نتایجی که از این برداشت از لیبرالیسم به‌دست می‌آید لیست بلندی از دستاوردهای بشری در چند قرن اخیر است، شامل آزادی مذهب، بیان، انتشارات و همینطور مقابله با برده‌داری، خدمت سربازی اجباری و جرایم بدون قربانی. در عرصه‌ سیاست بین‌الملل، مخالفت با امپریالیسم و جنگ برای دلایلی جز دفاع از خود نیز از نتایج چنین برداشتی از آزادی است. همچنین معتقدین به این برداشت از آزادی، اولین کسانی بودند که خواهان حقوق برابر در برابر قانون برای زنان و عدم خشونت علیه کودکان بودند.اما شاید برای خواننده تا اینجا این‌طور به نظر برسد که برداشت نوین یا پیشرو از لیبرالیسم، تفاوت چندانی با برداشت قدیمی‌تر آن در توصیف آزادی در قالب آزادی‌‌های منفی ندارد و نتایج هر دو در بسیاری مسائل که در بالا ذکر شد تقریبا مشترک است. با نگاهی دقیق‌تر اما می‌توان دید تفاوت اصلی بین برداشت جدید و قدیم از مفهوم لیبرالیسم، در نقش دولت در اجتماع انسانی نهفته است؛ آن‌چیزی که نویسنده از آن با عنوان پدرسالاری پیشروان در شیوه عملکرد دولت در جامعه‌ متعهد به آزادی یاد می‌کند.

از نگاه آزادی‌خواهان قدیم نقش دولت محدود به پیشبرد هدفی است که در بالا تحت عنوان آزادی منفی بیان شد، در حالی که در برداشت جدید نقش دولت بسیار وسیع‌تر تعریف شده است؛ با این هدف که خیر عمومی را آن‌طور که درست و غلط زمانه توسط متفکران و محققان برای مردم تعریف می‌شود پیش ببرد. این اختلاف نظر در قالب یک مثال ساده در ابتدای کتاب بررسی شده است. آدام اسمیت به‌عنوان پدر علم اقتصاد و مدافع آزادی اقتصادی، طرفدار محدود کردن نرخ بهره برای رباخواران بود و معتقد بود در این مورد خاص، خیر عمومی در محدود کردن قانونی آزادی تعیین نرخ بهره است. جرمی بنتام که خود از دیگر طرفداران آزادی‌خواهی است، در واکنش به این دیدگاه اسمیت، در نوشته‌ای، وی را به کوتاهی از آرمان‌های آزادی‌خواهی متهم کرده و او را در دام پیش‌داوری‌ها قلمداد کرده است.

این اختلاف‌نظر نکته‌ مهمی را برجسته می‌کند، همان‌طور که ستاره  قطبی برای راهنمایی است، این برداشت از آزادی هم همچون قاعده‌ای کلی است جهت راهنمایی؛ و نباید از آن در قالبی دستوری کورکورانه پیروی کرد. اما تشخیص محل نقض آزادی مساله‌ای است که پس از چند قرن هنوز محل مناقشه است و نقطه‌ای است که دیدگاه‌های متفاوت، حول آن شکل می‌گیرد. از دیگر نمونه‌های مشابه در تاریخ می‌توان به مساله تحریم بریتانیا و فرانسه توسط ایالات‌متحده در سال ۱۸۰۷ اشاره کرد که از دید آزادی‌خواهان، مصداق نقض حق تجارت شهروندان آمریکا بود.

بخشی از مقاله بهزاد طبیبیان در معرفی کتاب «نظام آزادی» به قلم جورج اسمیت

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند