پنج سال تمام یونکرس از امتیاز مکتسب سود جسته و تقریبا بدون هیچ اتفاقی در مخلوط بین تهران - بغداد و تهران - انزلی پرواز کرده بود. این شرکت با خدمات خود موردتوجه خاص مسافران قرارداشت، اما می‌توان گفت که اداره این خطوط هوایی از نظر مالی و تجاری بسیار بد بود و هر ساله زیانی در حدود چندین هزار مارک برای آلمان دربرداشت. در پنجم فوریه ۱۹۳۲ قرارداد به پایان می‌رسید و از طرف ایران نیز به تمدید آن هیچ اظهار تمایلی نمی‌شد. یونکرس به مفاد قرارداد دائر بر ایجاد یک مدرسه خلبانی عمل نکرده بود، چون بر اثر وضع مالی اسف‌انگیز خود اصولا هم نمی‌توانست چنین کند. این کوتاهی یونکرس مورد سوءظن شاه و مسوولان نظامی قرار گرفت. به هر حال وزیر دربار توانست کار را به این صورت حل کند که یونکرس مجاز باشد پس از انقضای قرارداد بازهم به‌صورت موقت این خطوط را اداره کند اما از عقد قراردادی تازه دیگر خبری نبود.

دو ماه بعد شرکت یونکرس در آلمان از عهده پرداخت دیون خود برنیامد و در نتیجه هواپیمایی هم در ایران متوقف شد. این امر ضربه مهلکی بود به حیثیت هواپیمایی آلمان و در نتیجه خود کشور آلمان.  اینکه این خطوط هوایی از نظر فنی، از اولین روز شروع تا آخرین لحظه پایان کار خود، همواره استادانه و بدون وقفه اداره شده بود، مختصر تسلای خاطری برای ما به‌شمار می‌رفت. کوشش‌های لوفت‌هانزا برای اینکه جای یونکرس را بگیرد حاصلی نداشت، زیرا شرایطی که ایرانیان پیشنهاد می‌کردند، ممکن‌الحصول نبود. رئیس‌الوزرا به من به‌صورت خصوصی گفت که به‌دلیل اینکه یونکرس تعهد خود را در مورد تاسیس مدرسه خلبانی انجام نداده، شاه به آن با نظر عداوت می‌نگرد و حالا این نامهربانی به لوفت‌هانزا نیز تسری یافته است. از جانب برخی محافل سودجو این ایراد به یونکرس گرفته شد که در معامله «سخت» است و «برای ایران سرکیسه را شل نمی‌کند.» در عمل هم می‌توان گفت که شرکت یونکرس بسیار کم حق و حساب می‌پرداخت. فقط یک‌بار که یونکرس دو فروند هواپیما به دولت ایران فروخت، ناگزیر شد برحسب صورتی که به آن دادند چنین پول‌هایی بپردازد.»

منبع: بلوشر، ویلبرت، سفرنامه بلوشر، ترجمه کیکاووس جهانداری، خوارزمی، ۱۳۶۹.