کوچک‌خان گروه‌های مختلفی از نیروهای سیاسی و طبقات ناراضی را گرد خود جمع کرد. او موفق شد انقلاب را از مشروطه‌خواهی به جمهوری‌خواهی سوسیالیستی سوق دهد و در ژوئن ۱۹۲۰ یک جمهوری شورایی در گیلان به پا کرد. کمبود منابع مالی، اختلافات درونی و حمله نظامی نیروهای دولت به رهبری سردار سپه و انگلستان منجر به سقوط جمهوری شورایی او شد. بعد از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن رضاخان تحت عنوان سردار سپه، دولت مرکزی تصمیم گرفت حاکمیت خود را بر تمام خاک ایران مسجل کند؛ بنابراین باید دولت‌های محلی از میان برداشته می‌شدند که از جمله آنها دولت جنگل بود. در تهران تحلیل‌ها بر این امر استوار بود که دولت جنگل دست‌نشانده و عامل دولت شوروی است که از طریق آن قصد دارد تسلط نظامی و ایدئولوژیک خود را بر کل ایران حاکم کند. به فرمان احمدشاه قاجار قوای دولتی بریگاد قزاق به سرکردگی سردار سپه برای سرکوب قوای سرخ وارد رشت شد و چندین برخورد جنگی بین دو قوا به‌وجود آمد که گاه نیروهای دولتی پیشروی و گاه عقب‌نشینی می‌کردند. در نهایت با مذاکرات پشت پرده قوای سرخ خاک رشت و بندر انزلی را ترک کردند. نیروهای خالو قربان تسلیم قوای سردار سپه شدند و بخش چپ‌گرای جنگل یعنی احسان‌الله‌خان و رفقایش به خاک شوروی گریختند. در این جنگ‌ها میرزا با قوای خود در صومعه‌سرا حضور داشت که بی‌طرف مانده و در فکر تجدید قوا بود. اما سرانجام زیر فشار سرما و برف در ۱۱ آذر ۱۳۰۰، درحالی‌که میرزا، هوشنگ یکی از یارانش را به کول گرفته بود، در کوه‌های خلخال از پای درآمد و شهید شد.