رئیس ستاد ارتش روسیه عین پیشنهاد مستشرق مزبور را برای پاسکویچ ارسال کرد. پاسکویچ با گریبایدوف به مشورت نشست و پس از تحقیقات لازم به این نتیجه رسیدند که تنها در تبریز و اردبیل می‌توان به مخازن آثار ادبی و علمی دست یافت. کتابخانه آستانه شیخ صفی در اردبیل که در زمان صفویه یکی از مهم‌ترین کتابخانه‌های آن عصر محسوب می‌شد، هنوز هم پس از تحمل خسارات و خرابی‌های زیاد حاوی کتب نادر و نفیس بود. گریبایدوف که خود ادیب بود و از ارزش آن نسخ خطی آگاه بود، برای دست یافتن به آن گنجینه و انتقال آن به روسیه آرام و قرار نداشت. از این رو، به رغم اینکه شهر اردبیل در خارج از مسیر حرکت قشون روس بود و تصرف آن مستلزم خسارات و هزینه زیادی بود، عده‌ای قشون به سوی اردبیل گسیل شدند که هدف آنها تنها به چنگ آوردن کتابخانه شیخ‌صفی بود.

قشون مزبور در تحت فرماندهی ژنرال سو چلن در تاریخ ۲۵ ژانویه ۱۸۲۸ پس از محاصره شهر اردبیل و تصرف آنجا علمای شهر را احضار و ماموریت خود را به آنان ابلاغ کرد. علما و بزرگان مزبور ابتدا زبان به اعتراض گشودند ولی سرانجام مجبور به تسلیم کتابخانه به سردار روسی شدند. ژنرال مزبور نیز آن کتب را در همان سال با کاروانی نظامی به طرف تفلیس روانه ساخت و از آنجا به پایتخت روسیه (پطرزبورگ) انتقال داده شد و به فرمان امپراتور روسیه به‌عنوان غنائم جنگی به کتابخانه عمومی پطرزبورگ تحویل گردید و اکنون همراه با کتب دیگری که از لهستان و عثمانی و ... منتقل شده بودند و کتب نفیسی که خسرو میرزا از جانب فتحعلی شاه به‌عنوان خون‌بهای گریبایدوف با خود برده بود در کتابخانه شچدرین پطرزبورگ نگهداری می‌شود. شرح مفصل این ماجرا در کتاب گریبایدوف در گرجستان و ایران تالیف غنی قلی یوف چاپ ۱۹۳۰ باکو نقل شده است.

میرهدایت حصاری، سرنوشت ملال انگیز کتابخانه تاریخی اردبیل، کیهان فرهنگی، دی ماه ۱۳۶۵

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند