۶ گروه در این انتخابات دارای حق رای بودند:شاهزادگان قاجار،اعیان و اشراف، علما و طلاب، ملاکین و فلاحین، تجار و اصناف.انتخاب‌شوندگان علاوه بر داشتن تابعیت ایران و معروفیت محلی، باید باسواد می‌بوده و حداقل ۳۰ و حداکثر ۷۰ سال سن می‌داشتند. طبق نظام‌نامه انتخابات، یکی از شرایط برای ملاکین و زارعین (یا فلاحین)، داشتن ملکی با ارزش بالای هزار تومان و برای تجار دارا بودن حجره و تجارت معین بود و اصناف باید از اهل صنف باشند و کار معین صنفی داشته باشند و دارای مغازه‌ای، که اجاره‌ آن براساس اجاره‌های متوسط محلی باشد. اصولا آنچه در این میان به چشم می‌خورد، باور آن زمان نگارندگان نظام‌نامه مبنی بر ارتباط میان مالکیت و حق مشارکت سیاسی بود. چه آنکه امروزه این تصور، قابل قبول نبوده و تابعیت، شهروندی و حقی به نام حق تعیین سرنوشت خود، ملاک تعیین حق رای می‌شود و ملاک‌هایی چون ثروت، طبقه اجتماعی یا اشتغال به یک حرفه یا عضویت در یک صنف منشأ حق رای نمی‌شود.

همچنین با وضع چنین قاعده‌ای تعداد بسیاری از ملاکین و کشاورزان از حق انتخاب محروم شدند که این محرومیت اصولا هیچ معنایی نداشت. اما باید توجه داشت که فقدان مذاکرات در مورد رابطه‌ مالکیت و حق انتخاب شدن، برای تدوین‌کنندگان از اهمیت وافری برخوردار نبوده و ظاهرا گنجاندن شرط دارایی در موارد فوق، برای آنها امری عادی و طبیعی به شمار می‌رفته است. زنان و به عبارتی دقیق‌تر زنان تحول‌خواه، بعد از مشروطه، امیدوار بودند که انقلاب مشروطه، زندگی فردی و اجتماعی‌شان را دگرگون کند و به تحقیر و ستم بر آنها خاتمه دهد؛ اما این انتظار در نخستین گام‌های مشروطه خواهان یعنی تنظیم نظام‌نامه انتخابات رنگ باخت؛ زیرا نویسندگان نظام‌نامه مجلس شورای ملی با توجه به فرهنگ و سنن حاکم بر جامعه و نیز از بیم واکنش‌های احتمالی، زنان را از انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کردند. مجلس اول مشروطه به ریاست مهدی قلی‌خان هدایت از ۱۴ مهر ۱۲۸۵ رسما کار خود را در عمارت بهارستان تهران آغاز کرد.