند، بلکه‌ همه‌ اصول‌ دیگری‌ را نیز که ‌در فلسفه‌ سیاسی‌ اعلامیه‌ حقوق‌بشر پیوندی‌ با آن‌ مفهوم‌ داشت‌، از رساله ‌خود حذف‌ می‌کند. مستشارالدوله‌ «حریت‌ شخصیه‌» را در پیوند آن‌ با کرامت ‌جسم‌ انسان‌ و امنیت‌ او می‌آورد و می‌نویسد که‌ این‌ حریت‌ شخصیه‌ تالی‌های ‌بسیاری‌ دارد. از جمله‌ اینکه‌ «احدی‌ را درون‌ خانه‌ کسی‌ حق‌ دخول‌ و تجسس ‌نیست‌ و هیچ‌‌کسی‌ را به‌ گناه‌ دیگری‌ عقوبت‌ نمی‌توان‌ کرد و کسی‌ را با ظن مجرد نمی‌توان‌ گرفت‌…» و از این‌ بیان‌ نتیجه‌ می‌گیرد که‌ «این‌ نیز کأنه‌ قانون ‌اسلام‌ است‌.»

در «فقره‌ پنجم‌»، میرزا یوسف‌خان‌ «مرافعه‌ ظلم‌» را که‌ بر «هرکس‌ واجب‌ است‌»، اصل‌ اساسی‌ قانون‌های‌ فرنگستان‌ می‌داند و می‌نویسد که‌ «اغلب‌ خوبی‌ها و آسایش‌ و آبادی‌ و امنیت‌ فرنگستان‌ از وجود این‌ قانون‌ است‌»، زیرا علت‌ اصلی‌ آن‌ «عدل‌ و انصاف‌» است‌ و خداوند نیز در آیه‌های‌ بسیاری‌ به‌ آن ‌«امر و ترغیب‌ فرموده‌ است‌.» او آزادی‌ قلم‌ و بیان‌ را از نتایج‌ این‌ اصل‌ و مندرج‌ در تحت‌ حکم‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر می‌داند و می‌نویسد: از نتایج‌ حسنه‌ این‌ قانون‌، اختیار و آزادی‌ زبان‌ و قلم‌ شایع‌ شده‌، هرکس‌، از اعلی‌ و ادنی‌، هر چیزی‌ که‌ در خیر و صلاح‌ و رفاه‌ مملکت‌ و ملت‌ به‌ خیالش ‌برسد، با کمال‌ آزادی‌ می‌نویسد و منتشر می‌کند. اگر خیال‌ و تصورات‌ او مقبول‌ امت‌ باشد تحسین‌ و در صورت‌ عکس‌، منع‌ و تقبیح‌ خواهند کرد.

بخشی از سخنرانی دکتر جواد طباطبایی به مناسبت صدو دهمین سال انقلاب مشروطه. ۱۳۹۵

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند