آنچه در ایرانِ آن روز می‌گذشت در شعر و روزنامه وی منعکس می‌شد و از جور و تبعیض و بی‌عدالتی شکوه می‌کرد. علاوه بر جوهر و درون‌مایه اجتماعی و انتقادی اشعار منتشر شده در نسیم شمال و سخن از دل‌برآمده سید اشرف الدین، نکات ظریف دیگری شعر او را دلنشین کرده و به آن رواج و اشتهار بخشیده که در خور توجه است. وی بعدها به‌عنوان محبوب‌ترین و معروف‌ترین شاعر ملی عهد مشروطه شناخته شد و روزنامه‌اش در تهران انتشار یافت. این روزنامه به مدت بیست سال، هر هفته توزیع می‌شد و پس از مرگش نیز، انتشار آن تا مدتی ادامه یافت. سعید نفیسی می‌نویسد: «نسیم شمال از میان مردم بیرون آمد، با مردم زیست، در میان مردم فرو رفت. این مرد نه وزیر شد، نه وکیل شد، نه رئیس اداره شد، نه پولی به هم زد، نه خانه ساخت، نه ملک خرید، نه مال کسی را با خود برد، نه خون کسی را به گردن گرفت. من ساده‌تر و بی‌ادعاتر و کم‌آزارتر و صاحبدل‌تر و پاکدامن‌تر از او کسی را ندیدم. مردی بود به تمام معنی مرد. مودب، فروتن، افتاده، مهربان. گدای راه‌نشین را بر مالدار کاخ‌نشین همیشه ترجیح می‌داد. آنچه کرد و گفت برای همین مردم خُرده‌پای بی‌کس بود.»

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند